بلافاصله لبهی شیب ایستاد و به سمت پایین حرکت کرد، نمیتوانست متوجه شود یونجون چه وضعیتی دارد و عرق سردی که روی بدنش حس کرد نشان دهندهی ترسی بود که زیر پوستش لولیده بود.
با نزدیک تر شدن به او متوجه شد یونجون روی برفها نشسته است و تکان میخورد. نفس حبس شدهاش را بیرون داد. تختههای زیر پایش را در آورد و پس از طی چند قدم کنارش نشست. دست او را گرفت و با بهم ریختگی و بی هدف او را وارسی کرد
_هی هی خوبی؟
یونجون که صورتش را در هم کشیده بود تازه متوجه حضور او شد، با وجود دردی که حس میکرد کمی اخمهایش را باز کرد.
_آره چیز خاصی نیست.
سوبین عینک خودش را از چشمش به بالای سرش کشید.
_جاییت آسیب ندیده؟
یونجون سرش را به طرفین تکان داد.
_فقط یکم قل خوردم. خوبم.
سوبین که واضحا این را باور نمیکرد ابروهایش را در هم کشید.
_احتمالا چون اولشه هنوز دردشو حس نکردی.
یونجون تند تند سرش را تکان داد.
_نه میدونم چیزی نشد. فقط زانوم یکم ضربه خورد که اونم چندان درد نمیکنه.
سوبین به سرعت زانویش را لمس کرد که باعث شد یونجون هین بلندی بکشد. سوبین بلافاصله دستهایش را بالا برد.
_ببخشید ببخشید. خیلی درد گرفت؟
یونجون صورتش را که دوباره در هم رفته بود باز کرد.
_نه فقط یکم.
سوبین نگاهی به آسمان انداخت.
_خورشید داره غروب میکنه. برفم داره سنگین تر میشه باید برگردیم.
یونجون با سر حرفش را تایید کرد و خواست از جا بلند شود اما همینکه کمی به پایش فشار آورد با صورتی جمع شده روی برف نشست. سوبین که حرکات او را نظاره میکرد سرش را به تاسف تکان داد.
_من که فکر میکنم خیلی بیشتر از یکم درد میکنه.
گوشیش را در آورد و آهی کشید.
_البته که آنتن نیست.
پشت به یونجون کرد.
_دستتو بنداز دور گردنم، کولت میکنم.
چشمهای یونجون گرد شد.
_دیوونهای؟ تو این برف خودت رو هم نمیتونم بکشی.
سوبین سرش را کمی چرخاند و نیم رخش را به نمایش گذاشت.
_پس میخوای تا فردا اینجا بمونیم؟
یونجون با تردید به او نگاه کرد اما در آخر دستهایش را دور گردن او انداخت. سوبین به آرامی از جا بلند شد، دستهایش را زیر رانهای یونجون انداخت و آنها را به پهلوهای خود چسباند. گرمایی که تمام کمرش را دربرگرفت حس خوبی به بدنش تزریق کرد. نگاهی به راهی که از آن آمده بودند کرد.
YOU ARE READING
Mortimer(Soojun Ver)
Fanfictionمقدمه: روایت همیشه محبوب عشق و معما. «در بحبوحهی نقابها، مردی را دید که بیگدار به آب زده و سویش شنا میکرد... آیا باید او را هم غرق میکرد؟» کاپل: سوجون ژانر:رمنس، درام، معمایی،جنایی آپ: هفتگی
