یک ساعتی از آمدنش میگذشت اما پذیرایی همچنان ادامه داشت و از این رو تنها خودشان دو نفر بر سر آن میز بزرگ نشسته بودند و غذاهای رنگارنگ و متنوع روی میز خودنمایی میکردند.
_این همه غذا رو کی قراره بخوره؟
یونجون یکی از شانههایش را بالا انداخت
_تو. مگه نگفته بودی این مقدار برای یه مرد بالغ طبیعیه؟
سوبین ابتدا کمی گیج شد اما یادآوری آن شامی که در رستوران کرهای خورده بودند و حرفی که به یونجون زده بود از حالت ابهام صورتش کاست.
_حافظت باور نکردنیه یادم باشه از این به بعد بیشتر مراقب حرفام باشم
یونجون به شوخی چهرهی مغروری به خود گرفت.
_دستپختش زیاد خوب نیست اما ظاهر کار رو حفظ میکنه. انگار داری یه ماکت مقوایی از استیک رو میجویی.
سوبین چنگالش را داخل دهان کرد.
_خیلی سخت میگیری به نظر من که هیچ مشکلی نداره و خوشمزهان
یونجون هم کمی از غذایش خورد.
_خوردن دستپخت تو سخت گیرم کرد
سوبین لبخند زد.تصور اینکه مهارتش نظر شخص سخت گیری مانند او را جلب کرده باعث احساس رضایتش بود.
_من رو با وعدهی کتابات دعوت کردی اما از وقتی اومدم داری چیز میز به خوردم میدی. دیگه دارم سناریوهای ترسناک آدم خواری میچینم. جادوگری که آدم ها رو دعوت میکنه خونش چاقشون میکنه و بعد میخورتشون.
یونجون سرش را به تاسف تکان داد و چنگالش را در گوشت نرم روی بشقابش زد.
_اگر اینطور بود از یه آدم چربی دار و نرم دعوت میکردم. گوشت سفت و عضلهای تو به چه درد من میخوره؟
سوبین خندید. نمیتوانست توجه یونجون به شکل بدنش را نادیده بگیرد اما به آن اشارهای نکرد. شانههایش را بالا انداخت.
_مگه خودت نگفته بودی نون سفت و سخت بهتر از هیچیه؟ شاید نتونستی سوژهی دیگهای پیدا کنی و به این گوشت سفت و سخت قانع شدی؟
یونجون سرش را با رضایت تکان داد حقیقتا اینکه سوبین میتوانست جواب حاضرجوابیهایش را به این خوبی بدهد برایش لذت بخش و سرگرم کننده بود. بعد از مدتها توانسته بود چنین شخصی را پیدا کند و چه حیف که نمیتوانست این رابطه را برای طولانی مدت نگه دارد. سکوتی ممتد بر سر میز شام حاکم شد.
سوبین سرش را که به خاطر نگاه کردن به قفسههای بالایی، بالا گرفته بود پایین آورد.
_مثل اینکه زیاد کتاب میخونی
یونجون که جلوتر راه میرفت روی صندلی چوبی کنار شومینه نشست.
_قبلا زیاد میخوندم.
ESTÁS LEYENDO
Mortimer(Soojun Ver)
Fanfictionمقدمه: روایت همیشه محبوب عشق و معما. «در بحبوحهی نقابها، مردی را دید که بیگدار به آب زده و سویش شنا میکرد... آیا باید او را هم غرق میکرد؟» کاپل: سوجون ژانر:رمنس، درام، معمایی،جنایی آپ: هفتگی
