با افتادن نوری روی بدنش سرشو از روی پاهاش برداشت و به کسیکه جلوش ایستاده بود نگاه کرد.
یون جین جلوی سوبین زانو زد و با صدایی که بی اختیار بلند شده بود خیره توی چشمهای خیس سوبین گفت:سوبین چیشده؟!
سوبین با گیجی به یون جینی که تا اینجا دنبالش کرده بود نگاه کرد و نمیدونست که چی باید بهش بگه.
یون جین دوتا دست سوبین رو گرفت و از جاش بلند شد:بلند شو...چرا روی زمین نشستی...خیس شدی و مریض میشی...
سوبین از جاش بلند شد و به نگرانی های یون جین نگاه کرد.
یون جین سوبین رو پشت خودش کشوند و در ماشینش رو باز کرد:بشین.
سوبین از دیدن این روی یون جین تعجب کرده بود و با چشمای درشت شده داخل ماشین نشست.
یون جین ماشین رو دور زد و وقتی سوارش شد بخاری رو سریع روشن کرد و صورتشو به سمت سوبین کرد:چیشده سوبینی؟!
سوبین در سکوت از پشت سیاهی خیس چشمهاش به یون جین نگاه کرد و هیچی نگفت.
یون جین بعد اینکه کمی صبر کرد و جوابی نشنید ماشین رو روشن کرد:اشکالی نداره بینی...میتونی هرموقع که خواستی بهم بگی...میدونم الان حالت خوب نیست پس برت نمیگردونم خونمون پس آدرس خونتون رو بده تا ببرمت.
سوبین با صدایی که از سرمای تنش و گریه هاش گرفته بود آدرس رو به یون جین داد و به صندلی نرم ماشین تکیه زد.
یون جین همونطور که خیابون رو میپیچید و چشمش به خیابون بود دوباره سوال پرسید:با یونجون دعوات شد؟!اون چیزی بهت گفت.
سوبین آمادگی اینکه به یون جین توضیح بده رو نداشت پس دوباره سکوت کرد و بخاطرش یون جین سرشو تکون داد:دوباره اشکالی نداره.
یون جین راهه بین خونه هاشون رو در سکوت و صدای بارون طی کرد و وقتی به خونه سوبین رسیدن ماشین رو جلوی در نگه داشت.
سوبین چشمای دردناکش رو باز کرد و به خونشون نگاه کرد و بعدش سرشو سمت یون جین برگردوند:من...بابت امشب متاسفم.
یون جین دستشو به موهای نم دار سوبین نزدیک کرد و روشون کشید:اشکالی نداره.
اما معلوم بود با وجود مهربونی که داره از خودش نشون میده ته دلش بابت خراب شدن شبشون ناراحته.
سوبین تشکری کردو در ماشین رو باز کرد و ازش پیاده شد.
یون جین ماشین رو دوباره روشن کرد و سمت خونشون روند.
سوبین به سمت در خونشون رفت اما قبل اینکه زنگ درو بزنه در باز شد و مادرش با موهای بلوند شده جلوش قرار گرفت.
خانوم چوی دستی توی موهاش کشید:اون دختره کی بود؟!
سوبین مادرشو از جلوی درکنار زد و وارد خونه شد:یکی از همکلاسی هامه.
YOU ARE READING
"LOTE🥀"
Fanfiction"LOTE" Writer:"Lony" Couple:"Yeonbin_Chanbaek" Genre:"Romance"Smut"School Life" "سوبین از روز اول دانشگاه به هر سمتی که خواهر و برادر چوی میرن نگاه میکنه و این رفتارهاش باعث میشه که شایعه ای توی دانشگاه بپیچه و اونم اینه که:چوی سوبین روی چوی یون جین...
