part 33

603 88 28
                                        

تهیونگ pov

از خوشحالی داشتم جون می دادم جونگ کوک بهم اعتراف کرد دوستم داره الان میمیرم

(:بچه ها یه فکر خیلی خوب دارم

#تو خواهشاً فکر نکن

+چه فکری

(:نظرتون چیه بریم پیش یه شمن

#دیوونه شدی عوضی

+شمن؟منظورت ساحره ست ؟

(:آره هیجان انگیز نیست می تونیم برای جفتامون جادو کنیم که راممون بشن

+نه

#نه

با شنیدن جواب همزمان من و جیهون اخماشو تو هم کشید

(:باشه خودم تنهایی میرم ولی یادت باشه تهیونگ من به خاطر تو اون همه کار کردم و پشتت وایسادم و تو جیهون من باعث شدم به جفتت برسی یادتون باشه چطور پشتم و خالی کردید

با تردید به جیهون نگاه کردم

#اه به درک باشه باهات میام ترول عوضی

(: خب امشب ساعت نه به این لوکیشن بیاید ×××××

+من میترسم

(:نترس ته خوش میگذره...

_تهیونگ

با شنیدن صدای کوک تمام اون حسای بد رفتن و دوباره یاد اعترافش افتادم خودمو انداختم تو بغلش

_چی شده از چیزی ترسیدی

(:نه

_من از تو نپرسیدم چی شده ته نکنه این دوباره اذیتت کرده

+نه من.....من به خاطر امتحان استرس دارم

جیمین بلند شد و منو جونگ کوکو از هم جدا کرد

(:ما باید بریم کار داریم جئون برو پی کارت

_هی عو......

ولی جیمین بدون توجه به کوک دست منو جیهونو گرفت و رفتیم تو کلاس

(:یادتون نره کسی نباید با خبر شه مخصوصا آلفاها

#ازت متنفرم

(:منم همینطور خب شب می‌بینمتون

(ساعت9:10 دقیقه)

(ساعت9:10 دقیقه)

Oops! This image does not follow our content guidelines. To continue publishing, please remove it or upload a different image.
your my everythingWhere stories live. Discover now