part 13

2.4K 354 343
                                        


*کاور = من مرگگگ

نگاه عمیق به لب+ لیس زدن لب= مرگ حتمی من
این رسمش نبود
این حق من نبود

*وی عر زنان صحنه را ترک میکند

*~*~*~*~*~*

اینم پارت 13

درسته که مجبور شدم دوباره اپش کنم ولی حتما بخونیدش چون پارت ادیت شدس و بعضی قسمت ها بهش اضافه شده

اگه جایی غلط املایی داشت بگین، کیبوردم بعضی وقتا قاتی می‌کنه

خبر رسیده هر کس
ووت بده امشب ویکوک میان تو خوابش👀💦

*~*~*~*~*~*

با چندتا سیلی که توی صورتم خورد یکم هوشیار شدم، دست و پاهام و دهنمم بسته بود، ماشین در حال حرکت بود و نمیدونستم کجا میریم.
با صدای یکی از مردا تازه متوجه اطرافم شدم
*تو نامزد کیم تهیونگ هستی؟؟

به آرومی سرم رو تکون دادم
ردیاب کوچکی که دور مچ پام بسته شد بود رو حس میکردم. شلوارم روش بود و هنوز متوجهش نشده بودن و این شاید خوش شانسی من بین اتفاقات اخیر بود.

کاش تهیونگ هرچه سریع تر متوجه نبودم بشه.

*دهنت و باز میکنم، اینجا کسی صدات رو نمیشنوه پس جیغ و داد نکن و به سوال هام جواب بده.

سرمو تکون دادم

*چند وقته با تهیونگ نامزدی؟
+تقریبا 2 ماهه

*تهیونگ مال منه پسر جون
+متوجه منظورتون نمیشم

*چیزی سختی نمیگم. من از تهیونگ خواستگاری کردم، خواستم باهام ازدواج کنه، من عاشقشم و همه جور هم تامینش میکنم؛ قبول نکرد ولی دلیل نمیشه که مال من نباشه، بهتر بهش نزدیک نشی .

بهش نگاه کردم. مرد چهارشونه و هیکلی بود و شاید از تهیونگ بلند تر بود و البته صد درصد عضلانی تر و قوی تر. چندتا تتو هم رویگردان و دستش خود نمایی میکرد.

 چندتا تتو هم رویگردان و دستش خود نمایی میکرد

Hoppla! Dieses Bild entspricht nicht unseren inhaltlichen Richtlinien. Um mit dem Veröffentlichen fortfahren zu können, entferne es bitte oder lade ein anderes Bild hoch.
sweet revenge Geschichten, die süchtig machen. Entdecke jetzt