●part22●

43 3 0
                                        

[کامنت ،کاور و ووت یادت نره نُوا•^• ]

•••

جیمین : چطوری هیچ چیزی رو جدی نمیگیری؟باخبری الان داشتی با چه کسی صحبت میکردی؟ کسی که نزدیک بود قاتلت بشه ته! میدونی چه ریسکی داره که بخاد برات کار کنه؟

تهیونگ کتشو در آورد شونه هاشو ماساژی داد و به سمت آشپز خونه ی عمارت جئون رفت . صندلی رو عقب کشید و با یه حالت کلافه پشتش نشست...

_ بیخیال هیونگگگ. کل موقعیت من یعنی ریسک.اینم روش . توکه منو میشناسی! من کلا آدم ریسک پذیری هستم. بعدشم ، جدی بودن خیلی چیز چرتیه. نیست؟ چرا وقتی میتونی با تمسخر و خنده ، اون روی خودتو بپوشونی ، باید به جدیت رو آورد؟ واقعا درکتون نمیکنم...

جیمین دقیقا میفهمید که داره چی میگه . هر چی نباشه اون بیشتر از یوجین کنارش بود...

_ هیونگ؟
+ ها؟ چته؟
_ قهوه؟ توروخداااا

دستاشو روی میز دراز کرده بود و سرشو کج کرده بود. چی بهش میگن؟ آم... آره . دقیقا مثل دخترای پیک می شده بود...

+ بس کن مسخره...

و زد زیر خنده و به سمت قهوه ساز رفت . خیلی عجیب بود ولی اصلا حس اینکه توی خونه ی یه نفر دیگس بهش داده نمیشد . انگار نه انگار که غریبه ای بیش نیست. توی این چند روز جای تمام وسایل ، اتاق ها و حتی قوانین عمارت رو حفظ شده بود...
"چه حس عجیبِ خوبی..."

رینگ.... رینگ....

دستشو دراز کرد و گوشیش برداشت ...

تهیونگ : الو؟ بفر...

_ الو قربان؟؟؟ یهو کحا غیبتون زد؟ حالتون خوبه ؟ جاییتون نشکسته؟ سالمی..

+ اهاییی. گوشم رفت... ببخش . یادم رفت بهت بگم.نه چیزی نشده... عمارت جئونم... تا ۱ ساعت دیگه برمیگردم.

_ بله . دریافت شد. به رئیس میگم برای چک کردن زخم صورتتون پیش دکتر نوئلید. پس.. با اجازه.

[قطع شدن]

○ خواهش میکنم... تا شام پیش ما بمونید آقای کیم.

"ودف؟ این دیگه صدای کیه؟ نکنه جن زده شدم؟"

نگاه سنگینی رو روی خودش حس کرد. پس برگشت و به جیمین که داشت صاف تو تخم چشاش نگاه میکرد خیره شد...
جیمین دستاشو به نشانه ی احترام جلوش نگه داشته بود...

_ اوسکول. برگرد پشتتو ببیننن.

و دوباره به کسی یا چیزی که پشت سر تهیونگ بود لبخند ملیحی زد...

+ منظورت چ(۹۰ درجه برگشتن)...

اولین صحنه ای که دید رئیس جئون بود که داشت با لبخند نگاهش میکرد...

+ خ خ خدای من. منو ببخشید رئیس جئون. نفهمیدم‌ اومدید...

و نگاهشو به جونگ کوک که دقیقا پشت شونه ی چپ رئیس ایستاده بود داد...

SynodicWhere stories live. Discover now