بکهیون با لبی ورم کرده و زخمی که دیگه خونریزیش به لطف پرستار نام بند اومده بود با سری پایین افتاده و دست هایی که پشتش توی هم قفل شده بودن جلوی مینسوک هیونگ و مربی کیم ایستاده بود ،حس بدی داشت درسته که بارها تنبیه شده بود چه کوچیک و چه بزرگ اما همیشه اون پدرش بود که جلوش می ایستاد و قرار نبود حس بد و عجیبی داشته باشه به هرحال بکهیون هیچوقت حتی بعد از انجام دادن تنبیه هاش هم قبول نمیکرد که کار بدی کرده ،بکهیون فقط زیادی کنجکاو بود پس ریختن یه سطل آب توی کوره آهنگری اونقدرا هم بد نبود و اونجا بود که کل پک فهمیدن هان جییون پیر هنوزم به انداره وقتی که برای دفاع از پک میجنگید قویه چون محض فاک ۲دور کل محوطه کلبه ها رو دنبال بکهیون دویده بود و اگه پدرش نرسیده بود توان بیشترش رو هم داشت ،گرچه بکهیون با تنبیهش هم چیزای جدید فهمید درست کردن آتیش با ذغال خیلی خیلی باحال بود.
گرچه بکهیون درک نمیکرد چرا سیخونک زدن به الاغی که گاری سیب خانم هان رو میکشید کارای بدی بود ،خانم هان خیلی وقتا خودش با ترکه توی دستش به پشت الاغ بیچاره ضربه میزد و بکهیون فقط از چوب درست انتخاب نکرده بود و نوک تیزِ شاخه رو استفاده کرده بود بکهیون که از عمد این کارها رو انجام نمیداد فقط سعی میکرد یکم ذات شیطونش رو بروز بده همیشه که قرار نبود مظلوم و مهربون باشه.
محدود شدنش به منطقه ای که توی تمام سال های عمرش یه شکل بود یا تمرینای مسخره ساخت یه سری لوازم چوبی قرار نبود بهش شجاعت روبرویی با چیزای جدید رو بده و همینطور تکون نخوردن از محدوده امن قرار نبود باعث بشه چیز جدیدی یاد بگیره.
تنبیه شدن بخاطر تجربه های متفاوت و جدید چیزی بود که بکهیون با تمام وجود قبولش میکرد حتی کمک کردن به خانم هان برای چیدن توت های رنگارنگ از مزرعه اش هم حس جالبی داشت و زن مهربون وقتی بخشیده بودش بهش کاشتن گیاه ها رو یاد داده بود یا اطلاعات جالبی راجع به خاک بهش داده بود.
اما بودن جلوی مربی هاش به جای پدرش حس بدی داشت به هرحال خانواده چیز متفاوتی با مربی هاش بود و شیطنت هاش باعث نمیشد آموزش و تربیتش بعنوان پسر لیدر زیر سوال بره اما نگاه نا امیدی که الان توی چشم های دو مرد روبروش میدید باعث میشد دلش بخواد اینبار واقعا و محکم به یه چیزی مشت بزنه.
بکهیون توی اون لحظه یه جورایی هم عصبی بود هم خجالت زده عصبی چون گیر افتاده بود و خجالت زده چون کتک خورده بود و در عین حال نتونسته بود کاری بکنه مهم نبود که تقریبا نصف یونگچول بود بکهیون نباید انقدر بی عرضه میبود که فقط کتک بخوره و حتی نتونه از خودش دفاع کنه.
-بکهیون
مینسوک خیلی مهربون همونطور که ازش انتظار میرفت صداش زد تا سرش رو بالا بگیره.
-میخوای خودت کامل بهمون بگی اونجا چه اتفاقی افتاده ؟
یه جایی توی اعماق وجودش بکهیون ترسیده یه گوشه کز کرده به دیوار چسبیده بود و با چشم های اشکی سر تکون میداد تا بکهیون تمام چیز هایی که پشت سر گذاشته رو به زبون بیاره و از یکی برای نجات از دست یونگچول کمک بخواد شاید تا به حال آسیب جدی ای ندیده بود اما بکهیون همونطور که سوهو صداش میکرد یه توله گرگ لوس بود که عاشق توجه بیش اندازه اس ،اما در مقابل درون ترک خورده اش پوسته ظاهریش با لحن سردی به حرف اومد.
-چیز خاصی نبود هیونگ نیم ،فقط یه بحث کوچیک بود ،یونگچول کیونگسو رو با این که شنا بلد نبود توی آب پرت کرد و من عصبی شدم چون دوستم ممکن بود صدمه ببینه و یونگچول به هیچ عنوان از کارش متاسف نبود.
پس سرش داد زدم و بهش فحش دادم اونم در مقابل بهم حمله کرد ،گرچه اتفاق خاصی نیوفتاد چیزی نبود که نتونم از پسش بربیام.
بکهیون سعی کرد تا جملاتش حد امکان قانع کننده باشه ،غرورش اجازه نمیداد تا به بقیه حقیقت رو بگه و خودش هم واضحا میدونست جلوی بقیه حرف های خوبی به یونگچول نزده اما این مساله باید بین خودشون حل میشد و بزرگتر از این که بود نمیشد. اما نمیتونست از این حقیقت واضح که این کیونگسوِ که داره آسیب میبینه چشم پوشی کنه.
مینسوک با اخم هایی از سر تعجب به پسر کوچولو خیره شد بکهیون معمولا عادت نداشت هیونگ نیم صداش بزنه اون بچه انقدر تخس بود که اگه مینسوک خالی هم صداش میزد کمتر باعث تعجبش میشد و وقتی صورتش داشت کبود میشد میگفت که چیز خاصی پیش نیومده ؟
-مطمئنی چیز دیگه ای واسه گفتن بهمون نداری ؟
سونگ گیو با جدیت پرسید و بکهیون با تردید سر تکون داد.
-خیلی خب میتونی بری ما با بقیه هم حرف میزنیم و بعدش برای مجازات کارهاتون تصمیم میگیریم.
بکهیون تعظیم کوچیکی کرد و خیلی سریع سمت در اتاق چرخید باید تا قبل از اینکه چیز دیگه میگفت میرفت حتی مطمئن نبود تا چند ثانیه دیگه میتونه وانمود کنه قویه یا نه.
KAMU SEDANG MEMBACA
Red Alpha 🐺🌙
Fiksi Penggemarبکهیون پسر کوچیک لیدر پک سان ریور هیچوقت فکر نمیکرد با شناخته شدنش به عنوان آلفا قراره زندگیش دگرگون بشه و پا توی دنیایی بزاره که مقابله با آدمای اطرافش اصلا راحت نیست. Red Alpha 🐺🌙 Genre:Romance,Omegavers،Slice of life,Smut Main Cpl Chanbaek ,Ka...
