"اسمشو چی بذاریم؟"
"نمیدونم. گربه چطوره؟"با ناباوری به چشم هام خیره شدی"گربه؟ خب معلومه که گربه ست. داریم درباره ی یه زرافه حرف نمیزنیم مینهو. چطوره اسمشو بذاریم مینهو؟ باشه باشه لازم نیست قیافه تو یه جوری کنی انگار همین الان یه پارچ قهوه ی تلخ خوردی. هارو چی؟ به چشم هاش میاد."
"هارو؟ چشماش بیش تر شبیه یه روح ترسناکه تا خورشید."اولین آهنگ پلی لیستمون رو پلی میکنم و زیر لب ادامه میدم"ولی قبوله. این یکی واقعا بهش میاد اسمش هارو باشه."
__آهنگ هایی که با هم پیدا کرده بودیم توی ماشین پخش میشد و دنیا به آرومی توی تاریکی سقوط میکرد. تو زمزمه میکردی، به آواز آرومت گوش میدادم و بعد احساس بی نهایت بودن داشتیم.
ماه کوچیک من؟ گاهی فکر میکنم آهنگ هایی هست که بعد از ما خلق میشه و هیچ وقت نمیتونیم بهشون گوش بدیم.
صداهایی که به جای من برای تو میخونن و به جای تو برای تاریکی.ساز هایی که هیچ وقت صداشون توی گوشمون نمیپیچه و نمیتونیم تصور کنیم ولی میخوام فکر کنم که ما، من و تو تا ابدیت وجود داریم. میخوام فکر کنم که ما موسیقی میشیم و میرقصیم. صدا میشیم ، پرواز میکنیم و بعد تو برای همیشه کنار من میمونی.
چشم هات دوباره غمگینن.برای فهمیدنش به کلمات نیازی ندارم . تو خوشحال نیستی و دستم به هیچ جا نمیرسه. تو نمیخندی و نمیتونم ازت بخوام برای من زنده بمونی.

YOU ARE READING
BORN TO DIE. (minsung)
Fanfiction"خوشحال بودن چیز خوبیه ولی گرم بودن قلبت مهم تره جیسونگی" Minsung VER-