دستش رو با احترام به سمتشون دراز کرد و به ترتیب با هردوتاشون دست داد.
"خیلی از دیدنتون خوشحالم"
نشستن سر میز که یونجون لبخندی زد و گفت:
_همچنین جناب پارک
تهیونگ بدون اینکه حرفی بزنه نشست و منتظر بهش نگاه کرد.
جو نسبتا سنگینی بینشون به وجود اومده بود!
جیمین که دید کسی چیزی نمیگه نفس عمیقی کشید و گفت:
_اگه موافقین اول غذا سفارش بدیم بعد کم کم صحبتا رو شروع کنیم
یونجون نگاهی به تهیونگ انداخت و جواب داد:
_باشه خوبه
منو ها رو باز کردن و نگاهی بهش انداختن.
بعد از اینکه غذاشون رو سفارش دادن جیمین دوباره سر صحبت رو باز کرد:
_خب میتونیم درمورد کار صحبت کنیم
تهیونگ_میشه بپرسم چرا اصرار دارید با من قرارداد ببندین؟
جیمین لبخندی زد و جواب داد:
_خب کاملا معلومه شما یکی از بهترینایی و خب سابقه ی درخشانی داری کدوم کمپانیه که کیم تهیونگ حرفه ای رو نخواد؟
تهیونگ دست به سینه شد و با لحن سرد و جدی همیشگیش پرسید:
_اونوقت چی شما رو از باقی کمپانیا متمایز میکنه؟...میخوام بدونم اگه با شما قرارداد ببندم چه سودی واسم داره که کمپانیای دیگه نمیتونن داشته باشن؟
یونجون با چشم و ابرو بهش فهموند که یکم مودبانه تر حرف بزنه و خجالت زده به سمت جیمین چرخید و گفت:
_عذر میخوام جناب پارک...اگه این سوالا براتون آزار دهندس...
جیمین سری تکون داد و سریع گفت:
_نه اصلا...حق دارین که بدونین...خب فک میکنم خیلی راجب کمپانی دریمرز شنیده باشید همونطور که میدونید ما تماما از هر لحاظی از هنرمندامون حفاظت میکنیم به جرات میتونم بگم که بهتر از کمپانیای دیگه و اینکه کاملا حواسمون به این هست که چیزی هنرمند رو آزار نده، درمورد حقوق هم ما برای کار هنرمندامون خیلی ارزش قائل هستیم برای همین نگران اونم نباشید چیزی که واقعا لایقش هستین رو دریافت میکنید از امکانات گرفته تا هرچیز دیگه ای که نیاز باشه...و اینکه درمورد شرطتون که باهام در میون گذاشتید خیالتون راحت هرموقع استراحتتون تموم شد میتونید کارتونو شروع کنید و جلوی دوربین برید
کمی مکث کرد و بعد برای اینکه بیشتر تهیونگ رو وسوسه کنه گفت:
_در ضمن اینم اضافه کنم که کمپانی ما اولین کمپانی ایه که از طرف برندهای معروف دنیا دعوتنامه ی همکاری دریافت کرده و ما دنبال مدلی هستیم که بتونه از پس سفیر اون برند شدن بر بیاد برای همین شما رو انتخاب کردیم جناب کیم
یونجون با کنجکاوی پرسید:
_میتونم بپرسم قراره با کدوم برند همکاری کنید؟
جیمین_اخیرا از طرف برند لویی ویتون ایمیل گرفتیم
تهیونگ تای ابروش رو بالا انداخت و با تعجب بهش نگاه کرد.
جیمین در حال توضیح دادن بود که گارسون غذاهاشون رو آورد و روی میز چید.
جیمین_بعد از غذا ادامه میدیم تا شما توی این زمان بیشتر فکر کنید
یونجون چرخید و به آرومی کنار گوش تهیونگ زمزمه کرد:
_اگه از دستش بدی از منیجرت بودن استعفا میدم کیم تهیونگ لویی ویتون شوخی بردار نیست پسر
شروع کردن به غذا خوردن و توی این مدت راجب چیزای دیگه ای صحبت کردن تا زمان به خوبی سپری بشه.
چند دقیقه بعد از اینکه غذاشون تموم شد جیمین به تهیونگ خیره شد و پرسید:
_خب...میتونم بپرسم نظرت چیه تهیونگ شی؟
تهیونگ به صندلیش تکیه داد و نگاهش رو بین یونجونی که داشت با چشم و ابرو براش خط و نشون میکشید و جیمین که منتظر جوابش بود رد و بدل کرد.
_قبوله آقای پارک...من با کمپانی شما قرارداد میبندم
جیمین_عالیه واقعا خوشحالم که قبول کردی
از داخل کیفش قرارداد رو درآورد و اونو روی میز گذاشت.
_میتونین بخونیدش و اگه خواستید همین الان امضاش کنید اگرم نه فردا میتونید بیاید کمپانی
یونجون قرارداد رو کشید سمت تهیونگ و گفت:
_نه همین الان میخونتش و امضاش میکنه
میترسید از اینکه تا فردا پشیمون بشن و تهیونگ رو نخوان واسه همین اصرار داشت هرچه زودتر قرارداد ببندن.
جیمین_یونجون شی شماهم باید اون یکی قراردادی که زیر این کاغذاس رو امضا کنید تا بتونید طبق این قرارداد منیجر کمپانی بشید و از کمپانی حقوق بگیرین
یونجون ابرویی بالا انداخت و اون یکی قرارداد رو جلوی خودش گذاشت و مشغول امضاش شد.
