Ch7: What If My Tears Never Disappear?

11.4K 1.7K 1.1K
                                        

نام پارت: اگر اشک هایم هرگز ناپدید نشوند چه؟

"گاهی روز ها اقیانوسم، گاهی روز ها کشتی ام. امشب فانوس دریایی ام، در گوشه، تنها، در حال سوختن.
-واسیلیکی"

موزیک این پارت:
You'll change your name or change your mind

::::::::::

تهیونگ برای آخرین بار هردوشون رو محکم توی بغلش فشرد و بعد کمی عقب کشید تا نگاهشون کنه:

- این موقتیه، می دونین که؟

نام یون با لبخند غمگین کوچیکی سر تکون داد. سو یون آهی کشید:

- اینطورم نیست که از مدرسه جا بمونیم. خودتو نگران ما نکن اوپا. فقط مراقب خودت باش باشه؟

نگرانی توی نگاهش موج می زد. تهیونگ می دونست چقدر قضیه دیشب ترسوندتشون و دلش می خواست بیشتر تسلی شون بده، ولی اتفاقا دلیلی که داشت می فرستادشون هم همین بود.
که دوباره شاهد همچین چیزی نباشن.

برای دو هفته قرار بود کنار خاله شون که توی تایلند زندگی می کرد بمونن. خاله اش از سن کم خانواده رو ترک و توی کشور دیگه ای زندگی می کرد و تنها کسی بود که تهیونگ از خانواده مادری بهش اعتماد داشت تا بچه ها رو بهش بسپاره. و این یه چاره آخر آدم بیچاره ای مثل تهیونگ بود.

وقتی بچه ها از گیت رد شدن و برای تهیونگ دست تکون دادن، تهیونگ متقابلا دست تکون داد و تا لحظه ای که پشت درها ناپدید شدند تماشاشون کرد.
آرزو کرد کاش می شد شخصاً همراهشون بره، ولی کارهاش زیاد قروقاطی بودن و نمی تونست این وقت رو بزاره.

- بریم.

آروم به بادیگاردی که همراهش اومده گفت و هردو به سمت خروجی رفتن. رئیس کیم به همراه جونگ کوک توی کافه همیشگی منتظرش بودند و وقتی تهیونگ رسید، لیوان های قهوه شون همین الانشم خالی بودند که یعنی مدتی بود منتظرشن.

تهیونگ روی صندلی کنار جونگ کوک نشست و دستشو به سمت گارسون برای یه لیوان قهوه دراز کرد.

- بالاخره. حسابی منتظرمون گذاشتی کیم.

رئیس کیم با نگاه خشکی گفت و تهیونگ لبخند متقابلا خشکی زد:

- می بخشید رئیس، کارم یکم طول کشید. خب، راجب چی می خواستین ببینیدمون؟

جونگ کوک به طرز عجیبی سکوت کرده بود. با اینکه روی لاس‌زن و لبخند های مکارش رومخ بودن، ولی حالت مجسمه ایش به طرز ناخوشایندی عجیب بود.
نمی شد خوندش. در یک آن، ازش انتظار می رفت ببوستت یا بکشتت.

- برای رئیس جئون توضیح دادم. با وجود قضایای دیشب، تصمیم گرفتم به طور نمایشی تو رو از تیم بیارم بیرون. اگه سوزن گوست روت گیر نباشه بیشتر به دردمون می خوری. الان به اداره برمی گردی و با تیم ۱ روی قتل سه‌گانه جدیدی که توی مترو اتفاق می افته کار می کنی، ولی مخفیانه به تحقیق روی گوست ادامه می دی همراه با ما. می تونیم برات یه خونه امن تهیه کنیم اگه نمی خوای با رئیس جئون بمونی، با توجه به حرفای دیشبت.

𝗠𝗿 𝗦𝘁𝗮𝗹𝗸𝗲𝗿 | ᴋᴏᴏᴋᴠTempat cerita menjadi hidup. Temukan sekarang