"برای فهمیدن آینده، اول باید گذشته رو بدونی."
موزیک این پارت:
Be A Mountain And Don't Be Attached
:::::::::
"-صبح همان روز-"
تهیونگ لیوان دوم قهوه اش رو شروع کرده بود که جین به میزش تکیه زد:
- یه تماس ناشناس داشتیم. راجب پرونده فرعیت. یکی گزارش داده که یه مرد مشکوک نیمه شب ها با زن های مختلفی به یه ساختمون متروکه رفت و آمد می کنه و هیچ وقت اون زن ها بیرون نمیان.
تهیونگ ابروهاشو بالا داد و درحالی که بلند می شد پالتوشو برداشت:
- لوکیشن داد؟
- آری. تنها نری ها.
جین تکیه اش رو از روی میز برداشت که تهیونگ سریع گفت:
- درواقع، اگه بیکاری میای تا باهم بریم هیونگ؟ بادیگارد های جئون رو با خودم نیاوردم، اگه تنهایی این ور و اون ور برم آمپر می چسبونه.
جین "هاه" ای گفت و متقابلا کتشو از روی صندلی کناری برداشت:
- که اینطور؟ در عجبم چرا. نکنه بین تو و رئیس جئون خبریه؟
درحالی که وارد آسانسور می شدند تهیونگ با احتیاط اطرافشو نگاه کرد تا مطمئن شه کسی فضولی نمی کنه و بعد گفت:
- همو بوسیدیم.
در های آسانسور بسته شد و جین سوتی کشید:
- اوموووو، من می دونستم بین شما یه خبرایی هست ها. خب پس، این به چه معنیه الان؟
- حقیقتاً؟ مطمئن نیستم. جونگ کوک که از همون روز اول باهام لاس می زد و اینکه خوشش اومده رو پنهون نمی کرد. از خودم متعجبم... فکر نمی کردم... نمی دونم. بین شک داشتن بهش و تلاش برای ثابت کردن اینکه استاکرمه، فکر نمی کردم علاقه ای بهش داشته باشم.
جین چهره متفکری به خودش گرفت و سر تکون داد:
- درسته، ولی مطمئنم کسی نمی تونه سرزنشت کنه. یارو جذابه. طبیعیه با وجود شک هاتم بهش جذب شدی، چون این چندوقت هم زیادی باهم وقت گذروندین. ولی اگه هنوز واقعا بهش شک داری که آدم خوبی نباشه، بهتره جلوی پیشرفت کردن این... هر چیزی که بینتون هست رو بگیرین. نه؟
با اینکه حرفاش کاملا منطقیه، یه چیزی راجب حرف های جین حس عجیبی بهش میده.
تهیونگ هنوز به جونگ کوک شک داره که استاکرش باشه. درواقع، تقریبا مطمئنه.
و با این حال، متقابلا می خوادش.
این چی راجب شخصیتش می گفت؟
تمام مدتی که جین به سمت آدرس موردنظر رانندگی می کرد، تهیونگ از پنجره به بیرون خیره شد.
نم نم بارون می بارید و آسمون خاکستری بود. عالیه، حالا آسمونم اونو یاد جونگ کوک می انداخت. چی از این بهتر؟
STAI LEGGENDO
𝗠𝗿 𝗦𝘁𝗮𝗹𝗸𝗲𝗿 | ᴋᴏᴏᴋᴠ
Fanfiction[Completed] کیم تهیونگ سه مشکل اصلی توی زندگیش داشت. اول این که دو تا قاتل سریالی داشت که باید گیر می انداخت. دوم، یه استاکر لعنتی داشت. سومین مشکل این بود که شک می کرد رئیس جئون جونگ کوک دلیل هر دو مشکل باشه. ------------ [- نظرت راجب یه قهوه چیه؟...
