part 22

29 4 5
                                        

نایل:😃😃😃😃
من:تو داری منو حرص میدیو لذت میبری لعنتی لعنتی تو خیلی حرص دراری خیلییی من حالم بده.....😖
تئو رو دادم بغلش و رفتم تو دسشویی نشستم......هوووف اومدم بیرون و تو تختم دراز کشیدم......
به هزار تا چرت و پرت فکر میکردم....
به پستانداری که پستانش شل شده چی میگن؟😐
مامان بزرگ
-آنه یه سوال
من:هیییی سلام ضمیر ؛ها چیه؟😐
ضمیر:تو نتیجه ازدواج فامیلی نیستی؟😑
من:کصاااافط 😡😡😡
ضمیر:حرص نخور
آنه: هووف عادت ماهانه ام اوت کردع😐😭😭😭
ضمیر: عاقا فعلا بای دوس پسرم صدام میکنه😏
من:یا بسمه الله مگه ت...تو.. تو مغز من نیستی؟😐😱
ضمیر:اوهوم😏
من:پس دوس پسرت کیهههههه😐
ضمیر:خیلی جیگره....ضمیر اون نایله😏
من:اها بله خوشبگذره😐......فقط یه سوال فنی 😊
ضمیر:هوم.؟😁
من:تووووو...... با....ضمیییییییر.....ناااااایلللل.....چه گوهییی میخوریی؟😡
ضمیر:فرررت ارومممم....چرا هوار میکشی خب خیلی جیگر بود😐
ضمیر رفت....
عایا این ضمیره من دارم؟😐

.......
بعد از حدودا یه ساعت خواب از تخت اومدم بیرون در اتاقو باز کردمو رفتم تو آشپزخونه و آب خوردم.....
نگاه کن این بلوندیم نشسته رو مبل..... رفتم رو مبل کناری و سرمو کردم تو گوشی....
من:😑📱
نایل:😐😐
من:😑📱
نایل:😐😑😐😑
من:📱😐
نایل:هی....نمیخوای...به من نگا کنی؟😔
وای دلم ریش شد....آنه بمیره برات گوگولی چه قشنگ غصه میخوره.....گوگولی
من:امممم.....اووومممم...هووووووف بله؟؟😐
نایل:بگو خودتو خالی کن.
واااا مگه اینجا توالته😐😐
من:هوووف بیخیال میدونی من یه جورایی سگ اخلاق شدم...متاسفم.
نایل:میدونی من ازت خیلی ممنونم ندیده بودم کسی اینجوری به تئو برسه تو حداقل برا یه سالش لباس خریدی.😉
من:مشکلی نیست.
نایل:میخوای بریم بیرون؟😎😁
من:ساعت هشت شب کجا؟😕
نایل:😐
من:هوووف خب بابا زود حاضر شو تئو رم میبریم .
نایل:اوکی
رفتم تو اتاق موهامو شونه کردم و بالا بستم و یه کم پودر زدمو رژ یه لباس معمولی و یه شلوار سفید پوشیدم موبایل و کلید و گذاشتم تو کیفمو اومدم😏😍 بیرون...
رفتم تو اتاق نایل.....
نایل یه شلوار مشکی با یه تیشرت سفید پوشیده بود و موهاشو داده بود بالا.....
ولی تئو ......یا قمر بنی هاشم😱
شرتش رو کلش بودو استین تیشرتش تو پاشو شلوارش تو دستش.
یه نگاه به نایل انداختم یه نگاه به تئو
نایل:😁
تئو😕
من:هووووف
نایل:تو از هووووف خوشت میاداااا😝
من:اره باعث میشه یه نشت تو دماغت نکارم😐
همه اون خرت و پرتارو از سر و هیکل تئو ورداشتمو شرتشو با پوشک پاش کردم یه تیشرت خنک سفید با یه شلوار کرمی پاش کردمو موهاشو دورش شونه کردم...
عخی عخی ناز شی تئوووو.
نایل:وااااو😨👌
من:برییم؟😒
نایل:اوهوم
به سمت ماشینش رفتیم
نایل:هی بریم سینما ؟😜
من:خوبه بریم😝
.....
-آقایی😍
-جانم😍😍
-برام پشمک حاج عبدالله میخری؟😘💋نی نی مون هوس کرده😱😍
-شما جون بخواه نی نی بیشتر..... خانواده شادتر😁😘

من:نایل؟😣
نایل داشت بالا میاورد گفت:ها...هااا 😷😦
من:ریدم تو سلیقه ات این فیلمه؟؟؟چشای تئو کبود شد اینقدر فشارش دادم. 😵
نایل:من گوه خوردم پاشو بریم دل پیچه گرفتم 😖😩
رفتیم سوار ماشین شدیم.......
نایل:هاهاهاهاها هرهرهرهر 😂😂👌👌😆😆😆😆😆
باز دوباره روانی شد...
من:باز دوباره چیه؟😐
نایل:قیافت سر فیلم خیلییی باحال بووود😂😂😁😆😆😆😆😆
من:هووووف اخه اون فیلم بووود؟باب اسفنجی شرف داشت عققق 😷
نایل:ولی دخترا خیلی خوششون نیاد از این فیلما که 😏
چییی ؟؟؟😨
من:مگه تو با چنتا دختر اومدی سینما....😟

واااای خدا پوکیدم 😀😀😁
خدایی نظرررررر پلیز

My Angle Où les histoires vivent. Découvrez maintenant