Episode 22 [S1]

2K 302 101
                                        

جونگوک با نگرانی ناخنهاش رو میجوید و به ضربه های محکمی که روی صورت بی‌حال تهیونگ فرود می‌اومدن نگاه می‌کرد. دوست داشت یه کاری بکنه ولی مطمئنا اگه جلو میرفت علاوه بر تهیونگ، خودش هم زیر بار مشت و لگد له میشد.

صدای ناله ی آروم تهیونگ باعث شد چند ثانیه پلکهاش رو روی هم فشار بده و با اضطراب دوباره از همدیگه فاصلشون بده. اینبار با دیدن خون تقریبا زیادی که از دهن و بینیش سرازیر شده بود طاقت نیاورد و از روی کاناپه ی کثیفی که روی دستش نشسته بود بلند شد.

ـ داری میکشیش جون. لطفا.

صداش بیش از حد آروم بود و مطمئنا که نامجون با توجه به صدای ضرباتی توی سرش میپیچید چیزی ازش نشنید.

ـ نامجون خواهش میکنم. داره میمیره!

جونگوک تقریبا فریاد کشید و به شونه های نامجون چنگ زد تا عقب بیارتش. صورت تهیونگ به جرأت قابل تشخیص نبود و ریش های تقریبا بلندش پر از خون شده بودن. پلکهاش در حد چند میل از همدیگه فاصله داشتن و قلب جونگوک به محض دیدن بدن بی جونش از حرکت ایستاد.

نامجون رو با تمام توانش عقب کشید و بعد از اینکه مطمئن شد مرد بزرگتر دوباره قصد حمله کردن نداره، به سمت تهیونگ برگشت. سرش رو توی بغل گرفت و همینطور که سعی می‌کرد اشکهاش رو کنترل کنه با آستینش مشغول پاک کردن خونهای تازه ای که هنوز روی صورتش خشک نشده بودن شد.

ـ دهن فاکیتو باز کن دیگه احمق. نامجون میکشتت. باور کن اینکارو میکنه ته. التماست میکنم حرف بزن. لطفا. ته.

جملاتش رو کوتاه و ملتمس بیان میکرد تا قفل دهن دوست پسر سابق و لجبازش رو باز کنه هر چند میدونست تأثیری نداره. همونطور که توی دو روز گذشته نداشته.

ـ نمیدونم.

صدای خفه ی تهیونگ به قدری بلند نبود که نامجون بشنوتش ولی جونگوک با وحشت سرش رو سمت نامجون که با چشمهای ریز شده و دستهای خونی به دیوار تکیه داده بود برگردوند و به تمام دنیا لعنت فرستاد چون ایندفعه دیگه نمیتونست تهیونگ رو از زیر دستهای نامجون بیرون بکشه.

ـ نمیدونی؟

نامجون با چشمهای قرمزی که هرثانیه امکان داشت از کاسه بیرون بیفتن به تهیونگ و جونگوکی که بدن تهیونگ رو بیشتر به خودش فشرد نزدیک شد و سرش رو تکون داد.

ـ جونگوک برو بیرون.

با صدای آروم و گرفته ای رو به جونگوک گفت و به سمت در آپارتمان کثیف و کوچیکی که محل زندگی تهیونگ توی چند ماه گذشته بود رفت تا بازش کنه.

جونگوک با وحشت و نگرانی بدن تهیونگ رو بیشتر به خودش نزدیک کرد و بهش التماس کرد دهنش رو باز کنه. مطمئن بود اگه از در بیرون بره نامجون تهیونگ رو میکشه. بدون هیچ احتمال و شکی.

EXOTIC ¦ S1La tua prossima ossessione. Scoprilo ora