جیمین pov
انتظار داشتم بعد از اتفاقی که تو دوره ی هیتم افتاد بهم نزدیک تر بشیم ولی اون آلفا هنوز مثل قبل بود و بخوام با خودم روراست باشم اولین باره برای حرف زدن و یا رو به رو شدن با یه نفر انقد خجالت میکشم خب ما باهم فعالیت جنسی داشتیم درسته سکس نکردیم ولی خب اون
....... با فکر کردن به کارایی که تا حدودی یادم بود اون شب انجام دادیم بدنم داغ شد سعی کردم بهش فکر نکنم چشمامو تو کلاس چرخوندم و چشمم به کیم و جئون افتاد ولی این صحنه ای نبود که انتظار داشتم ببینم جئون در حال منت کشی بود در حالی که کیم اونو بهچپش گرفته بود حتی کیفشو برده بود و کنار کیم نشسته بود وات دفاک این کیم چقدر هفت خطه به آلفای خودم نگاه کردم که انگار اونم مثل کیم همه چیز به تخمش بود خوابیده بود و معلومه کسی حتی جرئت نداره بره از کنارش رد بشه چه برسه بره کنارش بشینه
با وارد شدن معلم ادبیات به کلاس رومو از یونگی گرفتم و به تخته زل زدم یه پسره پشت معلم وارد کلاس شد یه نسخه دیگه از جئون ولی فکر کنم امگا بود چون رایحش بوی خوبی می داد معلم ادبیات چند بار رو میز کوبید که همه حواسشون جمع بشه
@بچه ها میدونم وسط ترمه و براتون یه شاگرد انتقالی یه چیز خاصه و عجیبه ولی سوالاتون برای بعد از امتحانتون ایشون جئون جیهیون هستن برادر جونگ کوک
اون تعظیم کرد
شیطان درونم فعال شد بعد از مدتها دویل جیمین برگشته بود پس برادر اون تخم سگ بود
_خانم چو خودش زبون نداره که شما معرفیش می کنید نکنه اونم مثل اون یکی جئون دردسر درست کرده و بیرونش کردن
جئون جیهیون قرمز شد ولی چیزی نگفت
جئون اصلی بهم نگاه کرد ولی برعکس برادرشبا خشم
@جیهیون چون روز اولته میتونی امتحان ندی یه صندلی خالی پیدا کن و بشین
اونم دوباره تعظیم کرد و اومد درست کنار جفت زیبای خفته ی احمق من نشست
(بعد از امتحان)
یونگی pov
از خواب بیدار شدم
حتی نمیدونستم زنگ قبل چی داشتیم و جونگ کوکم چسبیده بود به کون جفتش پس کسی بیدارم نمیکرد حتی معلما جرئت بیدار کردن منو ندارن و واقعا نمیدونم چرا مگه من هیولام به تخمم خب. با حس کردن یه رایحه خوشبو و خنک و آشنا کنارم سرمو بلند کردم و به بغل دستم نگاه کردم و اوه
_جیهیون خودتی یا دارم توهم میزنم
قبل از اینکه چیزی بگه جونگ کوک و جفتش کنارمون قرار گرفتن
+هیونگ یادم رفت بهت بگم جیهیون به اینجا انتقالی گرفته
_اوه
#خوش اومدی جیهیون
٫٫٫مم..ممنونون
_راحت باش از اولشم باید با خودمون میبودی پسر
و یه ضربه دوستانه به شونش زدم
٫٫٫مم.ممن رر.را.حح.ت.تم هییونگ
+بایدم راحت باشه چون من اینجام
#آره واقعا نکه خیلی خوبی برای همون
+ته مگه مشکلمون حل نشد
#حل شد؟
+من که معذرت خواستم دیگه چیکار کنم
٫٫٫لل لطفاً ددعوا ننکن..نید
با حس یه رایحه تلخ و سرد و به شدت آشنا تر از جیهیون به پشت تهیونگ نگاه کردم
بله شیطان برگشته بود
یه قهقه ی بلند زد و با دست به دوستش تنه زد
««هی جیهون پس بگو چرا خانم چو معرفیش کرد چون موتوراش هنگ میکنن و هعی ترمز میگیره
جونگ کوک دستاشو مشت کرد میخواست بره و جیمینو بزنه که کیم زود دستشو گرفت
ولی اون امگای احمق بازم ادامه داد
««فکرشو بکن اگه میخواست خودشو معرفی کنه اینطوری می شد سسس لللام مممن یه بابا زززند ه امم
هاهاها
دوستش معذب سعی کرد بهش بفهمونه بس کنه
