تهیونگ pov
منو جیمین و جیهون تو حیاط نشستیم و الآنم داریم به چرت و پرتای جیهون در مورد افتضاح بودن شانسش تو ی آلفای به اون خوشتیپی و خفنیه
+ درسته جیهیونم دوست دارم ولی اون به طور واضح جامعه گریزه ولی جفتت خیلی هاته تازه خیلیم خفنه دیگه چی میخوای با ماشین بردتت سر قرار برات بستنی خریده
):تازه به من زنگ زد گل موردعلاقشو ازم پرسید براش گلم خریده
+مردمم از جفت شانس دارن و قدرشونو نمی دونن باورت میشه جونگ کوک حتی یه بارم برام گل نخریده و یه قرار درست حسابی نداشتیم تازه هر وقت خوراکی بخواد منو میفرسته براش بخرم و تو این زمستون منو با موتور غراضش میچرخونه از سرما تموم استخونام یخ میزنن
(:وضع تو که بهتره یونگیو که دیدی همیشه ی خدا ازم طلبکاره حتی یه محبتم ازش ندیدم فقط عین وحشیا گازم میگیره یه بارم بهم پیشنهاد نداده بریم سر قرار اون موقعم که بردمش سر قرار پول همه چیزو من حساب کردم اصلا ماشین و موتور نداره با تاکسی که پول اونم من میدادم می رفتیم اینور اونور
+جونگ کوکم به حرفهای من گوش نمی ده هرکاری میخواد می کنه مطمئنم مامانمو بیشتر از من دوست داره
آخه به حرفایی اون بیشتر از من توجه میکنه
):تازه باید الهه ی ماهو شکر کنی که جفتت یه دوست مثل جئون نداره که بهش از جفتش بیشتر بچسبه
+یا مثل یونگی هیونگ که بیست و چهار ساعته رو شونه ی کوک خوابه و جونگ کوک حتی زنگای استراحت به خاطر اینکه خواب اون گربه ی خیار شور خراب نشه از جاش تکون نمی خوره
#آم هاهاها ببخشید انگار دلتون از منم پر تره حالا که اینطور می گید پس الهه ی ماهو شکر می کنم به خاطر لک لکم
+ما چقدر بدبختیم جیمینی
(: نظرتون چیه امشب با این آلفا های احمق بریم به همون کلاب هم خوش میگذرونیم هم اینطوری شاید بهم نزدیکتر بشیم
و یه کارای آسمونی بکنیم و مثل اونشب حسابی خوشتیپ کنیم
+فکر نکنم جونگ کوک اجازه بده ولی می دونم چطور راضیش کنم
#منم نمیخوام دوباره ریخ....
جیهون دوباره میخواست به بهترین آلفایی که دیدیم چیزی بگه که با دیدن قیافه آتشین من و جیمین خفه شد احمق
#هی ته بزار یه چیزی بهت بگم این آلفای رویاییت همون دوست جیمینه که باهاش تو رو بدبخت کرد خیلیم مهربون و خفن نیست
+چیییی
(:هاها...خفه شو جیهون درسته همونه ولی قسم میخورم اون نمی دونست که من میخواستم برگه رو تو کیف تو بندازم فقط فکر کرد سوالارو میخوام به من کمک کرد
با بیخیالی شونه ای بالا انداختم چون رایحه جیمین دوباره به سمت تلخی رفت فکر کنم متوجه ناراحتیم شد درسته گفتم بخشیدمش ولی گرگم هنوز ناراحت و عصبانی بود
KAMU SEDANG MEMBACA
your my everything
Romansakookv اونجا بود که فهمیدم اون هیچوقت به کسی مثل من به عنوان جفت فکر نمیکنه اینو اون پوزخند روی صورتش به خوبی نشون میداد yoonmin برو یه نگاهی تو آینه بنداز یونگی تو نه تنها شبیه یه آلفای غالب نیستی بیشتر شبیه یه امگای احمقی آخه کدوم آلفای فاکی موهاش...
