& چانگبینننننننننننننننننننننننن
با صدای یجی همه از جاشون پریدن
یجی و چانگبین داشتن بشقاب هارو میبردن آشپذخونه که چانگبین پاش لیز خورد و خورد به یجی و تمام بشقاب ها شکست
فلیکس زود دوید سمت آشپزخونه با دیدن صحنه رو به روش نمیدونست بخنده یا جدی باشه
رفت جلو و بهشون کمک کرد تا بلند شن
&پسره ییییییی عوضییی .... جلوتو نگاه کن
¢بابا که چیییی .... چند تا بشقاب بودددد دااا ..... واقعا که تو باید یزره هم بگی فدای سرممم که اتفاقی برای خودمون نیوفتاد
&خیلییی پروییییی
+باشه چیزی نیست منم کمکتون میکنم تا اینجا و تمیز کنید
& اَه برامون کار درست کردی یزره جدی باششش
¢صحیح شما درست میگیییییییی
و با حرس و پرس رفت بیرون
_ اشکالی نداره یجی حالا چند تا بشقاب بود
یجی دیگه چیزی نگفت و همه شروع کردیم به کمک کردن تا اونجارو تمیز کنیم
+آخ
همه برگشتن سمت فلیکسی که توی زمین نشسته بود و داشت تیکه های درشت سکته ی بشقاب هارو جمع میکرد و هیونجین با دیدن اومدن خون از انگشت فلیکس .. سریع سمتش رفت و رو به روش نشت
دست کوچولوی فلیکسو تو دستش گرفت
_چیزی نیست یزره بریده شده
فلیکس سرشو تکون داد
یهو با خیس شدن انگشتش ضربان قلبش توی دهنش زده شد
هیونجین انگشت اشاره ی فلیکس رو داخل دهنش برد و خونشو میمکید
و این کار هیونجین باعث شد فلیکس به خنده بیوفته و به لبای درشت و گوشتی نگاهی کنه واییییی نه نه اینجا نمیتونست کاری کنه
با بیرون اومدن انگشتش از دهن داغ و خیس هیونجین
نگاهش و به زخمش داد و با دیدن قطع شدن خون نگاهی به هیونجین کرد و لبخندی زدهیونجین هم متقابلاً لبخندی زد و دستشو برد سمت موهای فلیکس و به همشون زد
_پاشو
دست هیونجین رو گرفت و بلند شد
+من میرم اتاق زود میام
هیونجین سرشو تکون داد
و به دور شدن فلیکس خیره شد
بعد تموم شدن کارها هیونجین کیکو گذاشت وسط میز و به بقیه نگا کرد که داشتن میومدن سمت صندلی تا بشینن کیک میل کنن
مین لین : من میرم به مینهو و جیسونگ هم بگم تا اون موقع به کیک دست نزنید
همه باشه ای گفتن

YOU ARE READING
༒•𝑭𝒐𝒓𝒃𝒆𝒅𝒆𝒏 𝒍𝒐𝒗𝒆•༒
Vampireکی فکرشو میکرد وقتی که از قصرش فرار کنه همچین اتفاقایی براش بیوفته .. سرنوشتی براش ورق خورده بود که که نه راه فرار داشت نه راه برگشت یعنی باید ادامه میداد؟ + گوهههه به این سرنوشتی و شانسی که من دارممم.... ........... Name: •𝒇𝒐𝒓𝒃𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝒍𝒐...