part 17

40 4 4
                                        

بعد شلیک خنده های یه نفر.....
نایل
برگشتمو پشت سرمو دیدم.
من:سلام نایل😀
نایل:اهم....سلام....😒
واااا روانی تا منو میبینه قمپز میزنه😒واه واه واه.
من:فعلا....اممم...من میرم....
یهو ناخوداگاه از دهنش در اومد:کجا😄
بعد وقتی فهمید چی گفته و چجوری گفته به سرفه اوفتاد.
تحلیل های تصوراتی نایل و حال کردیین😝
نایل:اوهه اوهه اوهه....اهم.... اممم یعنی کجا میری؟
من:آپارتمان جدید.
نایل:اها مبارکه کجا هست؟😐
من:مکان دقیقشو نمیدونم نشونه گذاشتم فعلا.
نایل:اها.... اممم... تنها؟
من:نه مثه این که یه همخونه دارم. 😁
نایل:چه جالب کی هس؟😊
من:چه میدونم یه پسره که بابام میشناستش باهاش آشناس😶
نایل:هاااااااا😦پسر؟
اوهو عاقا رو پیتزا نخورده پسر خاله شد؟😏
تیریپ غیرت ور میداره واس ما😑
اخه میدونید من اینقدر ناز و جیگرم همه سرم غیرتی میشن😂
من:اره جنس مذکر.....نر..... مرد..... بوی.....
نایل:بابا میدونم پسر چیه.
و رفت تو فکر.....
من:😐
نایل:در حال جستجوی مغز
من:😐
نایل:فایل مربوطه مغز پیدا شد در حال بررسی
من:😐
نایل:فایل مربوطه پیدا شد در حال نتیجه گیری.
من:ای بابا هنگ کردی؟ فیوز پروندی؟چته تو ؟😠
نایل:واااااای 😨
من:هااا چیه؟😐
نایل:فک کنم اون پسره منم😐
من:وااااااااااااااااااااااات دددددددددددددد هللللللللللللل؟ 😲😵😲😵
کل خیابون برگشتن مارو نگاه کردن😐چیه بابا خودتون فوشاتون خاکبر سریه😑
ولی خداییی خیلی بد جیغ زدم گلوم سوخت 😂
نایل:تو چند سالته از این فوشا میدی؟😑
من:بیست و یک.😂
نایل:ببین یکی از رفیق فابریکای بابام...... اومد جریان تو رو گفت و اونم آپارتمان منو گفت...... من آپارتمانمو میخواستم نصف نصف اجاره بدم..... ولی خب اون فرد تویی😐
من:خب حالا قراره هی چش و ابرو بیای؟😏
نایل:معلومه.... اممم....خیلی ازت خوشم میاد؟😒
من:به درک سافن السافین که نمیاد به هفت جد آبادت که نمیاد انگار وایسادم تو از من خوشت بیاد........
و راه افتادم
.اه فکر کرده کیه..... فکر کرده من وایسادم از من خوشش بیاد؟
فکر نمیکردم نایل اینجوری باشه....فکر میکردم دوستیم و...... نمیدونم اون از شب تولدم عوض شده 😐
اصلا به درک که شده......
صدای قدماشو از پشت سرم میشنیدم..... خب داره میره خونش.....خونمون..... خونه ی اون که من توشم..... خونه ی من که اون توشه...... اه چه بدونم.
کلیدو در اوردمو در خونه رو باز کردم و نایلم پشتم اومد......
به حالت دو رفتم تو اتاقم و درو بستم........
یعنی من هم خونه ایی نایلم؟😨
***************************************************************
سیلووووم
فک کنم کم کم داستان از مسخرگی در میاد نه ؟😜
دست و پنجولتون در نکنه اون ستاره هرو فشار بدهید با تچکر 😝😛😍

My Angle Место, где живут истории. Откройте их для себя