خدمتکار ویلچر را پشت میز جای داد و با خم کردن سرش از آنجا دور شد.
کاریسا لبخند ملایمی زد و با اشارهی سر او، خدمتکار دیگر بشقاب رو به روی مرد را برداشت تا برایش غذا بکشد.
_حالتون خوبه؟
مرد نگاه گذرایی به کاریسا و سپس صندلی خالی کنارش انداخت. کاریسا که متوجهی منظور او شد صدا صاف کرد.
_یونجون گفت خیلی دوست داره بیاد ولی درگیره.
مرد دوباره به چشمهای دخترش که تداعی کنندهی چشمهای همسرش بود نگاه کرد. عمیق و اندوهگین. کاریسا آهی کشید و سر تکان داد.
_خیلی خب نخواست بیاد! از من چه کاری بر میاد وقتی خودش نمیخواد؟
مرد دستهی ویلچر را فشرد و به سمت عقب حرکت کرد.
کاریسا بلافاصله از جا برخاست.
_دارید کجا میرید؟ هنوز شام نخوردیم!
مرد بدون اعتنا به او به سمت در اتاق غذا خوری حرکت کرد. کاریسا به سرعت رو به رویش قرار گرفت و مانع ادامهی حرکتش شد.
_بسه دیگه! وقتی انقدر ازت متنفره چه اصراری داری که ببینیش؟ وقتی پیشت بود نادیدش میگرفتی حالا چیشده که انقدر واست مهم شده؟
کاریسا تن صدایش را که بلند شده بود پایین آورد و ادامه داد
_میدونم چه حسی داری. تو... تو احساس عذاب وجدان داری مگه نه؟
مرد چشمهای غمگینش را پایین انداخت و سرش را به سمت دیگری چرخاند
کاریسا رو به روی او زانو زد و دستش را روی دست او گذاشت
_نداشته باش! اون عوضی یه منفعت طلب مثل مادرشه! هر اتفاقی افتاده حقش بوده! واقعا نیازه بخاطر پسر یه فاحشه انقدر اوقات رو به خودت و دختر عزیز کردت تلخ کنی؟ مامان چه فکری میکنه اگه ببینه داری تنها یادگاریش رو بخاطر یه آدم بی ارزش از خودت میرونی؟
مرد ابروهایش را در هم برد و با اخم معنا داری دخترش را نگاه کرد سپس دستش را به شدت از زیر دست او کشید و ویلچرش را حرکت داد. این بار کاریسا مانعش نشد و تنها او را از پشت نظاره کرد.
_نه خیر تو تقلب کردی!
ریک ناباورانه به هیونا نگاه کرد
_تو اصلا جنبهی باخت نداری نه؟
هیونا کارت هایش را روی میز پرت کرد
_اونی که جنبهی باخت نداره و به خاطر همین تقلب میکنه تویی نه من!
سوبین بشقاب روی میز را برداشت و همانطور که بشقاب بعدی را با دست دیگرش بر میداشت گفت:《شگردشه، هر وقت می بینه داره میبازه میگه داری تقلب میکنی》
هیونا با حرص به او نگاه کرد
_به من چه که هر دوتون متقلبید؟!
DU LIEST GERADE
Mortimer(Soojun Ver)
Fanfictionمقدمه: روایت همیشه محبوب عشق و معما. «در بحبوحهی نقابها، مردی را دید که بیگدار به آب زده و سویش شنا میکرد... آیا باید او را هم غرق میکرد؟» کاپل: سوجون ژانر:رمنس، درام، معمایی،جنایی آپ: هفتگی
