•➻ #BlackMask°ᝰ
• روزی که از یتیمخونه بیرون میومد؛ به فکر یه شغل خوب بود تا شرافتمندانه زندگی کنه!
اما بعد چندسال، تبدیل به کثیفترین کارکتر یه بازیآنلاین شده بود
تا حالا داستانی رو از آخر به اول خوندید؟
داستان ما به ته خط رسیده بود.
تا اینکه "او...
گره ی کراوات مشکی اش رو کمی شُل کرد و کمی از نوشیدنیش رو سر کشید... میتونست نگاه خیره آلود پر رمز و راز رئیس جدید رو روی خودش حس کنه!
Oops! This image does not follow our content guidelines. To continue publishing, please remove it or upload a different image.
تکیه اش رو از صندلی گرفت تا فضای خشک بینشون رو از این یکنواختی خارج کنه و همون بحثی که دلیل برگزاری این جلسه ی مهم شده بود رو شروع کنه... با یه سرفه ی مصلحتی شروع کرد و بدون توجه به چشم غره های ریز آیو گفت: _ببینید خانوم لی قطعا از سالی که دابل ساخته شد و اتفاقایی که افتاد مطلع هستید سال 2016 چونگها شی رای بازیکنانی که که قانون شکنی کردند لیستی طراحی کرد به نام لیست سیاه...اون زمان شرکت دابل ایکس یه پایگاه کوچیک بود و به صورت رسمی شروع به کار نکرده بود علاوه بر این عمل بازیکنان در اون زمان نسبت به الان بیشتر بود... آیو تند تند سرش رو بالا پایین می کرد و بیشتر این منظور رو میرسوند که چی میشه دهنتو ببندی مردک عقب مونده! صداش..حرفاش..حرکاتش..قیافه اش..همشون حوصله سر بود! انگار که یه کلمه از حرفاش رو هم نمیفهمید و فقط دلیل تکون دادن سرش خوندن اهنگ مورد علاقش تی ذهنش و ریتم هیجانیش بود! لی جونگی بدون توجه به نگاه های خش دار و عجیب ایو لبخند زورکی زد تا بلکه بالاخره اون دختر سرتق زبونش رو باز کنه! آیو که متوجه شد وراجی های اون مردک تموم شده یکم دیگه از شامپاینش رو مزه مزه کرد و از طعم گسش لبخد راضی کننده ای زد و پوزخند صدا داری روی لباش نشست... بدون مقدمه آرنجش رو روی میز گذاشت و با یه جمله کوتاه جواب تموم وراجی های لی جونگی رو داد +طمع! انگار که خسته تر از اونی بود که بیشتر از این سه کلمه حرف بزنه... لی جونگی گیج نگاهش کرد و گفت:طمع؟!منظورتون رو نمیفهمم خانوم لی! شنیده شدن اسم خانوم لی از زبون این مرد عصبیش میکرد... با تیله هایی که از شدت نفرت برق میزد تیکه تیکه گفت:طمع... آدمارو... قوی... می کنه! جمله اش رو کوبنده گفت ودر حالی که با لیوان شامپاینش بازی میکرد و هر از گاهی تکونش میداد پشت بند حرفاش ادامه داد: لیست سیاه در ابتدا فقط یه لیست سوخته بود...با بازیکنانی که به درد دابل ایکس نمیخورد سعی کرد قوی شه و سهامش رو بالا ببره.. حالا هدفش رقابت با دابل ایکسه!؟مسخره اس! لی جونگی حرصی از این همه گستاخی آیو خندید و برای هزارمین بار به خودش گوشزد کرد که نفرتش رو از این دختر پنهان کنه و خامش کنه تا بتونه توی این جلسه برنده شه! چون برای اینکه اینکه برنده شه هیچ راه دیگه ای جز رام کردن آیو نداشت!! دندوناشو روی هم کوبید و سعی کرد حرف نیش دار ایو رو به سختی تایید کنه! _ درسته...