8

2.6K 402 26
                                        

قانون بالن ها خیلی زیباست؛«هرچیزی که بدردت نمیخوره وبرات مفید نیست باید حذف کنی تا بتونی اوج بگیری»

*-[جین]
با صدای مسئول تعمیراتی از تو فکر دراومدم واز جام بلند شدم بهم گفت که مشکل لب تاپم حل شده و میتونم تحویلش بگیرم خیلی خوشحال شدم،وضعیتم دقیقا شکلی بود که انگار یکی از عزیزام تو اتاق عمله و الانم به هوش اومده.با قدم های بلند خودم رو پشت پیش خوان رسوندم تا لب تاپمو تحویل بگیرم،سرمو بلند کردم وبه جای مسئول اونجا صورت کیم نامجون رو جلوی خودم دیدم،به شانس بدم لعنت فرستادم و سعی کردم توجهش جلب کنم.
_ببخشید!

*-[یونگی]
قرص های آرام بخششو از روی کنسول برداشت و بدون آب یجا
قورتشون داد ،با خستگی از اثرالکل های دیشب که انگار هنوز از وجودش بیرون نرفته بود خودشو روی کاناپه جلوی تلویزیون انداخت ،کنترلو برداشت و تلویزیون رو روشن کرد مثل همیشه
شبکه ی اخبار رو باز کرد و مشغول گوش دادن بهش شد.
+بینندگان عزیز همون طور که مشاهده میکنید امروز چند نفر به اداره ی پلیس مراجعه کردن و طبق اخباری که به دستم رسیده دو نفر از افراد اعتراف کردن که از آدم های معروفی که دیگه امیدی به زندگی نداشتن پول میگرفتن و اونارو میکشتن تا این موضوع برای اون افراد خودکشی محسوب نشه و جالبیش اینجا هست که این افراد به کشتن چندین آرتیست معروف هم که به تازگی ازشون این درخواست رو داشتن اعتراف کردن روز پنجشنبه دادگاه مجرمین برگزار میشه منتظر اخبار جدید از همین شبکه باشید
عصرتون بخیر.
یونگی کلافه کانال رو عوض کرد آخه کدوم احمقی پول میداد تا
بکشنش ؟اگه میخواستن بمیرن اصلا چرا رفتن سراغ آیدل شدن
گوشیش رو برداشت و بی هوا به صفحه ی هوسوک که حالاعکس پروفایلش از لبخندای قشنگش به یه عکس سیاه مطلق تبدیل شده بود خیره شد،آروم آروم عکسارو نگاه میکرد و پایین میرفت اما با دیدن کامنتی که زیر پستش زیادی تو چشم بود روی کامنتا زد ،بلافاصله همه ی کامنتا لود شدن و یونگی با دیدن نوشته های
زیر عکس بود برای لحظه ایی از شوکی که بهش وارد شده بود گوشی از دستش افتاد..با بغض گوشیرو از روی زمین برداشت و دوباره به کامنت ها خیره شد.
+دماغترو عمل کردی ولی بجای زیباتر شدن زشتر از قبل شدی
+کی گفته میتونی آیدل شی ؟
+کاش بابای منم صاحب کمپانی بود ..
+واقعا فکر میکنی داری میرقصی ؟بیشتر داری برای پسرای پیجت عشوه میای همجنسباز حال بهم زن
+هی جی هوپ اینم شد اسم استیج؟مسخرس
+میگن امشب اگه آرزو کنی براورده میشه امیدوارم بمیری..
یونگی دیگه طاقت خوندن اون جمله های بی رحمر‌ونداشت ..وقتی به خودش اومد که گوشیش رو از عصبانیت توی دیوار کوبونده بودو هرچی رو میز بود شیکونده بود و حالا با صورتی که از حرص و بغض و کینه و عصبانیت سرخ شده بود و دستی که ازش خون میچکید مثل پسرای سه ساله که توی بازار بزرگ دست مادرشو ول کرده و گم شده از ته دل گریه میکنه..

 my soulmate[complete]Where stories live. Discover now