چند ساعت بعد از خبری که در بلک ایکس بخش شد
جدید ترین تیتر خبری دابل ایکس هم آپدیت شد...
عمل 7 (سون) بعد از دو هفته شروع شد.
همونطور که میدونید این هفتمین باره که مکان تکراری بازار سیاه برای ماموریت پیدا کردن تراشه انتخاب شده
شیش بازیکن قبلی موفق نشدند که این عمل رو انجام بدند و این هفتمین دوره بازیه...
اگه بازیکن های انتخاب شده ی w.x یا B.x برنده این ماموریت بشن قانون شماره ی 7 برای بلک ایکس یا دابل ایکس باز خواهد شد!
قانون شماره هفت شامل یه حقه ی با ارزش برای بازیکنا میتونه باشه...
بنا به دلایلی تصمیم گرفتیم اسم بازیکن دابل ایکس رو مخفی نگه داریم
پس بازیکن N از دابل ایکس با مومو از بلک ایکس رقابت خواهد کرد!
مثل همیشه دوربین های ما این عمل هیجان انگیز رو دنبال میکنند
پس...
همراه ما باشید!
•••
( 8 ساعت قبل از شروع شدن عمل سون)
( مدرسه ی هنر موسیقی دریم کچر)از اینه توالت به لنز های طوسی ایینه ایش که حسابی چهره ش رو سرد و یخی نشون میداد خیره شد
سایه اکلیلی دور چشم هاش میدرخشید و هرکسی میکاپش رو میدید فکر میکرد یه میکاپر حرفه ایه!
موهای ابی کوتاهش رو با کمی وسواس مرتب کرد و همینطور که رژ لب نود جامدش رو روی لباش میکشید به گفت و گوی دوتا دختر که انتهای سالن توالت مشغول پچ پچ کردن بودند گوش داد...
صداشون اینقدر واضح بود که میتونست به راحتی بشنوه!
- یک ماهه که از بیول خبری نیست...
بهم گفته بود که حتما توی اودیشن برنده میشه تا کاراموز شه.ولی حالا غیبش زده و تلفنش هم خاموشه...
عجیب نیست؟
دختر کنارش با صدای اروم تری گفت:
+ فقط بیول نیست که غیب شده! میتونم یه لیست از دخترای دبیرستان دریم کچر رو که یه ماهه غیب شدن واست پیدا کنم!
خب...بهتر که ناپدید شدن...من شنیدم بیشترشون برای کاراموزی به چین و ژاپن رفتن...
اینطوری شانس بیشتری برای قبول شدن ما وجود داره دختر!
- هی این موضوع خیلی ترسناکه. چطور میتونی اینو بگی؟
یک ماه پیش یه مرد سیاه پوش که ماسک زده بود توی پارتی شبانه بچه ها دنبال بیول میگشت!
وقتی از من پرسید که میشناسمش یا نه نزدیک بود همونجا سکته کنم...
+ خب این که ترسناک نیست! شاید دوستش بوده!
- دقیقا بعد از اون شب بیول گم شد!
با صدای شکستن چیزی مثل برق گرفته ها بهم چسبیدن و از مسیح میخواستن که بهشون رحم کنه!
همون لحظه به دختر مو ابی که خم شد تا اینه جیبیش رو از روی زمین برداره نگاه کردند.
دخترک آینه ی جیبیش رو که برداشت بدون هیچ حرفی مشغول جمع و جور کردن لوازم ارایشش شد...
دو دختر به چشم های یخی دخترک نگاه کردند و با ترس عجیبی از توالت بیرون اومدند
انگار که گندزده بودند چون ریوجین همه چیو شنیده بود!
در واقع هیچ کس دوست نداشت با اون دختر عوضی روبه رو شه
اون کسی بود که هرکاری میکرد تا دبیو کنه و هرکسی رو که روی مخش بود ازسر راهش برمیداشت و به دلیل به همه گیر میداد
اما انگار امروز روی مود خوبی بود که اون حرفا رو نادیده گرفته بود...
•••
( 6 ساعت قبل از شروع شدن عمل سون)
(ریوجین)

YOU ARE READING
Black mask
Fanfiction•➻ #BlackMask°ᝰ • روزی که از یتیمخونه بیرون میومد؛ به فکر یه شغل خوب بود تا شرافتمندانه زندگی کنه! اما بعد چندسال، تبدیل به کثیفترین کارکتر یه بازیآنلاین شده بود تا حالا داستانی رو از آخر به اول خوندید؟ داستان ما به ته خط رسیده بود. تا اینکه "او...