با ورود یونجون به اتاق، منشی سرش را بالا آورد
_وقت بخیر جنابِ
یونجون میان کلام او پرید و با لحنی کم حوصله گفت《 تو اتاقشه؟》
منشی با عجله جواب داد《بله ولی گفتن به هیچ وجه کسی وارد نشه》
یونجون با چهرهای خنثی چند بار پلک زد و بعد به سمت در اتاق رفت
_ج جناب چوی لطفا وارد نشید
یونجون برگشت و با چنان غضبی به او نگاه کرد که منشی در میانهی راهی که به سمت او برای متوقف کردنش میرفت ایستاد.
در را باز کرد و با وارد شدنش به اتاق آن را بست. انگار حتی نمیخواست به منشی اجازه دهد به رئیسش توضیح دهد که خانم چوی من بهشون گفتم نباید وارد شن.
با ورود ناگهانی یونجون به اتاق، کاریسا که برای بالا کشیدن پودرهای سفید رنگ روی میزش خم شده بود کمر راست کرد. یونجون با دیدن وضعیتش کمی مکث کرد، اولین بار بود میدید او چیزی مصرف میکند. بهم ریختگی کمی پیشش با دیدن این صحنه آرام گرفت و الان تنها نگاهی ناخوانا در چهرهاش نمایان بود، کاریسا نمیتوانست آن نگاه را توصیف کند اما میدانست آزرده و سرزنش گر بنظر نمیآید، حتی میتوانست اندکی سرگرم شدگی پنهان شده در آن پیدا کند. یونجون سکوت بینشان را شکست.
_پس دارم با یه مشت معتاد مفنگی کار میکنم؟
بعد پوزخندی را ضمیمهی حرفش کرد و ادامه داد
_تعجبی نداره که انقدر بی عرضه اید
کاریسا چشمهایش را در حدقه چرخاند
_باز چیشده اومدی پاچهی منو بگیری یون؟
یونجون گویی که منتظر این سوال بود با اخم محسوسی جلو آمد و دست هایش را روی میز او ستون کرد
_ویلکنسون شریک داشته!
کاریسا حالا توجهش را به او جلب کرد و کمی صاف تر نشست
_چه شریکی؟
_شریک کاری! حتی عتیقه فروشیم دیگه دست پسر ویلکنسون نیست، پسر اون یکی خریدش!
کاریسا اخمی ملایم بین ابروهایش جای داد که حالتی جدی به چهرهی بنظر لاقید همیشگیش بخشید.
یونجون غرید《اون سگای پادوت نمیتونن یه کارو درست انجان بدن نه؟!》
کاریسا از جایش بلند شد و میز را به سمت صندلی های جلوی آن دور زد
_مامانم حرفی از شریک نزده بود
سپس روی صندلی نشست و ادامه داد
_در نتیجه من فقط بهشون گفته بودم پسر ویکلنسونو پیدا کنن نه چیزی بیشتر
یونجون برای دیدن کاریسا برگشت و از پشت به میز تکیه زد
KAMU SEDANG MEMBACA
Mortimer(Soojun Ver)
Fiksi Penggemarمقدمه: روایت همیشه محبوب عشق و معما. «در بحبوحهی نقابها، مردی را دید که بیگدار به آب زده و سویش شنا میکرد... آیا باید او را هم غرق میکرد؟» کاپل: سوجون ژانر:رمنس، درام، معمایی،جنایی آپ: هفتگی
