سوبین در ماشین رو بست و دستشو برای یونجون و یونجین تکون داد.
یونجون تا وارد شدن سوبین به داخل خونشون صبر کرد و بعدش راه افتاد.
یونجین از روی صندلی عقب خودشو به سمت جلو کشوند و رد شد تا جلو بشینه.
یونجون قبل اینکه خواهرش چیزی بگه سر حرفو باز کرد:نمیتونستی یکم صبر کنی؟اصلا از کجا فهمیدی ما اونجاییم؟!
یونجین با قیافه خبیثش جواب داد:فکر کردی اونا اونجا فقط از تو حساب میبرن؟لعنت بهت منو یجی تاحالا اونجا نرفتیم تو چجوری دوست پسرتو برداشتی بردی اونجا کردیش؟!
یونجون خیلی صریح جواب داد:بتوچه.
یونجین به سوبین فکر کرد و با لبخند جواب داد:اه جونی قورت داده بودیش...قشنگ چند سانت از قدش کم شده بود.
یونجون هم با لبخند جواب داد:عا پس برای همینه که توهم کوتاه شدی؟یجی اشتهای بازی داره.
یونجین با مشت به بازوی برادرش کوبید:مامانو بابا بفهمن یکاری میکنن هیچی ازمون نمونه که کسی بخواد بخوره.
قیافه یونجون جدی شد:چیزی نمونده...جفتمون کام اوت میکنیم.
یونجین با ناباوری جواب داد:خودت میخوای خودتو بکشی به من چیکار داری؟!من راحتم.
یونجون به خواهرش نگاه کرد اما بازم حواسش به خیابون بود:از چی میترسی وقتی همین الانم دارن برای قبول این موضوع آماده میشن؟
یونجین پرسید:پس این مشاوره های هر هفته برای همینه؟روانشناست قراره بهشون بگه جفت بچه هاشون همجنسگرائن؟!
یونجون سرشو تکون داد:این به نفع خودشونه...پنهانکاری قرار نیست چیزیو تغییر بده.
یونجین پاهاشو بالا آورد و روی صندلی چهارزانو نشست:نمیدونم که موافق این کار هستم یانه...نمیخوام مامان اذیت بشه.
یونجون دست خواهرشو گرفت:قرار نیست همه چیزو سریع بهشون بقوبولونیم.
یونجین دیگه چیزی نگفت اما گوشیشو برداشت تا دوست دخترشو درجریان این اتفاقات بذاره.
--------------------------------------------------------------
_چقدر کبوده!!
+پوستش زیادی سفید و نازکه...دستم بهش بزنی قرمز میشه...اینکه خورده شده دیگه.
با شنیدن زمزمه هایی درست کنار گوشش چشماشو باز کرد و به چانیول و بکهیون نگاه کرد.
بکهیون با لبخند پرسید:کاندوم استفاده کردین؟!
سوبین با گیجی سرشو تکون داد و چانیول گفت:رکورد یونجون چند باره؟
سوبین با صدای گرفته پرسید:چی؟
بکهیون گوش چانیولو کشید و اونو عقب برد:به پای تو نمیرسه...بیا عقب یولی.
و خودش دوباره سرشو جلو برد:درد نداری؟
VOCÊ ESTÁ LENDO
"LOTE🥀"
Fanfic"LOTE" Writer:"Lony" Couple:"Yeonbin_Chanbaek" Genre:"Romance"Smut"School Life" "سوبین از روز اول دانشگاه به هر سمتی که خواهر و برادر چوی میرن نگاه میکنه و این رفتارهاش باعث میشه که شایعه ای توی دانشگاه بپیچه و اونم اینه که:چوی سوبین روی چوی یون جین...
