لیوان ها یکی پس از دیگری خالی شدند و این درحالی بود که بطری ویسکی هم خالی شده بود. اسکای خم شد و بطری ویسکی یونجون که در ابتدا سفارش داده بود را برداشت و لیوانها را مجدد پر کرد.
سوبین مانعش شد
_این بوربنه درصدش بالاست همین الانم یه بطری تموم کردید بسه دیگه.
اسکای دستش را پس زد
_ضدحال نباش
سوبین دستش را کشید و با اخم آنها را تماشا کرد.
طولی نکشید که این بطری هم تمام شد. ده دقیقه تمام شده بود و هیچ یک از آنها تسلیم نشده بودند. یونجون خم شد و بطری رو به روی سوبین را هم برداشت.
سوبین نگاه عاقلانهای به او انداخت. یونجون درحالی که گونههای همیشه رنگ پریدهاش از نوشیدن زیاد سرخ شده بود چشمهایش را به حالت دلجویانهای ریز کرد
_آخریشه
اسکای که سرش را روی میز گذاشته بود با دیدن بطری دیگر تلاش کرد سر سنگینش را بلند کند
_تسلیم بشو نیستی نه؟
یونجون احساس سرگیجه و سردرد میکرد اما چند شات جدید پر کرد.
_به این زودی از پا دراومدی؟
اسکای با تمام توان تلاش کرد و محتوای یکی از لوبالها را داخل دهانش ریخت. یونجون سه شات را به ازای آن یک شاتی که اسکای خورد بود نوشید.
اسکای با چشمانی که دو دو میزد به او نگاه کرد و یک شات دیگر بالا کشید. اما یونجون باز هم به ازای آن سه شات نوشید.
اسکای از جا برخاست.
_خیلی خب تو...
ادامهی جملهاش را با محتویاتی که به طور ناگهانی از معدهاش به داخل دهانش هجوم آورده بودند خورد.
سوبین از جایش برخاست و زیر بغل او را گرفت.
_باورم نمیشه یکی تونست پوزتو زمین بزنه
اسکای درحالی که با تکیه بر سوبین هم به سختی راه میرفت زمزمه کرد:《خفه شو》
طولی نکشید که سوبین او را به همراه دوستش مدی سوار ماشین کرد و به داخل بار برگشت. یونجون سرش را روی میز گذاشته بود.
سوبین به تاسف سر تکان داد و کنار او قرار گرفت
_یونجون؟ پاشو تا ماشینت همراهیت میکنم.
سر یونجون همچنان روی میز بود. سوبین دستش را روی شانهی او گذاشت و با ملایمت تکان داد
_هی یونجون
یونجون پلکهایش را به سختی باز کرد
_هوم؟
_پاشو تا ماشینت میبرمت
یونجون به سختی سرش را بلند کرد
_نیاوردمش
سوبین موهای او را که روی صورتش ریخته بود کنار زد
_چیو؟
یونجون همانطور که با چشمهای سنگین شده به او نگاه میکرد جواب داد:《ماشینمو》
KAMU SEDANG MEMBACA
Mortimer(Soojun Ver)
Fiksi Penggemarمقدمه: روایت همیشه محبوب عشق و معما. «در بحبوحهی نقابها، مردی را دید که بیگدار به آب زده و سویش شنا میکرد... آیا باید او را هم غرق میکرد؟» کاپل: سوجون ژانر:رمنس، درام، معمایی،جنایی آپ: هفتگی
