پارت ²³_ تنیدگی

176 53 9
                                    

در عرض چند دقیقه کل کمپ به حالت آماده باش در اومده بود. بخش جهش یافته ها کاملا بسته شده بود همه ی زندانی ها بدون هیچ اطلاعی مجبور شده بودن داخل اتاق هاشون بمونن. قسمت های مرتبط با بخش اداری هم کاملا بسته شده بود و تنها یکی از ساختمون ها بود که تمام نگاه ها روش هدف گرفته شده بود.

تمام سرباز ها مجهز شده و با اضطراب منتظر بودن که هر لحظه توی بی‌سیم هاشون اعلام بشه که نمونه های یاغی دستگیر شدن و میتونن از حالت آماده باش خارج بشن اما در کمال ناامیدی بعد از یک ربع سر و کله زدن با هیچی، همچنان توی حالت آماده باش بودن.

اما داخل ساختمون جو آروم و ترسناکی در جریان بود. تنها سرباز های ویژه ی سطح 4 بودن که در کمال بی حسی توی راهرو ها میپلکیدن و شیومین در حالی که قفسه ی سینه اش به شدت بالا و پایین میرفت کنار یکی از دیوار ها پنهان شده بود.

کیونگسو رو گم کرده بود؛ اون خیلی یکدفعه ای وسط راه اعلام کرده بود که نمیتونه یه نفر دیگه رو هم جا بذاره و باید برگرده، پس بدون اینکه منتظر چیزی باشه به طرف اتاقشون برگشته بود و لعنت بهش... شیومین تقریبا توی جایی که حتی نمیدونست کجا میتونه باشه گم شده بود!

حتی هیچ ایده ای نداشت که از کدوم راه باید بره تا به جای بهتری برسه و هر لحظه تعداد اون سرباز های زن با لباس های عجیب که شبیه پرستارها بود بیشتر میشد. البته، از اولش نمیدونست اون ها سربازن؛ در کمال تعجب بعد درگیری با یکی از اون ها و چشیدن ضرب شستشون و این موضوع که واضحا هیچ درکی از درد و احساسات ندارن، بهش فهمونده بود که اونا چین!

با احتیاط به طرفی که اون ها بودن نگاه کرد و با دیدن اینکه دیگه اونجا نیستن نفس راحتی کشید اما هنوز نتونسته بود کامل اون رو از ریه اش بیرون بده که دستی روی لب هاش نشست و کسی از پشت سر بهش چسبید. با بهت بی حرکت شد و قبل از اینکه بخواد کاری کنه صدای کسی توی گوشش پیچید:
- چیزی نیست اما اگه حرکت اضافه ای بکنی میکشمت. پس با دقت به سوالم جواب بده؛ این اسمایی که میگم کدوم رو میشناسی... سهون، چانیول، بکهیون، کریس...

شیومین قبل از تموم شدن لیست اسم ها سر تکون داد و سوهو نفس عمیقی کشید.
- دستمو برمیدارم، فقط بگو کجان!

شیومین باز هم سر تکون داد و سوهو دستش رو از روی دهنش عقب کشید.
- گوش کن... من نمیدونم بقیه کجان اما من با کای و کیونگسو بودیم بعد اون یارو... ییشینگ یا همچین چیزی اومد و کمکمون کرد تا فرار کنیم اما اون کیونگسوی احمق پشیمون شد و گفت که نمیخواد یه نفر دیگه رو هم رها کنه یا همچین مزخرفی. نمیدونم کدوم خری هستی اما اگه یه جهش یافته ای باید از اینجا فرار کنیم!

- کیونگ پیشت بود؟ تو کی هستی؟

- شیومین، همون دوست کریس که به چانیول و بکهیون توی فرار کمک کرد!

CAMP-S¹ 'ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ'Wo Geschichten leben. Entdecke jetzt