اروم چشماشو باز کرد
بهت زده به درو و برش نگاه کرد
_خدای من!
مگه نباید شیطان ها مکان مسابقه رو انتخاب میکردن؟
پس اینجا چرا انقدر قشنگه؟
اروم قدم برداشت
زین نیشخند زد و از دور به پسری ک با تعجب دور و برشو دید میزد نگاه کرد
لیام با دیدن یه خرگوش جیغ هیجان زده ای کشید و به سمت خرگوش دوید :عااااو!عزیزممم این پشمکی رو نیگاااا
زین اروم خندید:میدونستم!
زین میخواست حواس لیام رو به خرگوش پرت کنه
درحالی که با جادوی زین اون خرگوش کاملا وحشی و اماده حمله بود.....زین میخواست بعد از اینکه خرگوش به لیام حمله کرد و اونو تیکه تیکه کرد لیام شکستشو اعلام کنه و خودش با سر بلندی از اونجا بیرون بره و خیلی هم به نقشش افتخار میکرد
لیام اروم خندید:مثل اینکه اون چشم طلایی اونقدرم بدجنس نیست!
زین پوزخند صدا داری زد:صبر داشته باش عزیزم!
زین اشاره ای کرد و خرگوش وحشی شد
به لیام حمله کرد و انگشتشو گازگرفت
لیام بلند خندید و گفت:اوه عزیزم!تو نباید منو گاز بگیری کوچولو!این کار خوبی نیست!من دوست توعم!
سر خرگوش رو ناز کرد و باعث شد خرگوش با چشمای درشتش بهش نگاه کنه و انگشتشو ول کنه
لیام از روی زانوهاش بلند شد و دور و برو نگاه کرد :اینجا چیزی برای خوردن نیست؟
بعد از اینکه اون اطراف چیزی نصیبش نشد با قدرتش هویجی رو کف دستش ظاهر کرد و جلوی خرگوش گرفت :ازش لذت ببر خرگوشی!
بعد بال زد و رفت
و زینو با پشمای ریختش تنها گذاشت:وات د فااااااااک؟؟؟؟؟؟
.....................
لیام سریع سمت دختر رفت و زد به شونش:هی خانم!یه دختر بچه ندیدید ک از اینجا رد شه؟
کارا اروم خندید:چرا!اون دقیقا جلوم ایستاده!
لیام اخم کرد و گونه هاش سرخ شد:هی!من دختر بچه نیستم!
کارا لبخند زد:شوخی کردم فرفری!حالا واسه چی دنبال اون بچه بودی؟
لیام لب پایینشو بیرون داد و با مظلومیت زمزمه کرد: اخه اون بچه دوچرخمو دزدید!درحالی ک من باید یه جای خیلی مهم باشم و عجله دارم!
کارا دستشو روی شونه ی لیام گذاشت:هی!واقعا متاسفم پسر!منم عجله دارم وگرنه با ماشینم میرسوندمت!
لیام چشماشو پاپی مانند کرد و زمزمه کرد:خواهش میکنم خانوم!
کارا چشماشو چرخوند و هوفی کشید:خیله خب بچه،بپر بالا
.
.
KAMU SEDANG MEMBACA
Heaven or Hell [L.S]
Cerita PendekI love him But this is a sin.. ~Rojii_tommo & doniimr 1 in larrystylinson🖇 1 in shortstory🖇
![Heaven or Hell [L.S]](https://img.wattpad.com/cover/215935647-64-k972709.jpg)