moon is beautiful, isn't it?Jjk daily~
꧁~~~~~~~~~~~~~~~꧂
يک ساعتى مشغول گشتن اينترنت با لبخند بزرگى بود و با خوشحالى موس رو روى وب ها ميگردوند و همرو از نظر ميگذروند بن عالى بود و اين ديوانه وار خوب بود جيم وقتى ازش خواسته بود براى پيدا كردن رد جئون اطلاعاتشون رو توى اينترنت پخش كنه...
فكرشم نميكرد اين همه چيزاى خوب توى دستش باشه اونقدر خوش شانس بود كه جلوى مرگ نامجون رو هم بگيره و حالا اون بسترى توى اتاق مخصوص تحت نظر پليس ها بود و خودش توى اتاق اطلاعات داشت سايت هايى كه پرده از جنايت هاى بزرگ يه خانواده مافيايى برداشته بود رو ميخوند...
"وزير اطلاعات كره جنوبى مافيايى از اب در امد"
تيتر خنده اورى بود ولى خنده اور ترش اين بود كه اسم نويسنده رو جانگ از گور برگشته گذاشته بود جيم سايت رو بست و نگاهش رو به موبايلش كه روى ميز ميلرزيد داد و برش داشت و صداى خنده چانيول توى موبايل پخش شد و بعد هم صداى جيغاى ذوق زده جيمين...
+خداى من ديدى؟ حتى راجب خانواده پاركم نوشته
-اره همين الان ميخوندمش رمان قشنگى بود
+كككككک خداى من بن معركست
-اوه البته اون رفيق خودمه
+فقط رفيق؟
-ياا اره چى راجبم فكر ميكنى پسر؟ من متفاوت ن.. نيستم
+بله مشخصه جيمى
-خداى من تمومش كن چان الان وقتش نيست
+چرا اتفاقا الان وقتشه جيم
-چان
+به من گوش بده پسر.. فرصت ها.. اونقدر كوتاهن و زود گذر كه نميتونى تصورش كنى گاهى وقتا خيلى زود دير ميشه..
-چ.. چان...
+فقط بهش بگو
-من... اماده نيستم..
+لعنت بهش عشق امادگى نميخواد! اگه امادگى ميخواست عشق تو نگاه اول يه قصه بود..
-خيلى خب من... بهش ميگم.
+پسر خوب! خب وقت نيست من ميخوام از فرصتام كنار عشق زندگيم استفاده كنم چون كى فردا رو ديده هم؟
-خيلى خب.. خوش باشيد.. شب بخير پسرا
+شب بخير رفيق عروسى يادت نره! بايد جونگكوک مارو هم بيدار كنيا پسر جان
موبايل رو قطع كرد و مشغول خيره شدن به مانيتور خاموش بود
اگه حق با چان بود چى؟
اگه واقعا فرصتا زود ميگذشت چى ميشد؟
ولى اگه..
اگه به بن اعتراف ميكرد و اون متنفر ميشد چى ميشد؟
بن رو مدت طولانى ميشناخت اما به همون اندازه ازشم دور بود اگه گرايشش اصلا سمت مرد ها نبود چى؟

YOU ARE READING
REMEMBER ME
Actionيه روزى حسرت گذشته ميشود دستى براى خفه كردن حال و نابودى اينده.... فاقد هرگونه كليشه... يه چيز جديد اوردم•-• فيک ترجمه يا همچين چيزى نيست و قلم خود نويسندست عشق؟ چه چيز دور از انتظارى... -كيم! +م-من كيم ن-نيستم.. اسم... دارم-م تهيونگ.. -باشه ك...