جونگ کوک توی بالکن نشسته بود و به ستاره ها نگاه می کرد ، اشکهاش هنوز بند نیومده بودن .
_این سرنوشت منه هوم؟ هاه ...
به سختی پوزخند زد و توده ی بغضی رو که نگه داشته بود و ازاد کرد .
یونگی بعد از اینکه پاسخی از جونگ کوک دریافت نکرده بود ، به اتاقش رفته بود .
آه کشید و به پایین نگاه کرد و چشمای دردناکش رو بست . خودش رو بخاطر سرما بغل کرد . نمی خواست به این زودی بلند بشه .
_ جونگ کوک ?!
جونگ كوك چشماش رو سریع باز کرد و نگاش کرد .
_ چطوری ... اومدی تو؟ الان نباید با جیمین باشی ?!
رز آهی کشید و کنار جونگ کوک نشست .
_ متاسفم جونگ كوك ، من نمی دونستم كه جیمین متأهله و اون هم تو همچین شرایط بحرانیی !
آه کشید و به پایین نگاه کرد . جونگ کوک به سختی خندید .
_ تو نباید نگران این باشی ... اینجا میمونی ? من می تونم اتاقو ترک کنم اگه می خو ...
_ جونگ کوک به من گوش کن !
زمزمه کرد و دستش رو تو دستش گرفت .
_من ... نمیخوام ازدواجتون رو خراب کنم ، می تونم کمکت کنم این مشکل رو حل کنی ، چون ... من جیمین رو می شناسم و اون به من گوش می ده ، این تقصیر من بود , من ولش کردم تا به آرزوهام برسم ، ن نباید برمیگشتم ، خیلی متاسفم جونگ کوک !
جونگ كوك به رز نگاه كرد و فهمید كه چرا جیمین طی این 10 سال از عشقش بهش دست نکشید ، اون لیاقتش رو داره .
_ میدونی که من خیلی دوست داشتم خودمو بهش ثابت کنم ، به هیچ چیز اهمیتی نمی دادم ، برای تبدیل شدن به چیزی که امروز ازم میبینی , سخت کار کردم و فکر کردم وقتی پیشش برمی گردم , خانوادش بدون هیچ مشکلی منو قبول می کنن ، و همش اتفاق افتاده اما ...
نگاهی به جونگنگ کوک انداخت و آرامی لبخند زد و دستش روی گونش گذاشت
_ اینقدر بد درباره ی خودت فکر نکن , خودتو حقیر حساب نکن ، تو خیلی زیبایی ، زیباتر از هر دختری !
رز گفت و به چشمای جونگ کوک نگاه کرد .
جونگ کوک قبل از اینکه دستش رو بگیره و بلند بشه , لبخندی زد .
_ باهام بیا
جونگ کوک قبل اینکه از اتاق برن بیرون گفت .
_جونگ کوک؟ هی ... کجا میریم ?
جونگ کوک تصمیم خودش رو گرفته بود ، نمی خواست خودخواه باشه ، تمام چیزی که جونگ کوک همیشه می خواست این بود که جیمین رو خوشحال ببینه و رز خوشبختی اونه .

KAMU SEDANG MEMBACA
𝑨 𝑺𝒆𝒄𝒐𝒏𝒅 𝒄𝒉𝒂𝒏𝒄𝒆 𝑨𝒕 𝒍𝒐𝒗𝒆 (Vkook) Translated ✅
Fiksi PenggemarCouple : Vkook . Genre : Ampreg , Drama , Angst , Romance Written By ggukiestaehyung Translated By Kamari ───────ೋღ ღೋ─────── ده سالی هست که جونگ کوک ازدواج کرده اما هیچ عشقی از شوهرش جیمین دریافت نمیکنه . تهیونگ یه پدر مجرده که همسرش بعد از...