_ اههه....
_ داره بهت خوش میگذره هرزه کوچولو؟
_ اههه ته ... اههه ... تهیونگااا
جونگ کوک هیجان زده شده بود چون اصلا فکر نمی کرد یک در صد امکان داشته باشه که تخیلاتش به واقعیت تبدیل بشه .
و همینطور نمیدونست که توی اوج دردش ، میتونست اینقدر لذت بخش باشه .
تهیونگ کاملاً دیوونه شده بود ، نمی تونست خودش رو کنترل کنه ، همیشه سعی میکرد خودش رو کنترل کنه اما جونگ کوک تموم برنامه هاش رو به هم ریخته بود .
تهیونگ نیشخندی زد و کمبرندشو دور دستش پیچوند و روی باسن جونگ کوک فرود آورد که پسر بزرگ تر فریادی از درد کشید .
موهای جونگ کوک رو با مشتش محکم گرفت و عقب کشیدشون، که چشمای خیس جونگ کوک با چشمای سرد تهیونگ ملاقات کرد .
_ هومم تهیونگ ؟! اینجوری باید منو صدا کنی هیونگ؟
جونگ کوک هقی زد و به دست تهیونگ چنگ زد.
_ نه ... نه ... نه ، ددی نرو... من... من بهت نیاز دارم ... بیشتر شلاقم بزن اگه ... اگه میخوای .
جونگ کوک گریه کنان به تهیونگ التماس کرد . تهیونگ با کمربندش بی رحمانه باسن سفید جونگ کوک رو مورد ضربه های کمربند قرار میداد ولی جونگ کوک اهمیتی نمیداد . چون فقط می خواست تهیونگ هرچی توی توانش بود رو بهش بده ، لذتی بی پایان .
نگاه تهیونگ تیره شد در حالی که دستش رو از روی موهای جونگ کوک به فکش می برد . انگشت شست دست راستش رو از بین لب های جونگ کوک گذاشت .
_ هه... چه هرزه ی زیبایی شدی؟!
تهیونگ سریع دستش رو درآورد... اما جونگ کوک سریع تر بود و به دستش چنگ زد و اونو توی دهنش برد و مکید .
_ من میخوامت ....
جونگ کوک با نگاه به چشمایی که قادر به مقاومت در برابرش نبودن ، التماس کرد . شروع به مکیدن انگشتش کرد که باعث دیوونه تر شدن تهیونگ شد .
_ فاک خودتو ببین ... کاملا خیس ... من حتی کاری نکردم
جونگ کوک باز هم ناله ای کرد و باسنش رو تکون داد و خودش رو طرف تهیونگ کشید.
تهیونگ ناله ی بلندی کرد وقتی جونگکوک با زبونش طول انگشتش رو خیس میکرد . جونگ کوک انگشت تهیونگ رو خارج کرد و با چشمای اشک آلود و ملتمسش به تهیونگ خیره شد .
_ ل.... لطفا... من به... به یه چیزی نیاز دارم که... که پرم کنه !
جونگ کوک با گریه گفت اما تهیونگ نادیده اش گرفت.
تهیونگ می خواست ببینه جونگ کوک تا کجا پیش میره ، ولی خودش خوب می دونست که جونگ کوک بخاطر زیباییه منحصر بفرد هرچیزی که می خواست رو گیر می آورد.

ESTÁS LEYENDO
𝑨 𝑺𝒆𝒄𝒐𝒏𝒅 𝒄𝒉𝒂𝒏𝒄𝒆 𝑨𝒕 𝒍𝒐𝒗𝒆 (Vkook) Translated ✅
FanficCouple : Vkook . Genre : Ampreg , Drama , Angst , Romance Written By ggukiestaehyung Translated By Kamari ───────ೋღ ღೋ─────── ده سالی هست که جونگ کوک ازدواج کرده اما هیچ عشقی از شوهرش جیمین دریافت نمیکنه . تهیونگ یه پدر مجرده که همسرش بعد از...