به موهای تقریبا نم دارش در آیینه نگاه کرد اما اقدامی برای کنار زدن آنها از روی صورتش نکرد. دستی به بافت آبی نفتی که تضاد محسوسی با پوست گردنش داشت کشید و با برداشتن عصا از اتاق بیرون زد.
ریک برگهها را روی میز پرت کرد.
_شما دو تا تبانی کردید تا فقط خودتون ببرید و من ببازم.
اسکای متکبرانه خندید و کارتها را مرتب کرد.
_فقط باختت رو بپذیر ریک ویلکنسون.
هیونا با دیدن یونجون که لنگان به سمتشان میآمد لبخند زد
_یونجون! پوکر بازی میکنیم میای؟
اسکای سخت مشغول بُر زدن حرفهای کارتها بود. ریکه که با لبخند سرتاپای یونجون را نظاره میکرد متوجه نگاه جست و جو گر یونجون شد.
_چیزی میخوای؟
یونجون که متوجه عدم حضور سوبین در سالن نشیمن شد سرش را به دو طرف تکان داد.
اسکای زیر چشمی نگاهی به او که قصد نشستن نداشت انداخت و سپس دوباره مشغول بُر زدن شد اما این بار با پوزخندی ضمیمهی آن.
_سوبین توی آشپزخونست.
یونجون متوجه کنایی بودن جملهی او شد اما اهمیتی نداد و به سمت آشپزخانه قدم برداشت و شاید برای توجیه کردن آنها و شاید هم تنها محض اطلاعشان گفت:《 من پوکر بلد نیستم.》
سوبین که درحال درآوردن چیزی از یخچال بود با شنیدن صدای پای کند و ضربههای جسمی سخت روی پارکت سرش را بیرون آورد و چند ثانیهای شیفته نگاه کرد. از دیدن یونجون با لباس راحتی و موهای نمناکی که بی قید دو طرف گونههایش افتاده بودند حس خوبی گرفت، شاید حسی مانند آرامش و امنیتی که پس از یک روز سخت در خانه پیدا میکنی.
لبخند زد و در یخچال را بست
_باندت که خیس نشد؟
یونجون که در همان ورودی آشپزخانه ایستاده بود دوباره راه افتاد و به سمت سوبین حرکت کرد اما زحمتی برای صحبت کردن به خودش نداد و تنها سرش را به نشانهی نه چپ و راست کرد.
سوبین بالاخره از او چشم گرفت و شروع به ریز کردن قارچها روی تختهی گوشت کرد.
_چی میپزی؟
_چیکن مارسالا و پاستا
یونجون که حالا به فاصلهی یک متری او رسیده بود ایستاد و به آیلند سینک پشتش تکیه زد.
_احتمالا پختش سخته.
سوبین به او که بلاتکلیف ایستاده بود نگاه کرد.
_چرا نمیری پیش بقیه؟ منم یکم دیگه میام.
یونجون با چشم به قارچهای ریز شده اشاره کرد.
_میخوام ببینم چیکن مارسالا چطور درست میشه
سوبین سمت گاز رفت و تابه را گرم کرد.
KAMU SEDANG MEMBACA
Mortimer(Soojun Ver)
Fiksi Penggemarمقدمه: روایت همیشه محبوب عشق و معما. «در بحبوحهی نقابها، مردی را دید که بیگدار به آب زده و سویش شنا میکرد... آیا باید او را هم غرق میکرد؟» کاپل: سوجون ژانر:رمنس، درام، معمایی،جنایی آپ: هفتگی
