14(The new boss)

487 55 6
                                    

(یک روز بعد)
  _بعد از رای گیری در جلسه شرکت یکی از سهام دارای معروف به عنوان مدیر جایگزین شرکت دابل ایکس انتخاب شده میگن یک روز از مدیریتش میگذره ولی بنظر میاد مسئولیت پذیر نباشه!!
شنیدم فقط به خوشگذرونی اهمیت میده!
+پس خانوم کیم چونگها چه بلایی سرش اومده؟
_ هیچ کس نمیدونه..رئیس من گفت استعفا داده!
+ عجیبه..یهویی..مگه میشه؟
منشی چونگها که به گفت و گوی کارمند ها گوش میداد هوفی کشید و دستی به لباس هاش کشید و به سمت دفتر رئیسش که حالا جای خانوم "لی" بود قدم برداشت!
وارد دفتر شد و تعظیم کوتاهی کرد! خانوم لی نیم نگاه کوتاهی به منشی انداخت و به خوردن دسر توت فرنگیش ادامه داد
منشی از دیدن این برخورد به پیشونیش چروک عمیقی داد
بعد از دقایقی تکیه اش رو از مبل چرم قرمز برداشت و به منشی گفت: تموم کارهای عقب افتاده رو انجام بده و  پرونده هایی که بهم ریخته رو مرتب کن...
یه خودنویس با حکاکی های عجیب از جیب بالای کت مشکی اش دراورد و همینطور که روی کاغذ چیزی مینوشت گزینه ی تغییر دیزاین داخلی دفترش رو هم اضافه کرد و زیر لب گفت:چرم قرمز؟واقعا خزِ !
منشی که هنوز به برخورد و رفتار های مدیر جدید عادت نکرده بود عصبی و با اخم کارهارو انجام داد...
خانوم لی بی توجه به نگاه های زخمی کننده منشی گفت: شنیدم شرکت uj لوازم های ارایشی که برند معروفی دارن تولید کرده!
لطفا سایتش رو برام پیدا کن!
منشی با حرص لبخندی زد و به اجبار چشمی زیر لب گفت که به گوشش نرسید...مدیر جدید، دفتر چونگها رو تصاحب کرده بود و یه جوری رفتار میکرد انگار داخل پنت هاوسش زندگی میکنه...
بدون پیگیری مدیریت دابل ایکس یه گوشه لم داده بود و با دسر توت فرنگیش ور میرفت!!
منشی: خانوم جی ایون!
دختر نگاهی به منشی انداخت و گفت: ایو صدام کن منشی جانگ!

منشی مودبانه ادامه داد: ایو شی! شما بعد از ظهر جلسه مهمی با اقای لی جونگی دارین!ایو بعد اینکه لی جونگی رو به خاطر آورد پورخند کش داری روی صورتش نشست  و دستش رو زیر چونه اش گذاشت و درحالی که با انگشتر طرح الماسش ور میرفت گفت:هومم همون مردک از خود ر...

Oops! This image does not follow our content guidelines. To continue publishing, please remove it or upload a different image.

منشی مودبانه ادامه داد: ایو شی! شما بعد از ظهر جلسه مهمی با اقای لی جونگی دارین!
ایو بعد اینکه لی جونگی رو به خاطر آورد پورخند کش داری روی صورتش نشست  و دستش رو زیر چونه اش گذاشت و درحالی که با انگشتر طرح الماسش ور میرفت گفت:هومم همون مردک از خود راضی عقب افتاده ای که همیشه کت و شلوار میپوشه و سعی میکنه باشخصیت باشه اما حتی بلد نیست درست هم بشینه داره میاد اینجا؟
منشی با تعجب به تک تک توهین های ایو گوش کرد و خنده ی بی صدا و ناباوری سر داد سرش رو تکون داد و با گفتن بله مختصری تعظیم کوتاهی کرد و از دفتر خارج شد...
از نظر  منشی جانگ رئیس جدید یه دیوونه ی خل و چل به تمام معنا بود و البته مغرور...
جانگ پشت میزش نشست و فیلم دوربین های مدار بسته ی داخل اتاق رو چک کرد...
شاید آیو فقط داشت تظاهر میکرد که بیخیاله..
پس باید میفهمید داره چیکار میکنه!
همینطور که با کنجکاوی به صفحه ی مانیتور خیره شده بود دید که آیو با قدم های کوتاه به سمت میز شخصیش رفت،پشتش نشست و سیستمش رو روشن کرد!
منشی مشتاق و با نگاهی مچ گیرانه به مانتیور چشم دوخت و منتظر حرکت بعدی خانوم لی بود...
اما لحظه ای بعد با قیافه ای هنگ کرده به مانیتور نگاه کرد!
اون...
اون داشت چیکار میکرد؟!
بازی ماشین سواری!؟؟شِت
•••     

Black maskWhere stories live. Discover now