سیگار رو بین انگشتاش تکون داد و گوشه چشماش از صدای داد و فریاد اون احمق چین خورد
_ برو و اون عوضی رو خفه کن
مرد قد بلند کنارش سری تکون داد و اتاق رو ترک کرد
با احتیاط به اتاق مورد نظرش رسید و خودش رو تو اتاق پرت کرد . شخص با دیدنش دهنش رو باز کرد تا جیغ بکشه ولی سریع به سمتش پرید و دستش رو روی دهنش گذاشت . انگشت اشاره دست دیگش رو روی بینیش گذاشت + هیش هیش چانیول اروم باش داد نکش دستمو میکشم داد نکش باشه
اروم سری تکون داد و دستش رو عقب کشید
× تو چه غلطی کردی
+ مرتیکه میگم اروم باش اینا نمیدونن من دوستتم میخوای به کشتنمون بدی
× فقط بگو میخوای چه غلطی کنی
+ من اومدم نجاتت بدم و با هزار زور خودم رو بین اینا جا کردم تو هم فقط خفه شو نزار لو بریم
× الان چکار کنم
+ هیچی فقط ساکت باش و موقعیت جور شد فراریت میدم اماده باش
× باشهه میدونن زنده ام ؟
+ به هیچ کی نگفتم تا جونت به خطر نیوفته
× بکهیون چطور حالش خوبه
چشماش غمگین شد ولی لبخند زد تا حس بدی به چان منتقل کنه + خوبه
_ هی فلیکس کدوم گوری رفتییی
+ الان میام قربان
چانیول سرش رو بهش نزدیک کرد × فلیکسسس
+ نمیتونستم اسم واقعیمو بگم که من رفتم فعلا
و بدون دادن مهلتی اونجا رو ترک کرد
* چند روز بعـــد*
این چندمین باری بود که روی تن سرخ و زخمیش اب سرد می پاشیدن ؟
چندمین بار بود اون شمع لعنتی رو روی بدنش خاموش میکردن ؟
چندمین بار بود که خونش صندلی رو سرخ میکرد ؟
نمیدونست ! از صبح تا شب ، از شب تا صبح داشت شکنجه میشد و جز ناله کردن و فریاد زدن هیچ کاری ازش برنمیومد .
ضربه بعدی محکم روی زخم قلبش فرود اومد و فاک این بدترین دردی بود که میتونست داشته باشه .
اون برادر عوضی ویلیام خودش شخصا شکنجش میکرد و از دیدن عذاب کشیدنش لذت میبرد .
از همه بدتر ، سونویی بود که بخاطر اون به این وضع افتاده بود . اول بهش گفتن که هیچ بچه ی لعنتی توی شکم لعنت شدش نداره و تا مرز مردن یه دور رفت و الان فهمیده که با ویلیام دست به دست کرده و با نقشه بهش نزدیک شده ...
بالاخره دست از سرش کشید و رفت بیرون ولی میدونست که یه ربع باز برمیگرده . سرش رو با درد به عقب فرستاد و با گاز گرفتن لبش ناله شو خفه کرد .
در به ارومی بااز شد و از لای چشماش تونست کریس رو ببینه
× ک..کریس
+ عوضیا ببین چه بلایی سرت اوردن
بهش نزدیک تر شد و با نگرانی صورتش رو لمس کرد که از دردی که پیچید صورتش رو جمع کرد و کریس دستش رو عقب کشید
+ حالت خوبه
*پایان فلش بک *
روی ساحل نشسته بود و با چوب اشکال نامفهومی روی شن ها میکشید . دیوونه بود ، نه ؟ کی توی زمستون روی شن ها مینشست ولی خب اون به این سرما نیاز داشت تا مغز داغ کردش اروم بگیره
همینطور که اشکال نامفهومی میکشید نگاهش به مچ دستش افتاد . لبخند تلخی روی لبش نشست . چند هفته قبل اسم YEOL رو روی مچ دست راستش تاتو کرده بود . بازم میگید دیوونه نیس ؟
این روزا عجیب دلش بیشتر برای چانیول تنگ میشد و در واقع یه حس مبهمی داشت . از وقتی به ججو اومده بود دیگه خواب نمیدید ولی این حس مبهم بیشتر خودش رو به نمایش میذاشت . با بوی اشنایی که زیر بینیش پیچید به دور ورش نگاه کرد ولی هیچ کس جز پسر چند خونه اونورتر کسی اونجا نبود که اونم داشت به سمت خونشون میرفت .
سرش رو برگردوند و باز به دریا زل زد . همچنان غرق دریا بود که اینبار اون بو بیشتر زیر بینیش پیچید . چرا این بو اینقدر اشنا و غلیظ بود . از جاش بلند شد و دور ور رو نگاه کرد مطمئن بود این بو رو شنیده . بوی فرومون های یه الفا بود . بوی فرومون هم اینقدر غلیظ نمیشد مگر اینکه...یه الفا..رات شه؟...
با تصور یه الفای رات شده که خیلیم وحشی شده تنش لرزید و سریع خواست اونجا رو ترک کنه که ترق .. پاش لیز خورد و با سر زمین افتاد .
.
از کی ادم توی شن ها لیز میخوره ؟ خواست بلند شه که باز خورد زمین . اهی زیر لب کشید . دست کسی روی شونش نشست و رسما لرزید . با استرس برگشت طرف دست و از نوک انگشتای شخص شروع کرد تا اینکه رسید به صورتش
یه پیرمرد که با لبخند نگاش میکرد . احیانا که یه پیرمرد رات نشده بود ؟ و قرار نبود که زیر یه پیرمرد به فاک بره ؟؟
همه این افکارش با جمله ی " حالت خوبه پسرم " پیرمرد از بین رفت
لبخند کج و کوله ای زد - بله بله خوبم
_ ولی انگار " انگشتش رو روی شقیقه پسر گداشت " خوب نیستی
و انگشت خونیش رو نشون پسر داد . بک کافی بود خون رو ببینه و حالت تهوع بگیره . از کی وقتی خون میبینه حالت تهوع بهش دست میده ؟
دستش رو مضطرب به شقیقش کشید - اااه ..چ..چیز مهمی نیس " با تردید اضافه کرد " اح..احتمالا چوب خراشیدتش
_ ولی خون ریزیش بیشتره
- نه نه خوب ...
قبل اینکه حرفش کامل شه بغل پیرمرد از حال رفت
از ضعف بود دیگه اره ؟ یا ..یا از خون ت.ترسید ؟

BINABASA MO ANG
With You Under Moonlight / با تو زیــر نـــور ماه [ChanBaek]
Werewolfخلاصه : پارک چانیول الفای قدرتمند منطقه اولونگدوعه توی یه روز تابستونی سرنوشت بیون بکهیون و پارک چانیول رو سر هم قرار میده و بر اساس یه اشتباه همه چی بهم میریزه و هردو مجبور به تحمل یه دوری میشن 𝑾𝒊𝒕𝒉 𝒀𝒐𝒖 𝑼𝒏𝒅𝒆𝒓 𝑴𝒐𝒐𝒏𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝑴�...