+کوتوله همونطور که خانم چو گفت سرت تو کون خودت باشه اگه یه کتک حسابی نمیخوای
«« وای خدا جونگ کوکی از تنها بازنده ی خونوادش خجالت میکشه بیچاره
_جیمین
با شنیدن صدام بهم نگاه کرد
موهای جیهیون و نوازش کردم
--به دل نگیر این دوستمون منظوری نداره هونی
_دنبالم بیا امگا
با لحن آلفاییم گفتم و اونم با قدما ی عصبی دنبالم کرد
(پشت مدرسه)
««چیه؟
_چته؟
««هاهاها من چمه تو کارم داری چی میخوای
بهش نزدیک تر شدم به دیوار پشتش چسبیده بود چشماش یکم دو دو میزد ولی بازم تو چشام خیره بود امگای تخس دستمو رو گونش گذاشتم و نوازشش کردم
_موچی اعصابمو به بازی نگیر به جیهیون بدبخت که تازه اومده چیکار داری اون خیلی ضعیف و شکننده ست نباید اذیتش کنی فهمیدی
««اگه نفهمیده باشم چه غلطی میکنی یووونی
به زور سعی داشتم خندمو کنترل کنم
دستمو از روی گونش برداشتمو و یه طرف باسنشو چنگ زدم
_امگا کوچولو حرف آلفاتو گوش کن و شیطونی نکن
پوزخندی زد و دستشو و روی خط قرمزم گذاشت
«« تو نیاز داری یکی خودتو پر کنه نعنا
یه امگا چقدر میتونست وقیح باشه دستشو گذاشته بود رو باسن آلفاشو و حرف .....
دستشو به شدت پس زدم چیزی که میتونست یه تنبیه خوب براش بشه رو گاز گرفتم دندونامو تا آخر تو گونش فرو کردم و بعد از یه مک کوتاه ازش جدا شدم و بله به همین راحتی این امگای پر رو به گریه افتاد
_دفعه ی اول و آخرت بود حواست باشه چی گفتم کاری به کارش نداری من چیز زیادی بهت نمیگم هشدارم به خاطر جونگ کوک بود برادرش سختی زیادی کشیده نباید اذیتش کنی موچی بد
و بعدش بدون توجه به اشکاش و دستی که روی گونش گذاشته بود و نفرت چشماش از اونجا به سمت کلاس رفتم
جیمین pov
چرا من انقدر بدبختم از جفت احمقم چی میخوان اول کیم الان اون جئون میدونم غرورم پیش خودم خدشه دار شده ولی منو امگام جفتمو میخوایم ااااه تایم مدرسه برام مثل یه قرن گذشت و بلاخره تموم شد کل این تایم
جفتم پیش کیم و جئون ها سر میکرد بی توجه به حرفهای جیهون گفتم خستمو ازش خداحافظی کردم
از مدرسه خارج شدم که با حس کردن رایحه یونگی پشتم برگشتم و بهش نگاه کردم
_میخوای باهم بریم بگردیم؟
اولش تعجب کردم ولی بعدش نادیده گرفتم و سمت ماشین رانندم رفتم ولی ته دلم امیدوار بود که دنبالم بیاد فقط اگه یه بار دیگه درخواست می داد اونوقت مثل یه امگای خوب و مطیع دنبالش راه میفتادم ولی متأسفانه اون مین یونگی بود راهشو کشید و می خواست بره که دستشو گرفتم
+صبر کن به رانندم خبر بدم الان میام
پوزخند زد و باشه ای زمزمه کرد
و الان تو یه پارک کوچیک نشسته بودیم و اون سرشو گذاشته بود رو شونم و خواب بود همین این گردشش بود لعنت به من و گرگ احمقم که دنبالش راه افتادم نیم ساعت بعد شونم خشک شده بود ولی بازم تکون نمیخوردم چون من آلفامو کنارم میخواستم و اون الان کنارم بود
عین یه بچه گربه سرشو به شونم مالید و خرخری کرد و بیدار شد
_ساعت چنده
+شیش
_خب میخوای بریم رستورانی یا یه جایی همچین چیزی میتونیم یکم خوش بگذرونیم
+یه جایی هست که میخوام برم
(مرکز خرید دوتا)*دوتا یه مرکز خرید معروف تو سئوله
یونگی با چشمای بعداً حسابتو می رسم به اونجای نورانی و شلوغ نگاه میکرد ولی اینجا مکان آرامبخش من بود و خرید کردن واقعا آرومم میکرد
دستشو گرفتم و سمت بوتیک مورد علاقم حرکت کردم
_جای آرومتر و بهتری سراغ نداشتی