طمع شرکت ها همون چیزیه که اونا رو به موفقیت میرسونه... اولین بازیکن های دابل ایکس بی تجربه بودند و نتونستند مقاومت کنند بخاطر همین مجبور شدند به لیست سیاه افزوده بشن! آیو با دهن کجی زیر لب فحشش داد:تا خودت به قبرت افزوده نشدی گورتو گم کن! آیو در ادامه صداشو بالا برد و گفت:"دویدن رو ما یادتون دادیم و حالا میخاید با خودمون مسابقه بدید؟ لیوانش رو روی میز کوبید و گفت:لی جونگی شی برو سر اصل مطلب! لی جونگی که کمی عصبی شده بود و فهمیده بود که بحث های حاشیه ایش هیچ نتیجه ای نداره خمی به ابروهاش داد و رک حرفش رو گفت: _ لیست سیاه یه مجازات سخت برای بازیکن هاست! این که مخفیانه زندگی کنن و همه فکر کنن اونا مردن و همینطور خانواده هاشون از اونا بی خبر باشن واقعا دردناکه! هیچکدوم از بازیکن ها روحیه ی سالمی ندارند و این بخاطر لیست سیاهه که تموم وجودشون رو تاریک کرده! ایو خودش رو سرگرم خاموش و روشن کردنه فندک عروسکی که تاحالا باهاش یه نخ سیگارم نکشیده بود کرد و بعداز چند ثانیه با لحن مچ گیری گفت: پس شما و گروهتون میخواید که آزاد بشید؟ لی جونگی که میخواست هرچه زودتر از اون فضا راحتی پیداکنه خواسته اصلیش رو بدون مقدمه گفت: ادغام شدن ستاره های بلک لیست و دابل ایکس پیشنهاد اصلی منه! ایو که انگار جک خنده داری شنیده بود خنده ی بلندی سر داد و گفت: این هم گروهی چه سودی برای شما و شرکتتون داره؟ درضمن بلک لیست جای بازیکن هاییه که قابلیت و شجاعت اینکه در دابل ایکس بمونند رو نداشتن و الان شما اونارو ستاره خطاب میکنید؟ از اون بدتر..میخواین باهم ادغام بشن؟ مسخره تر از اون با ستاره های دابل ایکس یکیشون میدونید؟ لی جونگی: این یه سرمایه گذاریه و مطمئنم سرمایه گذاری خوبی میشه! تماشاگرا برای دیدن عمل های گروه دابل ایکس و بلک لیست پول زیادی پرداخت میکنن! واین باعث میشه سهام شرکتمون بالا بره و این یعنی ما جز پر بازدید ترین شرکت های بازی انلاین میشیم! آیو: اگه این پیشنهاد رو رد کنم چی میشه؟ لی جونگی دست هاشو مشت کرد و با لبخند ساختگی لب زد: اونوقت بیشتر برای جلب کردن نظر شما تلاش میکنم! آیو لبخند اغواگرانه ای زد و از سرجاش بلند شد و با قدم های پر ابهتش به سمت لی جونگی رفت با عشوه ی ذاتی یه دستش رو روی میز و دست دیگش رو پشت صندلی لی جونگی گذاشت سرش رو با فاصله از سر لی جونگی نگه داشت و منتظر واکنش هیجان انگیز اون مرد خجالتی موند لی جونگی معذب از این همه نزدیکی سرشو پایین انداخت! ایو که میدونست لی جونگی تا حالا با یه دختر هم نخوابیده برای اینکه معذب ترش کنه با صدای نازکش گفت +پس تلاش کن! لی جونگی اب دهنش رو قورت داد و نگاهشو از ترقوه ی برجسته ی ایو گرفت و به تیله های بی پرواش نگاه کرد و سعی کرد نرمال رفتار کنه اما بوی عطر اون زن هوش از سرش می پروند... بالاخره بعد از یه مکث طولانی درحالی که بوی عطرش داشت خفه اش میکرد و ضربان قلبش توی گلوش نبض میزد گفت _ باید...