جیمین pov
با شنیدن حرف جیهون من با اخم و تهیونگ با تعجب بهش نگاه کردیم
#چیه مگه ولنتاین روز عشقه عجیبه که بخوام به آلفام شکلات بدم
(:هه مگه ما دختریم که بخوایم برای اون احمقا شکلات درست کنیم هه هه من می تونم به یونگی دستور بدم که برام درست کنه
+منم میخوام برای کوکی یه کیک شکلاتی درست کنم وای!!
):کیر
#انقد حسودی نکن برای همین یونگی هیونگ میخواد تغییرت بده ببین تو ذهن ما چیه تو ذهن تو چیه یه بار فقط یه بار تلاش کن که عین امگا ی عادی باشی
):باشه
#آف....چی؟
):گفتم باشه عوضی راستش خودمم دلم میخواد بهش شکلات بدم
+واقعا!؟
):آره چرا انقد تعجب می کنید اون همهی حرفامو گوش میکنه یه جایزه کوچیک حقشه
#جیمین ما هممون می دونیم که تو آشپزیت افتضاحه
):نخیرم آشپزی من عالیه مگه نه ته؟
+راستشو بخوای نه اصلا دستپختت افتضاحه پس بهتره براش یه آماده بگیری
):نه منم میخوام درست کنم همین که گفتم
A moment later
(:این یه دستوره فهمیدی سهون
@هاه باشه جیم
(خونه ی جیمین)
(:بخورش
@باشه
(:چطوره
@مزه ی زهر میده
):واقعا
@متاسفانه
):باشه این یکی چی
@مزه ی مرگ و چشیدم .
):این یکی آخریه بخورش
@هاه از شکلات متنفرم
):جیهون میخواد بهت بده نقش بازی کنی که خوشت اومده
@باشه بده اینو
@آم جیمین به نظرم تو تلاشتو کردی نشد دیگه نشد
):حق با توئه حیف شد
@چرا خب از جیهون یا تهیونگ نمیخوای کمکت کنن
):چون هر دوشون مطمئنن من نمی تونم
@حالا که اینطور شد حاضرم طعم مرگ و ده بار بچشم فقط برای تو جیمینی
(: واقعا
@پس چی فکر کردی من نمیزارم هیچکس دوستمو ناراحت کنه خب شروع کن
شکلات درست کردن جیمین تا صبح طول کشید و آخرش سهون بدبخت مسموم شد و مجبور شد بره بیمارستان جیمینم شکست خورده راهی مدرسه شد
ESTÁS LEYENDO
your my everything
Romancekookv اونجا بود که فهمیدم اون هیچوقت به کسی مثل من به عنوان جفت فکر نمیکنه اینو اون پوزخند روی صورتش به خوبی نشون میداد yoonmin برو یه نگاهی تو آینه بنداز یونگی تو نه تنها شبیه یه آلفای غالب نیستی بیشتر شبیه یه امگای احمقی آخه کدوم آلفای فاکی موهاش...
