_ تو دوست پسر داری؟!
_ آره دارم، حالا می خوای چیکار کنی؟!
جیمین از روی مبل بلند شد و با ناباوری به جونگ کوک خیره شد
_ ایقد ازش راحت گذشتی جونگ کوکی؟!
جونگ کوک هم بهش نگاه کرد
_ منظورت چیه ؟! و چرا داری اینکارو میکنی هیونگ؟! مگه ... مگه تو عاشق رز نیستی؟! پس چرا داری اینکارو میکنی؟!
_ من نمیدونم ، اوکی! اما دلم نمی خواد تو رو با کسی ببینم
_ مشکل فاکیت چیه؟! من ده سال از زندگیمو بهت دادم ، نه یکی ... نه دوتا ، بلکه ده سال ! و تو منو اون موقع نمی خواستی ، چته تو؟!
جیمین بسمتش رفت تا بغلش کنه به عقب هل داده شد .
_ لمسم نکن، من نمی تونم ... نمیتونم اینو باور کنم ، تو چرا یهویی این شکلی شدی؟! تو ... تو دیشب می خواستی بهم تجاوز کنی _ الان برای چی اینجایی؟! تا دوباره اون کار رو تکرار کنی؟! اما این خونه ی تو نیست خونه ی شوهر آینده ی منه، پس اگه الان بری خیلی خوب میشه
جیمین چشماشو چرخوند و هوف کلافه ای کشید
_ باشه من الان میرم
از خونه زد بیرون اما قبل اینکه بره گفت
_ اما دوباره برمیگردم، مطمئن باش!
رفت و باعث شد جونگ کوک روی مبل بیوفته
_ چرا؟ چرا اون اینجوریه؟! چرا نمی تونم برم پیشش وقتی که خیلی عاشقشم؟!
جونگ کوک آهی کشید و اشکش رو قبل بلند شدنش پاک کرد .
_ باید نهار و شام آماده کنم
.
.
.الان شب بود، و جونگ کوک و تهجون داشتن باهم دیگه درس میخوندن در حالی که تهیونگ چند وقتی میشد از سر کار برگشته بود و داشت دوش میگرفت.
تهجون با لب و لوچه ی آویزون گفت
_ ماما دیگه بسههه!
_ فقط یه کوچولوی دیگه باشه؟! بیا شعرو یاد بگیریم بعدش تموم، اوکی؟!
تهجون خیلی سافت سرشو تکون داد و جونگ کوک لبخندی زد، و به ادامه ی درسش پرداخت
تهیونگ حمومش تموم شد، لباس های ساده ای پوشید و زمانی که داشت به اون دوتا نگاه میکرد، موهاشو خشک کرد .
_ من گشنمه !
جونگ کوک با شنیدن صدای تهیونگ که از ناکجا آباد ظاهر شده بود آهی کشید .
_ ارههه ... صبر کن الان برات امادش میکنم
جونگ کوک بلند شد و تهیونگ متوجه ی حلقه رو انگشتش شد . تهیونگ مچ دستش رو گرفت .

YOU ARE READING
𝑨 𝑺𝒆𝒄𝒐𝒏𝒅 𝒄𝒉𝒂𝒏𝒄𝒆 𝑨𝒕 𝒍𝒐𝒗𝒆 (Vkook) Translated ✅
FanfictionCouple : Vkook . Genre : Ampreg , Drama , Angst , Romance Written By ggukiestaehyung Translated By Kamari ───────ೋღ ღೋ─────── ده سالی هست که جونگ کوک ازدواج کرده اما هیچ عشقی از شوهرش جیمین دریافت نمیکنه . تهیونگ یه پدر مجرده که همسرش بعد از...