از روی کاناپه بلند میشوم و نگاهم در چهرهاش میچرخد
- تو نفرت انگیزی جونگ کوک.
با پوزخند قدمی به سمتش برمیدارم... دلم میخواهد از این محیط و اویی که باعث رشد احساسات مختلف توی وجودم میشود دور شوم.
دور شدن از او و گذشتن و رفتن، در این موقعیت و یک قدمی shadow، حماقت محض نبود؟
- میدونی چند روزه دارم به چی فکر میکنم؟
با اخم و منتظر نگاهم میکند که نفس عمیقی میکشم
- به این که چرا اینجایی؟!
نگاه تیزم در تک تک اجزای صورتش میچرخد و او اما تیزتر از آنی بود که با کوچکترین عکسالعمل، خودش را لو بدهد.
- تحقیق کردم و یه خبر شوکه کننده شنیدم.
مکث بین جملههایم آزاردهنده بود و داشت آزارش میداد، میتوانستم حجم پر رنگی از رنجش را توی نگاهش ببینم.
- اینکه پارک جیسونگ، بیست و پنج سال پیش، از یه مرد پسرش رو خریده.
رنگ از رخش میپرد و من با نفس عمیقی، از حجم شرارتم میکاهم...
- دلایل زیادی ممکنه برای اینجا بودنت داشته باشی، اما باید بگم که من اجازه نمیدم با بچه بازی و حس غرور و انتقام بخوای ضربهای به shadow بزنی.
کمرم را صاف کرده و موهایم را با آرامش خاصی مرتب میکنم.
- یک هفته وقت داری برای گفتن اینکه چرا اینجایی جیهیون. من اگه بخوام خودم علت بودنت تو shadow رو بفهمم برای خودت بد میشه.
- تو نمیتونی منو تهدید کنی جونگ کوک.
سرم را بالا و پایین میکنم
- من اگه دارم بهت هشدار میدم به خاطر خودته، وگرنه با گفتن چیزهایی که فهمیدم، به کای الان به جای من به اون باید جواب پس میدادی...
چشم باریک کرده و با صدای آرامتری لب میزنم
- البته کای مثل من با ملایمت دلیلتو نمیپرسید و مستقیم وارد عمل میشد همسرتو که میشناسی اگه بفهمه تو پسر واقعی پارک نیستی و به دروغ بهش گفتی که برادرت توی بچگی گم شده و تازه پیداش کردی و مزخرفات دیگه... به نظرت چیکار میکنه؟
انگشت اشارهاش با خشم بالا میآید
- جونگ کوک بخوای رو خط قرمزهای من که حتی کای هم جرأت پا گذاشتن نداره پا بذاری با یه جیهیون بی رحم و متفاوت روبرو میشی که کشتنت و در آوردن قلبت از توی سینهات براش یه تفریح و سرگرمی میشه.
با خنده نگاه از چشمان پر خشمش میگیرم...
جیهیون همین بود.
با اعتماد به نفسی بالا و عزتنفسی ستودنی.
او مانند برادرش بیفکر و وحشی نبود، او بلد بود با حرفهایش کیش و مات کند.
YOU ARE READING
I'M FAKE
Fanfictionاسم فیکشن: I'm fake خلاصه: جئون جونگ کوک، پلیس دورگهی آمریکایی کره ای که ماموریت داره تا باند shadow رو از بین ببره اما توی این بین متوجه علاقه اش به یکی از اعضای اون باند یعنی جیهیون میشه و برای نجات دادن اون از برادر دوقلوی جیهیون یعنی جیمین می...
