PART 26

1.6K 194 14
                                    

_ اهه

_ تو باید استراحت کنی

_ ددی راست میگه،. اپا استراحت کن .

جونگ کوک نیشخندی زد و سرش رو تکون داد و به هردوشون لبخند زد و تهجوو رو در آغوش گرفت

_ دلم براتون تنگ شده بود .

زیر لب زمزمه کرد و گونه ی تهجون رو بوسید .

_منم دلم برات تنگ شده بود !! کجا رفته بودی؟! ددی میگه ناراحتی معده داری ... استرااااحت کن "

جونگ کوک به بچه لبخند زد و سری تکون داد

_ اهومم ، استراحت میکنم

چند روزی بود که جونگ کوک به خانه برگشته بود و زوج پدر و پسر به او اجازه انجام هیچ کاری رو نمی دادن . اگرچه او خیلی بهتر از قبل بود ، و زخم سر و کبودی های کمرش تقریباً خوب شده بود

_ اپا میدونی من نقاشی کردم!؟

جونگ کوک لبخند روشنی زد

_ اوه واقعاا؟! بده ببینم!

هیجان زده گفت و تهجون جیغی کشید

_ ارهه صبر کن!!

با قهقهه ی و جیغ بلندی سمت اتاقش دوید.

جونگ کوک نیشخندی زد و به تهیونگ که از قبل بهش نگاه می کرد نگاه کرد و ابرویی بالا انداخت .

_ آقای کیم منو جذاب میدونین که بهم زل زدین؟

جونگ کوک با نیشخندی پرسید و تهیونگ پلک زد و نگاهش رو به جای دیگه ای داد.

_ نه نه ... من فقط داشتم کنار هم بودن تو و تهجون رو تماشا میکردم. من میرم که استرا...

جونگ کوک چنگی به مچ تهیونگ زد.

_ اوه بیا اینجا

جونگ کوک قبل از اینکه خم شود و لب هاش رو به لبای تهیونگ بچسبونه زمزمه کرد .  تهیونگ برای لحظه ای مات و مبهوت موند ، اما در نهایت به آرام جونگ کوک رو توی بوسه همراهی کرد .

جونگ کوک سرش رو عقب کشید و  لبخندی زد . لب پایینش رو گاز گرفت و به تهیونگ نگاه کرد که به طرز عجیبی آب دهنش رو قورت داد .

_ اوهوم این چی بود؟

جونگ کوک خندید و محکم تهیونگ رو  در آغوش گرفت

_ لب هات اعتیاد آور ان .

دوباره سرش رو جلو برد و مکی به لب های تهیونگ که کاملا سرخ شده بود زد . 

این بار تهیونگ عقب کشید و سرش رو خاروند و به هر جایی به جز چشمای جونگ کوک نگاه میکرد .

جونگ کوک آهی کشید و گونه ی تهیونگ رو نوازش کرد .

_ تو هنوز از دست من عصبانیی ، اره ؟

𝑨 𝑺𝒆𝒄𝒐𝒏𝒅 𝒄𝒉𝒂𝒏𝒄𝒆 𝑨𝒕 𝒍𝒐𝒗𝒆 (Vkook) Translated ✅Where stories live. Discover now