نزار مزش رو فراموش كنم ته...
Jjk daily ~
꧁~~~~~~~~~~~~~~~꧂
"صبحى كه از شب متفاوت بود... "
꧁~~~~~~~~~~~~~~~꧂
جونگكوک به خونه برگشته بود
درحال باز كردن در خونه بصورت دزدكى بود كه دست گرم و اشنايى روى شونش نشست و توى جاش پريدو خواست برگرده كه توى اغوش اشنايى از پشت سر فرو رفت
+نامجونى هيونگ
با لبخند فيكى گفت و اغوش تنگ تر شد و اخ ارومى گفت
-پسر شيرينم
جونگكوک خنديد و پشت سرش نامجون خنديد و سينه پسر رو نوازش كرد
-دلم براى صداى قشنگت تنگ شده بود
+هيونگ...
-اين بدن...
جونگكوک نيشخندى زد و با هل ناغافل و زدن كمرش به شكم نامجون عقب هلش داد و با كوبيده شدن نامجون به ديوار دستش دور پسر شل شد و جونگكوک فرصت چرخيدن پيدا كرد و گلو نامجون رو توى دستش گرفت
+منم دلم براى درگيريامون تنگ شده بود ولى يادم نمياد بدنم رو داده باشم به تو كه حالا دلتنگش باشى
نامجون دست پسر رو كنار زد و با مشت بهش حمله كرد اما مشتش توى دست پسر فرود اومد ولى با دست ازادش يقه پسر رو گرفت و توى صورتش كله زد و پسر به سرعت عقب رفت روى زمين افتاد...
نامجون روى سينش نشست و با مشت به جون صورتش افتاد جونگكوک بدون ناله كردن از درد دست بالا برد و موهاى نامجون رو توى مشتش گرفت و با كشيدن محكم كنارش زد و لگدى به شكم مرد كوبيد و نامجون ناله كنان اخمى به جونگكوک كرد كه نشست و خون دماغش رو پاک كرد...
+هيونگ دستت سنگين شده
-فردا همراهم مياى
+بزرگ شدم ولى احمقم شدم؟
جونگكوک با خنده دستمال خونى رو توى سطل اشغال انداخت
-چرا نميفهمى كوكى
+هيونگ! من هيچ قبرستونى نميام توام نميتونى ببريم..
-ميبرمت خوبم ميبرمت... نياى ميكشمت.. همتونو
با اتمام حرفش سمت پسر هجوم برد و دستش رو گرفت به سرعت به اتاقش كشوند و بدون توجه به جونگكوک كه روى زمين كشيده ميشد دستش رو با دستبند فلزى به پايه تخت بست...
اونقدر سريع و قوى كه جونگكوک نتونست مقاومتى كنه و روى زمين افتاد ميدونست نقشش بى نقضه و ميدونست مقاومت بيشتر نابودى بدن خودشه پس شروع به گريه كرد تا نشون بده خيلى غم زدست و نامجون با خنده روى تخت به پشت بهش دراز كشيد و به ماه خيره شد
BINABASA MO ANG
REMEMBER ME
Actionيه روزى حسرت گذشته ميشود دستى براى خفه كردن حال و نابودى اينده.... فاقد هرگونه كليشه... يه چيز جديد اوردم•-• فيک ترجمه يا همچين چيزى نيست و قلم خود نويسندست عشق؟ چه چيز دور از انتظارى... -كيم! +م-من كيم ن-نيستم.. اسم... دارم-م تهيونگ.. -باشه ك...