+هیش دنبالم بیا خوشت میاد من همیشه میام اینجا باید یکم به قیافه ی ضد حالت برسیم و بعدش میریم مکان بعدی خودت بهم پیشنهاد قرار دادی پس حالا باید هرکاری گفتم انجام بدی گربه ی تنبل
به بوتیک که رسیدیم داخل رفتیم و بوی رایحه ی مورد علاقم اومد رایحه ی یکی از دوستای خرپولم که یه سه سالی ازم بزرگتر بود و یه آلفای غالب بود خیلیم خوشتیپ و خوش استایل و کاملا باب میل من ولی حیف که امگا داشت اونم از جفت شانسی نداشت امگاش یه امگای زشت ابرو موکتیه بد اخلاق با رایحه ی عجیب هویج بود آخه مگه هویجم بو داره
جفتش بازیگر بود هه با اون قیافه ی پوکر زشتش
با شنیدن صدای کای دست یونگیو ول کردم و پریدم بغلش
+یااا کیم جونگین احمق چطوری
#اوه جیمینی واقعا سنگین شدی
از بغلش بیرون اومدم و به یونگی نگاه کردم به نظر عصبی میومد
جونگینم به یونگی خیره شد
#نمیخوای این دوست خوشگلتو که عصبی به نظر میرسه معرفی کنی
ای وای جونگین فکر میکرد یونگی امگاست یه عیب بزرگ که این آلفا داشت این بود که با همه ی امگاها چه جفت دار و چه ندار لاس میزد حتی با اینکه از جفتش خیلی کتک خورده بود این عادت از سرش نیفتاده
قبل از اینکه من چیزی بگم رایحه ی سرد و تلخ نعنا خودشو معرفی کرد
+سلام من یونگیم
#اوه یونگیا برای یه امگا خوب نیست خیلی عصبی بشه رو صورت خوشگلت چروک میفته
قبل از اینکه اون احمق هم خودشو و هم منو به فاک اعظم بده پریدم وسط لاس زدنش
+ هاهاها جونگین احمق اون مثل تو یه آلفای غالبه و دوست پسر منه
جونگین یکه خورد و با تعجب نگاهمون کرد و یه لبخند مضطرب زد
#مم..من معذرت میخوام اشتباه متوجه شدم من جونگینم ولی میتونی کای صدام کنی یونگی
_ممنون کای
سریع سمت رگال لباس ها چرخیدم و سعی کردم زودتر لباس انتخاب کنم چون اون آلفا به شدت عصبی به نظر می رسید بعد از عوض کردن لباسام و به تن کردن لباسایی که به نظرم به اون گربه ی بداخلاق میومد تو آینه به خودمو و گربم خیره شدم لباسامون متضاد هم بود و تعریف از خود نباشه همه چی بهم میومد ولی آلفام واقعا عوض شده بود و خوشتیپ بود ولی هنوز اخم داشت و شبیه یه گربه ی سبز با لباس سیاه شده بود برای کلاب عالی به نظر می رسیدیم منو اون واقعا مکمل هم بودیم و خدایا یه آلفا چقدر میتونه خوشگل باشه اون مثل برف سفید بود موهای نعناییش خیلی لباس خیلی بهش میومد چشمای گربه ایش هوف جیمین نباید الان سخت بشی با اینکه خیلی سخته ولی برای امشب برنامه داری حواست باشه بزارش برای شب یه شب هات تو اتاق هتل مورد علاقم رفتم جلوش وایسادم چتریاشو مرتب کردم واقعا عالی بود
انگشتام و با اغوا گری از روی شونه تا روی سینش کشیدم و به لباسش چنگ زدم
+آلفا کوچولو وبچه گربه ی من شبیه یه گربه ی هات شده و امشب قراره با صاحبش خیلی شیطونی کنه
دستمو از روی سینش برداشت
_حواست باشه خیلی شیطونی نکنی موچی چون امروز به اندازه ی کافی رفتی رو اعصابم
یکم دیر شد ولی سرم شلوغ بود امیدوارم خوشتون بیاد
BINABASA MO ANG
your my everything
Romancekookv اونجا بود که فهمیدم اون هیچوقت به کسی مثل من به عنوان جفت فکر نمیکنه اینو اون پوزخند روی صورتش به خوبی نشون میداد yoonmin برو یه نگاهی تو آینه بنداز یونگی تو نه تنها شبیه یه آلفای غالب نیستی بیشتر شبیه یه امگای احمقی آخه کدوم آلفای فاکی موهاش...