عمل هایی رو طراحی کنیم که.... با انجام دادنشون آدم های شاخص و فاسد کشورمون رو به دام بندازیم! یعنی تموم کار هاشون رو توی ویدیو ها به تصویر بکشیم ایو لب هاشو اویزون کرد وبا چهره ی ترسناکی که سعی میکرد کیوت به نظر برسه پرسید + تموم ادم های فاسدی که ازشون حرف میزنی به دابل ایکس ربط دارن! اینطوری که همه افرادمونو از دست میدیم... _ ما برای برنده شدن به اونا احتیاجی نداریم! و اخرین شانسش روبرای جلب رضایت این دختر امتحان کرد: لی جی ایون شی! بازیکن هاتون از دابل ایکسی که مجبورشون میکنه عمل های چندش و مزخرفی انجام بدن متنفرن! چرا سعی نمیکنید نظرشونو به انجام یه عمل گروهی که اخرش به زندان رفتن چند ادم مفسد ختم میشه جلب کنید!؟ میتونید به ازادی دعوتشون کنید و بهشون بگید ماموریت اصلیشون پیدا کردن چندتا تراشه است و اگه چندتا تراشه رو که مثل یه پازل هستند پیدا کنند میتونند مثل یه ادم معمولی زندگی کنند و از دابل ایکس خارج بشند! ایو در فکر فرو رفت از اولش هم میخواست این پیشنهاد رو قبول کنه..اما انگار دلش برای اذیت و ازار این مرد تنگ شده بود..نمیخواست به همین راحتیا برگ برنده رو بزاره کف دست لی جونگی!!! بالاخره بعد از کلی مخالفت با رضایت عجیبی سرشو تکون داد و از لی جونگی فاصله گرفت و دوباره روی صندلی چرمش نشست ... یه پوشه مشکی از کشوی میزش بیرون اورد و عینک طبیش رو به چشم زد و لیست اسم های برتر بلک لیست رو بلند خوند: کیم جنی! لی ته یانگ جئون جونگ کوک جکسون وانگ! و.. پارک جویی! چشماشو ریز کرد و گفت: این لیست ستاره های اصلی بلک لیسته؟ فکر کردم باید از اقای ایکسی که بازیکن هامونو میدزده هم رونمایی کنید! لی جونگی: ایکس فقط یه مهره سرباز بود.. ایو پوزخندی زد و گفت: گاهی مهره های سرباز از مهره های اصلی مهم ترند اقای لی! لی جونگی بی توجه به کنایه ایو بلند شد و گفت: و اخرین شماره ی لیست...کسی که تازه وارده و اسمش هنوز وارد لیست نشده..هیرای موموئه! ایو سرشو تکون داد و گفت: پس منم باید از لیست طلایی بازیکن هامون رونمایی کنم!؟ ••• میز شیشه ای ی شفافش که یه صفحه ی قابل لمس بود رو بالا کشید و لیست مشهور ترین بازیکن ها رو خوند... اون صفحه ی شیشه ای پر از اطلاعات ریز و درشت بازیکن های دابل ایکس بود و در رتبه ی اول لیسا قرار داشت 1لالیسا منوبان 2کیم تهیونگ ملقب به...با دیدن لقبش در فکر فرو رفت! اسم اصلی کیم تهیونگ...بیون بکهیون بود؟؟ یعنی چی؟ با صدای لی جونگی حواسش رو جمع کرد _ ایو شی! با سردی نگاهشو به صفحه داد و شماره های بعد رو خوند! 3 کیم سه جونگ 4 اوه سهون و آخرین نفر. 5 کیم ریوجین همشون خیلی خوشگلن نه؟ جونگی پوزخند ضایعی زد و سرشو تکون داد