با بهت به خونه روبروش نگاه کرد
چه عجب
بالاخره کارما هم یه روز باهاش همکاری کرد
خونه روبروش خونه ای بود که بعضی جاهاش با چوب ساخته شده بود و خب این خونه ، خونه ی رویاهای بکهیون بود
بکهیون شگفت زده ضربه ای به کمر لوهان زد
- لعنتی خوب شد باهات اومدم
لوهان پوزخندی زد + من که گفتم بیا خوش میگذره... باید داخلش رو ببینی
با اشتیاق سرشو تکون داد - اره اره حتما خوشگله توشم بریم
چانیول با ساک لوهان جلو رفت و در رو زد
چند ثانیه بعد در باز شد و قیافه سهون نمایان شد
با دیدنشون لبخندی زد و کنار رفت
«« خوش اومدین
لوهان دستشو پشت کمر بک گذاشت و هلش داد
+ سلام
- سلام
«سلام خوش اومدین
بک لبخندی زد - ممنونم
+ ایشون اوه سهون الفای من و ایشون بیون بکهیون رفیق من
بکهیون تعظیمی کرد - خوشبختم اقای اوه
« همچنین بکهیون لطفا بهم بگو هیونگ
بکهیون برای بار چندم لبخندی زد - حتما هیونگ
لوهان واینستاد تا به حرف اون دو تا موجود خوش مشرب گوش کنه و سریع رفت تو
چانیول هم که از حرف زدن امگاش با الفای دیگه عصبانی بود ، اخماش توی هم رفته بود
معلوم هم نبود چرا اینقدر زود جو گرفتتش
با اخمای در هم همینطور که به سمت خونه میرفت عصبانی به حرف اومد × اگه زحمتی نباشه به خودتون تکونی بدید و بیاین خونه
لبخند سهون با حرف چان خشکید « این چشه باز
بکهیون با بیخیالی شونشو بالا انداخت - نمیدونم
سهون که انگار حرف چانیول رو به چپشم نگرفته بود بازوشو دور شونه ی بک حلقه کرد « بیا بریم دونسنگ
همزمان با وارد شدن اون دو تا لوهان هم با شلوار طوسی و تیشرت سرمه ای رنگ از پله ها اومد پایین
سهون با دیدنش از بکهیون فاصله گرفت و بهش لبخند زد که لوهان طبق قول نانوشته ای که به خودش داده بود بهش چشم غره رفت و بی توجه بهش بکهیون رو صدا زد
+ بکهیون بیا اتاقتو نشون بدم
اکی انگار لوهان واقعنی میخواد پدرشو دربیاره
پوزخندی زد و تو دلش گفت
- پس بچرخ تا بچرخیم بیبی
.
.
.

VOCÊ ESTÁ LENDO
With You Under Moonlight / با تو زیــر نـــور ماه [ChanBaek]
Lobisomemخلاصه : پارک چانیول الفای قدرتمند منطقه اولونگدوعه توی یه روز تابستونی سرنوشت بیون بکهیون و پارک چانیول رو سر هم قرار میده و بر اساس یه اشتباه همه چی بهم میریزه و هردو مجبور به تحمل یه دوری میشن 𝑾𝒊𝒕𝒉 𝒀𝒐𝒖 𝑼𝒏𝒅𝒆𝒓 𝑴𝒐𝒐𝒏𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝑴�...