اول تیزر بالا رو ببینید!
*توجه، تیزر ها قابلیت کنجکاو کردن شما رو دارن و البته برای بعضیا میتونه حاوی اسپویل هم باشه^^****
کای کمربندش رو محکم و دستکش هاش رو دستش کرد.
- آم، این لباسا واقعا لازمن؟
کیونگسو آروم پرسید و نگاه کای از دست هاش به طرفش کشیده شد. اون پسر خیلی بامزه بود؛ چشمای درشت و لبای قلوه ای قشنگی داشت و کای احمق نبود که نگاه های خیرش به خودش رو متوجه نشه.
خنده ی آروم و جذابی کرد و گفت: واقعا نه؛ اما وقتی میپوشمون حس بهتری میکنم.
کیونگسو خیره به لبخندش سر تکون داد و یک دفعه گفت: پات چی؟ دیگه اذیتت نمیکنه؟ اگه درد داری میتونیم بیشتر صبر کنیم!
کای به پای دردناکش تکون آرومی داد و لبخند زد:
-فکر میکنم خوبه. نمیشه بیشتر نگهتون دارم؛ اونا یه سری دستگاه پیشرفته دارن و میتونن رد انرژی غیر عادی که شما جهش یافته ها دارید رو بزنن!- اگه میتونن ردمون رو بزنن پس یعنی توی کمپ شما هم جامون امن نیست؟
نگاه کای با اخم روی چهره اش نشست.
- یعنی چی؟کیونگسو روی تخت شیومین که نزدیک تر بود نشست و شونه هاش رو بالا انداخت.
- اونجا یه مکان با یه عالمه جهش یافتست که مطمئنم از قدرت هاشون استفاده میکنن. اگر بتونن ردمون رو بزنن تا اونجا میتونن بیان و اگر تا اونجا بیان خب... چطور متوجهمون نمیشن؟
کای با شوک چند بار پلک زد و اون هم کنار کیونگسو روی تخت نشست.
اونا حدود پنج سالی میشد که مستقر بودن و قبل از اون هم کای پیششون نبود اما زمانی که تنها زندگی میکرد همیشه تحت تعقیب قرار میگرفت.کمپ هرگز لو نمیرفت و هرگز مزاحمی نداشت؛ هیچکس هیچوقت تا یه محدوده ی مشخصی از کمپ هیچ عامل خطری رو ندیده بود. چیزی مراقبشون بود یا همش تصادفی بود؟ چن هیونگ همیشه مراقبشون بود؛ شاید اون و رئیس داشتن زیادی براشون تلاش میکردن!
- نگران چیزی نباش؛ چن هیونگ و رئیس مراقبمونن و نمیذارن چیز بدی اتفاق بیوفته. ما تا حالا یه بارم چیز بدی رو اونجا تجربه نکردیم.
کای گفت و از روی تخت بلند شد؛ حتی خودشم دیگه مطمئن نبود.***
حرف زدن با بکهیون این خاصیت رو داشت که مضطربت کنه و چانیول شدیدا مضطرب بود. بکهیون آدمی نبود که شخصیت ثابتی داشته باشه؛ هر روز میتونست مثل یه آدم متفاوت رفتار کنه.
- چته؟
با شنیدن صدای بی حوصله ی بکهیون از جا پرید و سرش رو بالا آورد.
- ها؟

YOU ARE READING
CAMP-S¹ 'ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ'
Science Fiction[پایان پافته_ فصل اول] ژانر: علمی_تخیلی، رومنس... خلاصه: اسمش بیماریِ جهش یافته ها گذاشته شد؛ چیزی که یه قدرت بی نهایت و خطرناک بود... بچه هایی که از خانواده هاشون جدا شدن تا خطری برای مردم عادی نداشته باشن اما پشت در های بسته ی اون اردوگاه هر چی که...