باورش نمیشد؛ اون علامت لعنتیِ روی پرونده ها...
سوهو از شدت شوکی که بهش وارد شده بود عملا رو هوا بود؛ حتی متوجه نشده بود چطور به خونه ی کریس برگشته بود.
کریس... لعنت به کریس!
روی مبل راحتی خونه وا رفت و سرش رو بین دست هاش گرفت.
توی عمق پرونده ها رفته بود؛ چیزهای زیادی در مورد آزمایشات و اهدافشون فهمیده بود که حالا از ته دلش آرزو میکرد هرگز نمیفهمید...
هر دکتر و دانشمند جدیدی که وارد راس کارها میشد هدف متفاوتی داشت. یکی دنبال ساخت سرباز بود، یکی دنبال ساخت زندگی بهتر برای جهش یافته ها و یکی دنبال کنترلشون...
هر کدوم یه چیزی ساخته بودن اما نکته ی کار اینجا بود که خودشون به جون هم میوفتادن و تنها نتیجه اش کارهای نصف و نیمه اشون بود که کم از یه فاجعه نداشت. هیچ چیز تکمیل شده ای وجود نداشت؛ همه چیز فقط انسان ها و آزمایشات نصفه و رها شده ی بدون نتیجه و شکست خورده بود...
از نمونه های عجیب غیر قابل کنترلی که بیشتر شبیه زامبی بودن گرفته تا انسان ها... حتی اون انسان بیست و یک متری!
همه ی این ها به کنار... اون لوگوی مزخرف و شرکت های وابسته بهشون... اون ها ثابت میکردن کریس توی تک تک اون ها دست داشته و از لحاظ مالی ساپورتشون میکرده!
با نشستن دستی روی شونه اش از جا پرید و نگاه سرگردونش رو به مردی که با نگرانی توی تاریکی نگاهش میکرد، داد.
- خوبی؟ چندین بار صدات کر...- دهنتو ببند و دست کثیفتو از روی شونم بردار!
سوهو آروم اما پر از نفرت گفت و کریس با بهت عقب کشید.
- چیشده؟- بهت گفتم اگر بفهمم برای جهش یافته ها خطرناکی میکشمت کریس یادته؟
کریس کنارش نشست و آباژور کنار مبل رو روشن کرد. آشفتگی سوهو رو از روی نفس هاش هم احساس میکرد.
- آره بهم گفتی و منم مطمئنم که به جهش یافته ها آسیب نمیزنم چون یکیشون خودمم!سوهو نیشخند زد و همونطور که به گوشه ی میز روبهروش خیره بود گفت: هنوز زمانی که نقش یه نگهبان تو کمپ رو بازی میکردی یادمه؛ اینکه چطوری کتکشون میزدی...
کریس با کلافگی دستی به دهنش کشید و اون هم مثل سوهو خم شد و با گذاشتن آرنج هر دو دستش روی زانوش، خم شد.
- اون ماجرا متفاوت بود؛ من مجبور بودم تا برای هدف بزرگتری چیزای کوچیکی که حتی به کسی آسیب نمیزد رو قربانی کنم.- خیلی از اون بچه ها داخل اون زندان به خاطر کتکا و عذابی که میکشیدن جون خودشون رو میگرفتن.
کریس سکوت کرد و اجازه داد سوهو خودش حرف بزنه. انگار از قبل گناهکار بود اما حتی خودش هم جرمی که داشت رو نمیدونست.

أنت تقرأ
CAMP-S¹ 'ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ'
خيال علمي[پایان پافته_ فصل اول] ژانر: علمی_تخیلی، رومنس... خلاصه: اسمش بیماریِ جهش یافته ها گذاشته شد؛ چیزی که یه قدرت بی نهایت و خطرناک بود... بچه هایی که از خانواده هاشون جدا شدن تا خطری برای مردم عادی نداشته باشن اما پشت در های بسته ی اون اردوگاه هر چی که...