.............................................................
جونگ کوک حدودا ده بار به جیمین زنگ زد ، اما جیمین مثل اینکه قرار نبود تلفن رو برداره . جونگ کوک آهی کشید و یه تاکسی گرفت و به خونه رفت .
طرف دیگه تهیونگ داشت به سمت خونش میروند و به امروز فکر می کرد .
جونگ کوک از شیشه به بیرون نگاه کرد و گذاشت باد بین موهاش به گردش دراد .
تهیونگ شیشه رو بخاطر اینکه هوای ماشین خفه بود ، پایین آورد .
" اون مشکلش چی بود ... آخه واسه چی اینقدر عصبی بود؟! "
" چرا نباید عصبی میشدم؟! اون اولین قرارم بود و بخاطر یه نفر سومی خراب شد"
" بعضی موقع ها درکش نمی کنم ... یه لحظه خیلی مهربونه ... اما لحظه ی بعدش عصبی"
" من دارم تلاش می کنم خودمو تغییر بدم اونم برای کسی که به یه ورشم نیست "
" ممکنه بخاطر این باشه که من بحت جیمین کشیدم وسط؟! "
" من از این جیمین هیونگ خسته شدم،. اصلا تو چرا داری با من ازدواج میکنی؟! "
" فک کنم من باید ازش عذر خواهی کنم "
" بهرحال ... من باید ازش معذرت خواهی کنم چون اونجا ولش کردم ... "
جونگ کوک کرایه ی ماشینو داد و وارد خونه شد .
_ هی هرزه اصلا می دونی الان چه ساعتی؟!
_ مام ... منظورم اینه که ... خاله ! من برای این وقت ندارم
و از پله ها بالا رفت .
.
.
.تهیونگ وارد اتاق شد و کراواتشو شل کرد .
_ ددییی
تهجون وارد اتاق شد و تهیونگ رو بغل کرد که باعث ایجاد لبخند کوچیکی روی لباش شد .
_ خونه ی عمو جین بهت خوش گذشت؟!
_ ارهههههه، مامانی چطوره ؟!
تهیونگ چشماشو چرخوند و نگاهشو از تهجون گرفت .
_ نمی دونم شاید داره وقتشو با جیمین هیونگش میگذرونه ...
.
.
.جونگ کوک وارد اتاقش شد . اما جیمین اونجا هم نبود .
"شاید به پیش رزه"
با خودش فکر کرد و و آهی کشید و با اخم به سمت حموم رفت .
" چرا نمی تونم باهات لاس بزنم ؟"
" برو با رز لاس بزن"
" اون برای فیلم برداری توی کمپانیه پس من با تو
لاس میزنم."جونگ کوک آهی کشید و آب گرم باز کرد. آب از روی ماهیچه هاش حرکت می کردند .
" اونا کنایه امیز بودن ... نباید الکی امیدوار بشی جونگ کوک"
.
.
.

BINABASA MO ANG
𝑨 𝑺𝒆𝒄𝒐𝒏𝒅 𝒄𝒉𝒂𝒏𝒄𝒆 𝑨𝒕 𝒍𝒐𝒗𝒆 (Vkook) Translated ✅
FanfictionCouple : Vkook . Genre : Ampreg , Drama , Angst , Romance Written By ggukiestaehyung Translated By Kamari ───────ೋღ ღೋ─────── ده سالی هست که جونگ کوک ازدواج کرده اما هیچ عشقی از شوهرش جیمین دریافت نمیکنه . تهیونگ یه پدر مجرده که همسرش بعد از...