بعد از خرید بلیط همگی سوار تله سیژهای آهنیِ به سرما نشسته، شدند. سوبین بار دیگر با گرفتن دست یونجون به او برای نشستن کنارش بر تله سیژِ دونفره کمک کرد. خط عبور تله سیژ ها از روی کوههای بلند و یخ زده و در پس آن دریاچهای کوچکی که رویش را لایهی نه چندان نازکی از یخ پوشانده بود میگذشت. یونجون به ارتفاعی که از زمین داشتند و احتمال سقوطشان در دریاچهی یخ زده میاندیشید و از نگاه مردی که کنارش نبم رخش را وارسی میکرد غافل بود، یا حداقل اینطور وانمود میکرد.
_اون پایین، از اینکه سوار اسنوبایک بشی میترسیدی.
یونجون سر بالا آورد و با اخمی ظریف به حقیقت کوتاه و ناگهانیای که از دهان مرد کنارش بیرون آمد توجه داد.
سوبین به او فرصت پاسخ دادن نداد. این بار چهرهای پرسشگر به خود گرفت.
_اسکی کردن روی برف هم به همون اندازه خطرناکه اما خودت پیشنهاد دادی انجامش بدی.
یونجون که متوجه سوال پیش آمده در ذهن سوبین شد اخم از چهره باز کرد.
_این دوتا قابل مقایسه نیستن. توی اسکی پاها روی زمینه و کنترل حرکت دست خودته اما اسنوبایک یا موتور و دوچرخه...همشون نیاز دارن تسلطت رو به چرخ و زنجیر بسپاری.
سوبین منطق حرف او را پذیرفت و سرتکان داد.
_پس از کنترل شدن میترسی؟
یونجون نگاه از او گرفت و دوباره به دریاچهی به یخ نشسته چشم دوخت.
_فقط ازش اجتناب میکنم.
با وجود سر برگرداندن یونجون نگاه سوبین همچنان روی نیم رخش قفل بود. اینطور بنظر میرسید که اینجاست تا او را تماشا کند و نه منظرهی باشکوه و سفید پوش زیر پایشان را که هر بینندهای را به وجد میآورد.
_پس ترجیح میدی تو اونی باشی که بقیرو کنترل میکنه؟ بخور تا خورده نشی؟
یونجون سرگرم شده سر بالا آورد.
_ داری تلاش میکنی بفهمی غالبم یا مغلوب؟
چشمهای سوبین کمی گشاد شد و با صدای بلند خندید.
_تو همیشه زیادی به معنی پشت حرفا فکر میکنی
یونجون سرتکان داد و به پشتی صندلیای که نشسته بود تکیه داد.
_خودت چی؟ کنترل کنندهای؟
یونجون به سوبین اجازهی جواب دادن نداد و بلافاصله ادامه داد.
_بذار من بگم. شما مردهای جنتلمن کنترل کنندههای خاموشید، تلاش میکنید تسلط خودتونو تو قالب رفتار جنتلمنانه پنهون کنید اما همچنان عطش کنترلگری دارید. مثل اینه که یه چاقو رو توی یه جعبهی شیک به یه نفر هدیه بدی. چاقو هنوز چاقوعه اما اون فرد به عنوان هدیه میپذیردش.
ESTÁS LEYENDO
Mortimer
Fanfictionمقدمه: روایت همیشه محبوب عشق و معما. «در بحبوحهی نقابها، مردی را دید که بیگدار به آب زده و سویش شنا میکرد... آیا باید او را هم غرق میکرد؟» کاپل: سوجون ژانر:رمنس، درام، معمایی،جنایی آپ: هفتگی
