_ اهه
_ تو باید استراحت کنی
_ ددی راست میگه،. اپا استراحت کن .
جونگ کوک نیشخندی زد و سرش رو تکون داد و به هردوشون لبخند زد و تهجوو رو در آغوش گرفت
_ دلم براتون تنگ شده بود .
زیر لب زمزمه کرد و گونه ی تهجون رو بوسید .
_منم دلم برات تنگ شده بود !! کجا رفته بودی؟! ددی میگه ناراحتی معده داری ... استرااااحت کن "
جونگ کوک به بچه لبخند زد و سری تکون داد
_ اهومم ، استراحت میکنم
چند روزی بود که جونگ کوک به خانه برگشته بود و زوج پدر و پسر به او اجازه انجام هیچ کاری رو نمی دادن . اگرچه او خیلی بهتر از قبل بود ، و زخم سر و کبودی های کمرش تقریباً خوب شده بود
_ اپا میدونی من نقاشی کردم!؟
جونگ کوک لبخند روشنی زد
_ اوه واقعاا؟! بده ببینم!
هیجان زده گفت و تهجون جیغی کشید
_ ارهه صبر کن!!
با قهقهه ی و جیغ بلندی سمت اتاقش دوید.
جونگ کوک نیشخندی زد و به تهیونگ که از قبل بهش نگاه می کرد نگاه کرد و ابرویی بالا انداخت .
_ آقای کیم منو جذاب میدونین که بهم زل زدین؟
جونگ کوک با نیشخندی پرسید و تهیونگ پلک زد و نگاهش رو به جای دیگه ای داد.
_ نه نه ... من فقط داشتم کنار هم بودن تو و تهجون رو تماشا میکردم. من میرم که استرا...
جونگ کوک چنگی به مچ تهیونگ زد.
_ اوه بیا اینجا
جونگ کوک قبل از اینکه خم شود و لب هاش رو به لبای تهیونگ بچسبونه زمزمه کرد . تهیونگ برای لحظه ای مات و مبهوت موند ، اما در نهایت به آرام جونگ کوک رو توی بوسه همراهی کرد .
جونگ کوک سرش رو عقب کشید و لبخندی زد . لب پایینش رو گاز گرفت و به تهیونگ نگاه کرد که به طرز عجیبی آب دهنش رو قورت داد .
_ اوهوم این چی بود؟
جونگ کوک خندید و محکم تهیونگ رو در آغوش گرفت
_ لب هات اعتیاد آور ان .
دوباره سرش رو جلو برد و مکی به لب های تهیونگ که کاملا سرخ شده بود زد .
این بار تهیونگ عقب کشید و سرش رو خاروند و به هر جایی به جز چشمای جونگ کوک نگاه میکرد .
جونگ کوک آهی کشید و گونه ی تهیونگ رو نوازش کرد .
_ تو هنوز از دست من عصبانیی ، اره ؟

YOU ARE READING
𝑨 𝑺𝒆𝒄𝒐𝒏𝒅 𝒄𝒉𝒂𝒏𝒄𝒆 𝑨𝒕 𝒍𝒐𝒗𝒆 (Vkook) Translated ✅
FanfictionCouple : Vkook . Genre : Ampreg , Drama , Angst , Romance Written By ggukiestaehyung Translated By Kamari ───────ೋღ ღೋ─────── ده سالی هست که جونگ کوک ازدواج کرده اما هیچ عشقی از شوهرش جیمین دریافت نمیکنه . تهیونگ یه پدر مجرده که همسرش بعد از...