تهیونگ pov
اینکه ردم کرده رو نمیدونم در مورد اون حرفی نزد...نه؟یعنی یعنی فقط گفت به کسی نگم آره آره پس دلیلی نداره بترسم اون ردم نکرده تو همین گیر و دار بودم که چشمم به کلوب موسیقی افتاد داخلش خالی بود و اون پیانو داشت اونجا بهم چشمک میزد اشکالی نداره فقط یه قطعه میزنمو سریع میرم بیرون قرار نیست کسی ببینه سریع وارد شدمو درو بستم و رفتم پشت پیانو نشستم و دستمو رو کلاویه هاش کشیدم واقعا بهش نیاز دارم و کم کم شروع به نواختن آهنگ مورد علاقم کردم صداش یکم خش داشت ولی اینم میتونست آرومم کنه بعد از اینکه آهنگو زدم
یه نفس عمیق کشیدم و بلند شدم که برم با دیدن مین یونگی که با یه لبخند لثه ای نگام می کنه تقریبا سکته رو رد کردم اون جلو اومد و گفت واقعا کارت عالی بود کیم تهیونگ با تعجب بهش نگاه کردم و گفتم ممنونم یونگی شی لبخندش پررنگ تر شدو گفت بهم بگو هیونگ من ازت بزرگترم بچه منم یه لبخند کوچیک زدم سرمو به نشونه تایید تکون دادم ممنون هیونگ
جیمین pov
باید با اون آلفای زبون نفهم حرف میزدم از یکی از بچه های کلاسمون پرسیدم کجاست اونم بهم گفت رفت در کلوبشونو قفل کنه اینطوری بهتره میتونیم تنهایی حرف بزنیم سریع به سمت کلوب موسیقی رفتم درش نیمه باز بود نزدیک در که رسیدم صداشو شنیدم به داخل نگاه کردم داشت با یه لبخند گنده با کیم حرف میزد و دستش رو شونش بود این واقعا خیلی زیاده رویه پس هرزه داره برای همینم با من اونطور رفتار میکنه و اینجا با یه لبخند گنده مشغول لاس زدن با کیم حال بهم زنه یه درسی بهت بدم احمق دیکهد
تهیونگ pov
وقتی پیانو زدنم تموم شد و با یونگی هیونگ حرف زدم واقعا حس بهتری داشتم ولی بازم گرگم یه گوشه کز کرده بود و میخواستم گریه کنم سمت دستشویی رفتم که یکم آب به سر و صورتم بزنم و موهامو یکم مرتب کنم
وقتی وارد سرویس بهداشتی شدم یکی محکم هولم داد و به در یکی از دستشوییا خوردم و با درد ناله ی کوچیکی از بین لبام خارج شد
(حدس اینکه کی بود سخت نیست بله پارک جیمین
جیمین با+تهیونگ_)
با درموندگی بهش نگاه کردم
_چی میخوای جیمین
پوزخند زد از این پوزخندش معلومه چی میخواد خوب باهاش آشنام
+ بگو ببینم تو هرزه ی مین یونگیی
با تعجب بهش نگاه کردم واقعا زبونم بند اومده چرا باخودش همچین فکری کرده
_چرا همچین فکری کردی یونگی هیونگ دوستمه توهم ز.....که با سیلی محکمی که به صورتم زد ساکت شدم و دستمو رو جای دستش گذاشتم اون با عصبانیت موهامو کشید
+منو ببین کیم حال بهم زن از یونگی دور بمون فهمیدی
با درد سعی میکردم از خودم دورش کنم و سرمو به نشونه ی تایید تکون دادم هولم داد محکم به دیوار خوردم خواست چیزی بگه که با وارد شدن کسی ساکت شد چون از رایحش معلوم بود حتی جیمین عوضیم ازش می ترسید کیه بله جفتم تو بدترین شرایط وارد شده بود یه نگاه به جیمین انداخت و با بی اعتنایی سمت آیینه ها رفت موهاشو و یقشو مرتب کرد بعدش برگشت و به من نگاه کرد انتظار داشتم کاری بکنه یا چیزی بگه ولی فقط بهم یه پوزخند زد و از اونجا رفت و من صدای شکستن قلبمو شنیدم اون پوزخندش نشون داد که اون اصلا به من به عنوان جفتش اهمیتی نمیده و اون نگاه پر تمسخرآمیزش انگار واقعا ردم کرده چه انتظاری دارم واقعا احمقم دستمو رو قلبم گذاشتم و شروع به گریه کردم جیمین اول با تعجب بهم نگاه کرد ولی بعدش به خودش اومد و گفت یادت باشه چی گفتم کیم و این رایحه تلخ و بوگندوتو کنترل کن واقعا حال بهم زنی و بعد از زدن حرفاش اونم رفت و من موندم و یه گرگ بغ کرده و اشکامو و درد قلبم
خب کامنت یادتون نره بوس بای
ŞİMDİ OKUDUĞUN
your my everything
Romantizmkookv اونجا بود که فهمیدم اون هیچوقت به کسی مثل من به عنوان جفت فکر نمیکنه اینو اون پوزخند روی صورتش به خوبی نشون میداد yoonmin برو یه نگاهی تو آینه بنداز یونگی تو نه تنها شبیه یه آلفای غالب نیستی بیشتر شبیه یه امگای احمقی آخه کدوم آلفای فاکی موهاش...
