*Jimin*
جیمین با ترس و لرز رو به روی جین ایستاد ، اون مرد پشت پیانوی سفید رنگ نشست و لبخندی نصف و نیمه زد .
- پرنس من فکر میکنه که من اون آدمی نیستم که مادرش ازش تعریف میکرد؟!
جیمین درحالی که با انگشت هاش بازی میکرد و بلیزش رو توی چنگ گرفته بود به آرومی سرشو به نشونه مثبت تکون داد .
جین انگشت هاش رو نوازش وار روی کلاویه های پیانو کشید
- متاسفم که اون کسی نیستم که انتظار داشتی پرنس من...
و آهی کشید و ادامه داد
- من مردی نیستم که تو و مادرت تصورش رو داشتید ، اما در عوضش من مردی هستم که عاشق شما دوتام...
جیمین آب گلو اش رو به سختی قورت داد
- نه! تو عشق ورزیدن بلد نیستی!
جین یه تای ابرو اش رو بالا انداخت و از پشت پیانو بلند شد ، هر قدمی که به جیمین نزدیک تر ، دل پسر میلرزید اما جرعت عقب رفتن رو نداشت!
جین دستشو زیر چونه جیمین گذاشت و سرش رو بالا آورد ، رنگ نگاه جین باعث شکل گیری حس عجیبی توی دل جیمین میشد .
- این خنده داره پرنس جیمین! من تنها کسی هستم که از اعماق وجودم تو رو میشناسم و عاشقتم...
جیمین اخمی کرد و سرش رو کنار کشید ، دندون هاشو روی هم فشار داد
- تو منو نمیشناسی!
جین خندید
- من تمام زندگی تو رو تماشا کردم! میدونم که وقت هایی که از دست لونا عصبی میشدی سرت رو توی بالش فرو میکردی اما سریع پشیمون میشدی و خودت رو مثل یه بچه گربه توی بغلش جا میکردی...یا حتی صدای بهشتی ات رو من تنها کسی هستم که شنیدم!
جیمین نفس عمیقی کشید و با تعجب به حرف های جین گوش داد ، غیر از اون و مادرش کسی توی اتاقشون نبود اما با اینحال جین همه چیز رو میدونست!
جین دستاشو با افتخار باز کرد و دوباره پشت پیانو نشست
-آره...فقط من و لونا صدای بهشتی پرنسمون رو شنیدیم...نظرت چیه دوباره برای من بخونی؟!
جیمین شیطنت توی دلش سرباز کرد و لباشو بهم فشار داد
-نه...من برات نمیخونم
جین با اخمی سمت جیمین برگشت ، منقبض شدن فکش کاملا قابل مشاهده بود
- درست نشنیدم پرنس!
جیمین نیشخندی رو که از خود جین یاد گرفته بود تکرار کرد
-گفتم نه...نمیخونم برات!
ВЫ ЧИТАЕТЕ
Lips on your skin|Kookv
Разное[] Completed [] •• - " من مجانی برات مسابقه نمیدم کیم تهیونگ! باید در ازای بدهکاریای تو به اون هیوک عوضی یه چیزی هم نصیب خودم بشه ، درست نمیگم؟!" - "من...من چیزی ندارم که بهت بدم جانگکوک..." - " اشتباه نکن! تو خودتو داری! " •• Kookv 🔞 •• - " میخو...
