RM
با حرفی که از دهن جیمین شنید نفسش رو توی سینش حبس کرد، انتظار نداشت چنین چیزی ازش بشنوه..
-از حرفایی که میزنی مطمئنی؟
+بیشتر از هر لحظه ای
دستش رو با تردید روی دست پسر گذاشت، به آرومی نوازشش کرد...سرش رو به آرومی سمتش برگردوند و بهش خیره شد
+باید برای اولین لمسی که توسط تو شدم جشن بگیرم!
خنده ای کرد و سرش رو پایین انداخت، کمی معذب بود بهرحال تاحالا از کسی به چنین صورت خوشش نیومده بود
وقتی پسر روی پاهاش قرار گرفت کمی تعجب کرد، اون موجود کوچولو واقعا پررو بود
+اصلا نمیتونم تصور کنم تو خجالتی باشی
-فکر دیگه ای درباره نکن
+چطور میتونم فکر دیگه ای نکنم؟الان که رسما قبول کردی با من باشی باید یکم جلوتر بریم...مثلا باید ببوسی منو
وقتی پسر سرش رو جلو آورد مکث کرد، دوست داشت لب هاش رو ببوسه اما به بوسیدن پیشونیش اکتفا داد، وقتی قیافه پوکرش رو دید خندید و بار دیگه پیشونیش رو بوسید
+یااا لبامو ببوس انقدر حرصم نده
چونه پسر رو بین انگشت هاش قرار داد و لب هاش رو سفت و سخت بوسید، در اخر زبونی به پیرسینگ لبش زد و عقب رفت
-خوب شد؟
+همم دوست داشتم بدونم توی بوسه چجوری، مثل اینکه خشنی!
ابرویی بالا انداخت و انگشت شصتش رو روی لب های درشت پسر کشید، اون هنوز قسمت کوچیکی از خودش رو به جیمین نشون داده بود
-تو خیلی چیزا درمورد من نمیدونی
+دوست دارم همشونو بدونم، دوست دارم بدونم اگه حرف وند دقیقه پیشم راست بود چیکار میکردی
انگشت هاش رو توی موهای پسر برد و در آرامش نوازششون کن در اخر دستش رو پایین تر آورد و روی گلوی پسر گذاشت
-کسی که نزدیکت شده رو میکشتم، بهرحال من آدم ریسک پذیریم
+اوه پس من با یه ددی سر و کار دارم؟از الان به بعد یه پسرم داری
همونطور که گلوش رو گرفته بود سمت خودش آوردش و بوسیدش...لمس کردن و چشیدنش بیش از حد جذاب بود..
CITEȘTI
𝘖𝘯𝘦 𝘴𝘩𝘰𝘵𝘴 (𝘯𝘢𝘮𝘮𝘪𝘯)
Dragosteاگه به کاپل مینیمونی "نامجون و جیمین" علاقه داری، حتما این بوک رو چک کن✨
