part 24

955 106 5
                                        

جیهون pov

نمی دونم باید چیکار کنم وقتی میخواستم با کراش کصخلم صمیمی بشم جیمین رید به همه چیز کل داستان و برام تعریف کرد برای همینه که از سهون متنفرم اگه جیمین تقلب نمی‌کرد و نمی نداخت گردن تهیونگ الان منم پشت اون میز کنار هونی نشسته بودم با خشمی که یهو تمام وجودم و فرا گرفت یه پس گردنی محکم نثار جیمینی که الان همه چیز به تخمش بود زدم چپ چپ نگام کرد
(:چیه
#چرا چرا تو باید اینکار و کنی تنها راه رسیدن من به هونی تو بودی ولی الان همه به خاطر کاری که کردی ازت متنفرن و از منم چون بهترین دوستتم

):چیه نکنه توام جز اون همه ای

#معلومه که نه من شرایط و می‌دونم خب چرا براشون توضیح نمی دی شاید درکت کنن

(:به کیرم که درکم نمیکنن

#یه سوال جیمین تو واقعا یه امگایی یا یه گرگ سادیسمی دیوونه
(:یه نقشه ی توپ براشون دارم
#نه دوباره نه
حرف زدن با تو بیفایده ست

با حس کردن رایحه بوگندو اون آلفای عیاش اخمامو بیشتر کشیدم تو هم

×جیمینی چه خبر
دستشو انداخت رو شونه ی جیمین ، جیمین از خدا خواسته خودشو تو بغل اون آلفا انداخت

(:سهونی به لطف تو اول شدم

یونگی pov
داشتم در حین گوش دادن به حرفهای مزخرف کوک در مورد بازی جدیدش و رکوردایی که ثبت کرده گوش می دادم که باشنیدن جیغ یه بی فرهنگ نگاه هممون به سمت منبع صدا کشیده شد
با دیدن صحنه ی روبرو حس کردم گرگم از عصبانیت میخواد بیاد بیرون

_هیون...
بلند شو بریم حوصله ی سر و صدا ندارم

جیمین pov

×خب...
تا سهون میخواست ادامه ی حرفشو بزنه یکی یه تنه ی محکم بهش زد و اون افتاد رو زمین

وقتی میخواستم به اون احمق بپرم با دیدن چهره ی جفتم خفه شدم بهم پوزخند زد و بعد از یه نگاه تحقیر آمیز به سهون از سلف خارج شد

(:جیهون من دوباره عاشق جفتم شدم

جیهون با یه پوزخند به سهون زل زده بود

#آخی نردبون کوچولو دستتو بده کمکت بلند شی

جیهون pov

کاش دست اون آلفای کیر مغز و نمیگرفتم کاش در اون لحظه میمردم
اون آلفای لعنتی جفت‌ لعنتی من بود جفت حقیقیم انگار که متوجه هیچی نشده بود بلند شد
×ممنون کوتوله خب مینی من میرم به درسام برسم خدانگهدار

اشکام تو چشام جمع شدن و بعد مثل ابر بهاری گریه کردم و اشک ریختم

):دی....چرا داری گریه می‌کنی ببینمت چی شده جیهون

#ازت متنفرم جیمین

جیمینpov

جیهون یهو عین دیوونه ها داشت گریه میکردحتما حسودی میکرد که من شاید با یونگی آشتی کنم ولی اون هیچوقت به هونی نمی‌رسه

your my everythingWhere stories live. Discover now