چانیول با بدنی بی جون از دستشویی بیرون اومد و به دیوار تکیه داد ،لرزش خفیف ماهیچه های پاش رو حس میکرد و این عذاب آور بود ،چه بلای جهنمی ای سرش اومده بود آخه؟
-بهتری ؟
لوهان که تمام مدت منتظر بود آروم سمتش اومد و با مهربونی پرسید همینطور لیوان آبی رو سمتش گرفت ،با شرایط چانیول بدنش شدیدا به جبران کم آبیش احتیاج داشت.
-خیلی بهتر میبودم اگه اون جفت کله پوک و احمقت نمیذاشت اون غریبه ها هر زهرماری رو به خوردم بدن.از کجا معلوم سم نبود؟
چانیول با حرص گفت و به سهونی که حتی اونجا نبود اخم کرد.
-هی به هونی من چیکار داری؟ تقصیر آلفای عزیز من نبود که برادر نابغه اش تصمیم گرفته مثل بچه ها فرار کنه و مست کنه ،اونم وقتی واسه یه مراسم کوفتی مهم اونجا بودیم.
در ضمن سهون نمیذاشت بهت سم بدن و تو تنها کسی نبودی که اون ترکیب جادویی رو خورده ،اصلا من نمیدونم اون بچه این ترکیب قدیمی رو از کجا بلد بوده ولی کارش حرف نداشته ،سرپا کردن کسی که تا اون حد مست بود اونم توی ۱۵ دقیقه چیزی از جادو کم نداشت ،توی بی مغز چطور به مغزت نرسید درصد الکل اون زهرماری رو چک کنی بعد کشش بری؟
چانیول دهن کجی کرد.
-حالا هرچی ،وقت نداشتم فقط چند دقیقه وقت گیر آورده بودم تا هم اون شیشه رو کش برم هم فرار کنم.
حرفش لوهان رو به خنده انداخت.
-الهه ماه خودت بهمون رحم کن ،اصلا چی باعث شد انقدر زیاده روی کنی ؟!تو که اهل نوشیدن تا این حد نبودی؟
لوهان که بلاخره فرصت رو برای پرسیدن سوالی که واسه همه پیش اومده بود مناسب میدید پرسید و به چانیولی که با فشردن شکمش قدم های کوچیک برمیداشت کمک کرد تا سمت نشیمن بره و وقتی از مناسب بودن جاش روی مبل نرم محبوبش مطمئن شد روبروش نشست.
-خودمم نمیدونم یهویی شد ،میدونی که اوضاع این مدت اصلا خوب نبوده مدام داشتم دنبال آلفاهای ولگرد میگشتم تا شکارشون کنم یا خرابی های حمله هاشون رو تعمیر و بازسازی میکردم.
همه چیز برام آزار دهنده بود و بعدش من مثل یه بدبخت اونجا بودم تا ببینم بیون سوهوی خرشانس حتی قبل از اینکه بخواد جانشینیش رو اعلام کنه جفت شدنش رو اعلام کرد اونم جفت مقدر شده اش ،فقط حس بدی داشت.
میدونم یه چیزی حتمی نیست و شاید هیچوقت جفتمو پیدا نکنم اما نمیتونم هم از این موضوع ناراحت نباشم...پدر مادرم جفت هم بودن ،تو و سهون که دیگه عملا از یکی از اون رمانای چرت و عاشقانه که از دنیای آدما میخری بیرون اومدین ...ولی من ..لو این وسط فقط منم ...منم که هیچ جفتی نداره و باید نگاه بقیه رو روی خودم ببینم و قضاوتشون رو تحمل کنم ....که اگه ... که اگه الهه ماه منو حتی انقدر لایق نمیدونه که بهم یه جفت بده پس اصلا میتونم واسه ریاست یه پک مناسب و لایق باشم ؟!...
لوهان که قیافه آویزون چانیول رو دید از جاش بلند شد و کنار مبل روی زمین نشست و دست همیشه سرد چانیول رو توی دستش گرفت.
-الهه ماه..باورم نمیشه... بیخیال چان ،خودتم میدونی که این درست نیست ،کسی توی لیاقتت برای ریاست پک شکی نداره ...همه عاشقتن و حتی براشون مهم نیست جفت داری یا نه این فکر مسخره از کجا توی سرت افتاده ،تو کافیه از همین در کوفتی بری بیرون تا امگاها برات صف بکشن....اونا حاضرن بخاطرت همدیگه رو تیکه تیکه کنن ،این فقط خودتی چان ،خودتی که داری از درون خودت رو با یه فکر اشتباه نابود میکنی.
اصلا این چه طرز حرف زدن راجع به خودته شاید جفت فلک زده ات همین نزدیکی ها باشه و مطمئنم هیچوقت خوشحال نمیشه که حرف هایی رو که راجع به خودت میگی بشنوه تو تازه ۲۰ سالت شده ،شاید جفتت هنوز بالغ نشده که بتونی پیداش کنی.نمیشه با همچین احتمالایی بازم انقدر ناامید باشی ،هوم ؟!
ما نباید نا امید بشیم جفت بیون سوهو رو که دیدی خیلی ازش کوچیکتر بود اما اون ناامید نشده بود و منتظر مونده بود پس تو چرا ناامید شدی ؟
چانیول نفس عمیقی کشید و سری که تمام مدت با خجالت از رفتار بچگونه اش پایین انداخته بود رو بلند کرد و حرکت یهویش باعث شد گردنش درد بگیره.
-لعنت بهش....هوف ....
لوهان با دیدن اخم چانیول سریع پرسید.
-خوبی اتفاقی افتاده ،نکنه دوباره
-نه ...خوبم ...فقط گردنم خشک شده ....اه فکر نکنم دیگه کلا چیزی توی کل بدنم مونده باشه که ...بازم بخوام برم دستشویی...نگرانش نباش جناب پرستار
لوهان سعی کرد به لحن پر حرص چانیول نخنده چون وضعیتش همونقدر که خنده دار بود دردناک هم بود و خندیدن بهش زیادی بدجنسی بود پس سری تکون داد و ایستاد.
-خیلی خب میرم تا سوپی که مادر واست درست کرده رو گرم کنم باید یه چیزی بخوری وگرنه شرایطتت بدتر میشه اگه کارم داشتی صدام کن.
چانیول سری تکون داد و به سختی روی مبل دراز کشید پلک های خسته اش رو روی هم گذاشت اما خوابش نمیومد ذهنش به شدت درگیر بود.
CITEȘTI
Red Alpha 🐺🌙
Fanfictionبکهیون پسر کوچیک لیدر پک سان ریور هیچوقت فکر نمیکرد با شناخته شدنش به عنوان آلفا قراره زندگیش دگرگون بشه و پا توی دنیایی بزاره که مقابله با آدمای اطرافش اصلا راحت نیست. Red Alpha 🐺🌙 Genre:Romance,Omegavers،Slice of life,Smut Main Cpl Chanbaek ,Ka...
