kookv
اونجا بود که فهمیدم اون هیچوقت به کسی مثل من به عنوان جفت فکر نمیکنه اینو اون پوزخند روی صورتش به خوبی نشون میداد
yoonmin
برو یه نگاهی تو آینه بنداز یونگی تو نه تنها شبیه یه آلفای غالب نیستی بیشتر شبیه یه امگای احمقی آخه کدوم آلفای فاکی موهاش...
از خوشحالی داشتم جون می دادم جونگ کوک بهم اعتراف کرد دوستم داره الان میمیرم
(:بچه ها یه فکر خیلی خوب دارم
#تو خواهشاً فکر نکن
+چه فکری
(:نظرتون چیه بریم پیش یه شمن
#دیوونه شدی عوضی
+شمن؟منظورت ساحره ست ؟
(:آره هیجان انگیز نیست می تونیم برای جفتامون جادو کنیم که راممون بشن
+نه
#نه
با شنیدن جواب همزمان من و جیهون اخماشو تو هم کشید
(:باشه خودم تنهایی میرم ولی یادت باشه تهیونگ من به خاطر تو اون همه کار کردم و پشتت وایسادم و تو جیهون من باعث شدم به جفتت برسی یادتون باشه چطور پشتم و خالی کردید
با تردید به جیهون نگاه کردم
#اه به درک باشه باهات میام ترول عوضی
(: خب امشب ساعت نه به این لوکیشن بیاید ×××××
+من میترسم
(:نترس ته خوش میگذره...
_تهیونگ
با شنیدن صدای کوک تمام اون حسای بد رفتن و دوباره یاد اعترافش افتادم خودمو انداختم تو بغلش
_چی شده از چیزی ترسیدی
(:نه
_من از تو نپرسیدم چی شده ته نکنه این دوباره اذیتت کرده
+نه من.....من به خاطر امتحان استرس دارم
جیمین بلند شد و منو جونگ کوکو از هم جدا کرد
(:ما باید بریم کار داریم جئون برو پی کارت
_هی عو......
ولی جیمین بدون توجه به کوک دست منو جیهونو گرفت و رفتیم تو کلاس
(:یادتون نره کسی نباید با خبر شه مخصوصا آلفاها
#ازت متنفرم
(:منم همینطور خب شب میبینمتون
(ساعت9:10 دقیقه)
Oops! This image does not follow our content guidelines. To continue publishing, please remove it or upload a different image.