part 4

1.3K 292 160
                                        

اروم چشماشو باز کرد

بهت زده به درو و برش نگاه کرد

_خدای من!

مگه نباید شیطان ها مکان مسابقه رو انتخاب میکردن؟

پس اینجا چرا انقدر قشنگه؟

اروم قدم برداشت

زین نیشخند زد و از دور به پسری ک با تعجب دور و برشو دید میزد نگاه کرد

لیام با دیدن یه خرگوش جیغ هیجان زده ای کشید و به سمت خرگوش دوید :عااااو!عزیزممم این پشمکی رو نیگاااا

زین اروم خندید:میدونستم!

زین میخواست حواس لیام رو به خرگوش پرت کنه
درحالی که با جادوی زین اون خرگوش کاملا وحشی و اماده حمله بود.....زین میخواست بعد از اینکه خرگوش به لیام حمله کرد و اونو تیکه تیکه کرد لیام شکستشو اعلام کنه و خودش با سر بلندی از اونجا بیرون بره و خیلی هم به نقشش افتخار میکرد

لیام اروم خندید:مثل اینکه اون چشم طلایی اونقدرم بدجنس نیست!

زین پوزخند صدا داری زد:صبر داشته باش عزیزم!

زین اشاره ای کرد و خرگوش وحشی شد

به لیام حمله کرد و انگشتشو گاز‌گرفت

لیام بلند خندید و گفت:اوه عزیزم!تو نباید منو گاز بگیری کوچولو!این کار خوبی نیست!من دوست توعم!

سر خرگوش رو ناز کرد و باعث شد خرگوش با چشمای درشتش بهش نگاه کنه و انگشتشو ول کنه

لیام از روی زانوهاش بلند شد و دور و برو نگاه کرد :اینجا چیزی برای خوردن نیست؟

بعد از اینکه اون اطراف چیزی نصیبش نشد با قدرتش هویجی رو کف دستش ظاهر کرد و جلوی خرگوش گرفت :ازش لذت ببر خرگوشی!

بعد بال زد و رفت

و زینو با پشمای ریختش تنها گذاشت:وات د فااااااااک؟؟؟؟؟؟

.....................

لیام سریع سمت دختر رفت و زد به شونش:هی خانم!یه دختر بچه ندیدید ک از اینجا رد شه؟

کارا اروم خندید:چرا!اون دقیقا جلوم ایستاده!

لیام اخم کرد و گونه هاش سرخ شد:هی!من دختر بچه نیستم!

کارا لبخند زد:شوخی کردم فرفری!حالا واسه چی دنبال اون بچه بودی؟

لیام لب پایینشو بیرون داد و با مظلومیت زمزمه کرد: اخه اون بچه دوچرخمو دزدید!درحالی ک من باید یه جای خیلی مهم باشم و عجله دارم!

کارا دستشو روی شونه ی لیام گذاشت:هی!واقعا متاسفم پسر!منم عجله دارم وگرنه با ماشینم میرسوندمت!

لیام چشماشو پاپی مانند کرد و زمزمه کرد:خواهش میکنم خانوم!

کارا چشماشو چرخوند و هوفی کشید:خیله خب بچه،بپر بالا
.
.

Heaven or Hell [L.S]حيث تعيش القصص. اكتشف الآن