جیمین داشت جونگ کوک رو برای قرارش با تهیونگ آماده میکرد .
این کاملا تصمیم جیمین بود و اون دوتا هم بنظر نمیرسید مشکلی داشته باشن .
اما جونگ کوک نمی خواست که خودشو آماده کنه، اما جیمین گوش نمیکرد چون اون یه لجبازه !
به همین خاطر جیمین یک هودی صورتی با شلوار مشکی تن جونگ کوک کرد .
_ هیوووووونگ من شبیه بچه ها شدم !
جیمین لبخندی زد و گونه ی جونگ کوک رو نوازش کرد .
_ به خاطر اینکه اون از تو کوچیک تره ، پس تو باید کوچیک تر بنظر برسی
_ اما چرا باید من کنارش کوچیک تر بنظر برسم؟! نکته اش چیه ؟!
_ اههه ... این فقط بخاطر اینه که تو داری میری سر قرار و باید خوب بنظر برسی
جونگ کوک چشماش رو چرخوند و آهی کشید
_ اوکییی ... باااشه
جیمین دست جونگ کوک رو گرفت و سر انگشتاش رو بوسید که باعث شد جونگ کوک کمی سرخ بشه
_ بزار من برسونمت
جونگ کوک هیچ اعتراضی نکرد
چون میدونست که جیمین فقط داره سعی میکنه صمیمی باشه ... شایدم نه؟
.
.
.جونگ کوک و جیمین به همون رستورانی که توش قرار داشتن رسیدن ، اما چون خیلی زود رسیده بودن ، دیدن تهیونگ هنوز به اونجا نرسیده .
طرف دیگه ما تهیونگ رو داشتیم که بخاطر قرارش کاملا هیجان زده بود و نمی تونست که پنهانش کنه .
توی رستوران بود و داشت کارگر ها رو راهنمایی می کرد که تزئین و بقیه ی کار ها رو به درستی انجام بدن .اون می خواست همه چی عالی باشه !
_ قربان غذا کاملا آماده است ، هال تزئین شده همونطور که شما می خواستین ، گارسون ها هم امادن .
_ اوکی ... کارتون رو درست انجام دادین
الان تهیونگ منتظر جونگ کوک بود که برسه .
جیمین و جونگ کوک داشتن می خندیدن و درباره ی چیزای رندوم صحبت میکردن ، جیمین هرلحظه از جونگ کوک تعریف میکرد و باعث میشد لپ های جونگ کوک سرخ بشه .
_ هیونگ تو امروز خیلی لاس میزنی ! تمومش کن !
_ چرا ؟! مشکلش چیه که من نمی تونم لاس بزنم؟!
_ برو پیش زنت !
جونگ کوک غرغری کرد و جیمین خندید .
_ اون الان توی کمپانی و داره برای یه چیزی فیلم برداری میکنه ! و تو امروز خیلی زیبا شدی! پس من می تونم باهات لاس بزنم . نمی تونم؟!

YOU ARE READING
𝑨 𝑺𝒆𝒄𝒐𝒏𝒅 𝒄𝒉𝒂𝒏𝒄𝒆 𝑨𝒕 𝒍𝒐𝒗𝒆 (Vkook) Translated ✅
FanfictionCouple : Vkook . Genre : Ampreg , Drama , Angst , Romance Written By ggukiestaehyung Translated By Kamari ───────ೋღ ღೋ─────── ده سالی هست که جونگ کوک ازدواج کرده اما هیچ عشقی از شوهرش جیمین دریافت نمیکنه . تهیونگ یه پدر مجرده که همسرش بعد از...