سوم شخص
این ساعت تاریخ داشتن، درسی خسته کننده به همراه دبیر خسته کننده ترش آقای کیم....
تاریخ درسی بود که اکثر دانش آموزا برای منفی نگرفتن از دبیرشون تظاهر به گوش دادن میکردن اما حواسشون جای دیگه ای بود....
با خوردن ضربه های آرومی به در کلاس، آقای کیم اخماشو به خاطر بهم خوردن تدریسش توهم کشید و اجازه ورود داد
یونگ:ببخشید دیر کردم....
نگاه همه روی صورت یونگی که سمت چپش، جایی نزدیک به شقیقه هاش چسب زخم بزرگی خورده بود موند و آقای کیم با بداخلاقی همیشگیش گفت
_چی باعث شده فکر کنی که میتونی سر کلاس من دیر کنی و بعدش اجازه ورود داشته باشی؟؟؟
پ.ن{چقدر من از این دبیرا بدم میاد}
پ.ن{متاسفانه تو ایران از هر ۱۰۰ تا دبیر ۹۸ تاش اینطوریه}
یونگی سرش رو پایین انداخت و از سوزش زخمش لبش رو گاز گرفت...
جای زخمش درد میکرد و به خاطر الکلی که بهش خورده بود میسوخت و حالا این بی ملاحظگی مرد رو به روش هیچ کمکی به وضع بدش نمیکرد.....
_اسمت چیه؟؟؟
یونگ:مین یونگی، بابت تاخیر متاسفم.....من
حرفش با داد آقای کیم تو دهنش ماسید و گوشاش از اون تن بلند صدا اذیت شدن.....
_واسه من بهونه تراشی نکن....
سعی نکن کارتو توجیح کنی چون هیچ کدوم از حرفات برای من قابل قبول نیست.....
تا پایان کلاس گوشه دیوار وایسا.....
عالی شد.....
سرش داشت گیج میرفت و حالش خوب نبود و حالا باید دو ساعت فاکی رو سر پا می ایستاد....
یونگ:من متاسفم ولی.....
_گفتم گوشه دیوار وایسا....
با دوباره داد زدن آقای کیم و پریدن وسط حرفش به ناچار حرفش رو گوش کرد و به طرف دیوار حرکت کرد اما هنوز دو قدم هم برنداشته بود که تلو تلو خورد و سرش رو بین دستاش گرفت.....
همیشه همین بود.....
به علت کم خونی، هروقت قسمتی از بدنش زخم میشد و خون از دست میداد تا یه مدتی سرش گیج میرفت و باید می نشست یا دراز می کشید.....
پرستار مدرسه بهش گفته بود که استراحت کنه اما اون چون نمی خواست سر کلاس غیبت کنه و دانش آموز بی نظمی باشه، حرفش رو نادیده گرفت اما الان پشیمون بود.....
فکرش رو نمیکرد دبیرش انقدر کوته فکر باشه که بهش حتی اجازه توضیح هم نده و نسبت به حال بدش کاملا بی توجه باشه....
به خاطر مکث کردن تو راه رفتنش بار دیگه صدای آقای کیم تو گوشاش پیچید....
_مین یونگی، من همه روز رو برای تو وقت ندارم پس.....
با شنیدن صدای بلندی حرفش رو قطع کرد و نگاهش روی هوسوک که ایستاده بود و صندلیش پشتش افتاده بود ثابت موند
ESTÁS LEYENDO
SCHOOL LOVERS
Romance{COMPLETED} عشق و عاشقی های تینیجری؟؟ من بهشون میگم عشقای حقیقی.... تو بگو کلیشه.... ولی واقعا درستش چیه؟؟ . . . . _💜به سومین بوک من خوش اومدید💜_