جیمین نگاه رضایتمندانه ای به هردو انداخت و لبخندی زد.
باید یه پاداش درست و حسابی از جونگ کوک میگرفت!
....
موهاشو پشت سرش بست و بعد از اینکه سوییشرت طوسی رنگش رو پوشید از اتاق کلوزت بیرون رفت.
پله ها رو تند تند پایین رفت و رسید به در اما همینکه خواست درو باز کنه و بره بیرون موبایلش شروع به زنگ خوردن کرد.
سر جاش ایستاد و با اشاره ی انگشتش روی ایرپاد تماس رو وصل کرد.
_الو
+جونگ کوک کجایی؟
_خونه دارم میرم بیرون یکم بدوام
+دویدنو بیخیال دارم میام پیشت از جات تکون نخور الان میرسم
_چخبره؟
+وقتی رسیدم میفهمی
تماس رو قطع کرد که جونگ کوک همون مسیری که اومده بود رو برگشت تا بره همون لباسای راحتش رو بپوشه.
چیزی طول نکشید که جیمین رسید و صدای زنگ بلند شد.
با عجله اومد پایین و درو باز کرد.
همینطور که سمت آشپزخونه میرفت در ورودی رو باز گذاشت تا جیمین بیاد داخل و بعد رفت تا قهوه درست کنه.
مشغول شده بود که جیمین اومد توی خونه و داد زد:
_مژدگونی بده جون جونگ کوک
جونگ کوک در حالی که فنجونای قهوه رو روی اپن میذاشت گفت:
_قراردادو بستی؟
جیمین_گفته بودم خیالت راحت باشه نگفته بودم؟
قرارداد رو جلوی جونگ کوک گذاشت و گفت:
_بفرما...مشتاقانه منتظر تقدیر و تشکرهای شما هستیم جناب جون
جونگ کوک قرارداد رو چک کرد و گفت:
_نه خوشم اومد...چطور قانعش کردی؟
جیمین_از کمپانی تعریف کردم و آخرشم بهش گفتم میخوایم با چه برندی کار کنیم...تا اسمشو شنید مشخص بود حسابی تعجب کرده...درسته مدل معروف کرهاس ولی یه بارم با برندای خارجی همکاری نداشته واسه همین سریع قبول کرد
جونگ کوک_کارت عالی بود...فردا ناهار مهمون من
جیمین_نخیر...شام باید باشه که بتونیم هرچقدر خواستیم بنوشیم چون روز بعدشم روز تعطیله و نیازی نیست بریم کمپانی
جونگ کوک_قبوله چون تلاشتو کردی و کارو تموم کردی پس هرچی تو بگی همونه
جیمین_عالیه
جونگ کوک_راستی من پس فردا میرم دبی...یه ایونت برگزار میشه میخوام شرکت کنم یک دو روز نیستم باید حواست به همه چیز باشه فهمیدی؟
جیمین_نگران نباش با خیال راحت برو و برگرد
بینشون سکوت برقرار شد تا اینکه جیمین پرسید:
_میگم...از رئیس جون چه خبر؟...در جریان کارای کمپانی میذاریش؟
جونگ کوک_سهامشو داد به من و خودشو کشید کنار دیگه به اون ربطی نداره که توی کمپانی چی میگذره
جیمین_یعنی حتی یه تماس کوتاهم با بابات نداشتی؟
جونگ کوک_نه...ترجیح میدم یه گوشه بی صدا زندگیمو بکنم و باهاشون کاری نداشته باشم
جیمین_جونگ کوکا حداقل به مامانت یه زنگ بزن هرکی ندونه منکه میدونم مامانت چقدر دوستت داره و دلتنگت میشه
جونگ کوک_با مامان در ارتباطم ولی بابامو نمیخوام ببینم
جیمین_هنوزم سر اون قضیه ازش عصبانی ای؟
جونگ کوک_کم چیزی نیست جیمین...با چشمای خودم دیدم که داشت به مامانم خیانت میکرد
جیمین_باشه...حق داری...نباید بحثشو پیش میکشیدم معذرت میخوام
جونگ کوک_ببینم این کیم تهیونگ فردا میاد کمپانی؟
جیمین_نه...به احتمال زیاد منیجرش میاد تا یه سری کارا رو باهم انجام بدیم
جونگ کوک_خوبه...منم الان ایمیل میدم واسه منیجر لویی ویتون و باهاش حرف میزنم تا قرارداد ببندیم...بهشم میگم که کارو یک ماه دیگه شروع کنیم
جیمین_خوبه...همه چی عالی پیش میره!
جونگ کوک_این پسره از نزدیکم شبیه عکساش بود؟
جیمین_کی تهیونگ؟!
در حالی قهوشو مینوشید سری تکون داد که جیمین گفت:
_حتی از عکساشم بهتره نگران نباش گزینه ی مناسب واسه همکاری با لویی ویتون همینه
جونگ کوک_خوبه...امیدوارم مشکلی پیش نیاد
ادامه دارد...
(مرسی که کامنت میذاری کیوتی😘😍♥️)
DU LIEST GERADE
The Untamed
Fanfictionمدل معروف کره "کیم تهیونگ" با کمپانی فعلیش به مشکل برخورده و به زودی قراردادش هم تموم میشه. اما بخاطر شهرتش بهترین کمپانی کره که خیلیم سر و صدا کرده بهش پیشنهاد کار و بستن قرارداد میده. و اینجاست که تهیونگ و جونگ کوک باهم ملاقات میکنن...
