Hell like paradise
دبیرستانی که خیلی مرموزه و وسط کوه های ترسناکه و پر از دانش اموزای مغرور و خودشیفته هست
چی میشه اگه اونا موجود ماورا طبیعی باشن که حتی روح انسان ها هم خبر نداره و ممکنه انسان هایی که تو اونجا هستن و به کام مرگ ببرن...........
...
_ من چجوری اینجام همه جا تاریکی بود. هرجا رو نگاه میکرد نمیتونست چیزی ببینه عقب عقب رفت و خورد به چیزی دستشو گذاشت روش و فهمید دیواره ولی اون دیوار یک حس اشنا بهش میداد _امکان نداره....
دستشو همه جای دیوار کشید تا به آجر مورد نظرش رسید اون رو فشار داد و بعد دیوار و زمین لرزیدند و دیوار از هم باز شد... _این.... دیواره ارتروزه
Oops! This image does not follow our content guidelines. To continue publishing, please remove it or upload a different image.
افتاد روی زمین باورش نمیشد، اون دوباره برگشته بود به اون جهنم با اینکه اونجا مثل خونه خودش بود ولی از اونجا متنفر بود
بلند شد و رفت تو انگار وارد یک تونل شده بود سمت راستش کمی از دیوار خراب شده بود و سمت چپش دیوار ها اونقدر قدیمی بودن که با یکم زور از هم میپاشیدن کف تونل اب جمع شده بود و هوای تونل نمدار بود
Oops! This image does not follow our content guidelines. To continue publishing, please remove it or upload a different image.
کم کم تونست مردی رو ببینه ولی روی صورتش سایه افتاده بود براش مهم نبود چون میدونست اون کیه و بهتر از هرکسی اونو میشناخت و از راز هاش باخبر بود
_اگه خراب بشه بیوفته رو سرم چیکارررر میکنی هاا؟؟ +کار خواصی نمیکنم چون بلاخره از شرت خلاص میشم _بی احساس =تو رو اینجا نیاوردم که این حرفا رو بزنی
میتونست یکی دیگرو پشت سر اون ببینه باورش نمیشد اون اورده بودش اینجا ولی برای چی _تو... =باید برگردی ارتروز _یعنی چیییی من نمیخوااممم.... یهو همه جا لرزید و چیزی جز سیاهی ندید